روشن نمایی :
در ویرایش این نوشته ، ما از نسک (کتاب) «پارسی بگوییم، تازی نگوییم» ، برای سره نویسی واژه های تازی به پارسی بهره گرفته ایم.
شاد بودن و خوشبختی، چندان به پیشامدهای بیرونی بستگی ندارند
می اندیشم شاد بودن و خوشبختی ، چندان به پیشامدهای بیرونی بستگی ندارد بلکه از درون خودِ آدمها سرچشمه میگیرد. روشهای بیرونی جوراجوری را میتوانید به زندگیتان درچکانی(تزریق) کنید تا شاد شوید ، ولی اگر از درون افسرده و غمگین باشید ، یا اگر از درون ناتوان باشید ، هیچ چیز خوشی رخ نخواهد افتاد. از سوی دیگر اگر هیجانها و رفتارتان را در راه درست رسانایی(هدایت) نکنید، چه بسا جهان شما هم پیغان های(شرایط) بدتری پیدا خواهد کرد. با این روشها شما میتوانید به آسانی خودتان را بدبخت کنید :
خودتان و زندگیتان را با دیگران بسنجید
به همه چیزهایی یسندیشید که دیگران دارند ولی شما ندارید (همچون پیشه خوب و پردرآمد ، بهم بستگی های مهرانگیز و پایدار ، تن و استایل گیرا و بی کاستی ، تندرستی ، کامیابی ، ناموری ، زیبایی ، شادابی و…). سپس در اندیشه تان شادمانی و خوشبختی آن ها را پیکردهی(تجسم) و فرتوردهی(تصور) کنید که شما هم اگر آن چیزها را داشتید چه اندازه خوشبخت بودید. اگر اینجور بیندیشید به شما دلارامی(اطمینان) میدهم سهش(احساس) بدبختی همه زندگیتان را فراخواهد گرفت.
همسنجی(مقایسه) یک گره شالوده ای(اساسی) دارد و آن اینکه همیشه یکی هست که از شما بهتر باشد. داراییهای بیشتری داشته باشد ، دانش بیشتری از شما داشته باشد ، چهره بهتری داشته باشد ، جامههای بهتری بپوشد، پیشه بهتری داشته باشد و… . اگر میخواهید این سهش(احساس) را نداشته باشید ، به جای همسنجی با دیگران ، خودتان را با خودتان بسنجید . کامیابیها و شکستهایی را که در زندگی خویش داشتهاید در نگر بگیرید. بالندگی در زندگی خود را در نگر بگیرید . به آبشخورهایی(مواردی) که همیشه دوست داشتید در آن پیشرفت کنید ، ولی نتوانستهاید یا کوشیدید و هوده(نتیجه) نگرفتید ، باریک بینی کنید. سپس طرحهایی تازه برای پیشرفت در آن آبشخورها برای خودتان بریزید.
زمان بسیاری را به اندیشیدن به گذشته و آینده بگذرانید
روش کار ساده است ، گاه و بی گاه و در هر زمان ، هنگام کار ، خوانش(مطالعه) ، گام(قدم) زدن ، تنهایی یا در دورهمی به پیشامدهای گذشته بیندیشید و نشخوار اندیشه کنید . برای اینکه در این کار کامیاب تر شوید بکوشید تنها پیشامدهای ویژه را به یاد آورید که در آن ها شکست خوردهاید یا ناگریز کامیابی هایی را بیاد آورید که هیچگاه بازکار(تکرار) نشدند. چه بسا اینگونه اندیشیدن به گذشته یا ناگریز پنداربافی برای پیشامدهایی که در آینده رخ خواهند داد ، بسیار کامبخش باشد. بکوشید تا جایی که شدنی است کنایش(تمرکز)تان را از اکنون و پیشامدهایی که روی میدهد بردارید . به این روش من به شما دلارامی میدهم که هر دم سهش(احساس) بدبختی کنید!
اگر میخواهید سهش بدبختی نداشته باشید ، باید اندیشه تان را خود بگردانید(مدیریت کنید). آنگاه که اندیشه های گرداننده(مدیریت) شده باشند ، اندیشیدن به گذشته و آینده «بخشی» از زندگی روزمره شما خواهند شد و نه همه زندگی شما. اگر می اندیشید که میتوانید این اندیشه ها را از ویر(ذهن)تان بزدایید ، چه بسا بازندانی(اشتباه) میکنید. دلگذر(خاطره)ها از ویر(ذهن) نمی روند و پنداربافی نیز یکی از ویژگیهای ویر(ذهن) هر انسانی است. از سوی دیگر نمیتوانید اندیشه هایتان را ایستا کنید ، چراکه ویر(ذهن) انسان ماشین ۲۴ تسوکه(ساعته) اندیشه زاست(تولید) می کند و کوشش برای خاموش کردن آن ، به کنش(عملاً) بی خنج(فایده) است. مانند این است که من به شما بگویم به زرافه نیندیشید! اکنون به چه چیزی می اندیشید!؟
برای بودن در این دم ، یکی از روشها ، دم و بازدم و کنایش(تمرکز) روی آن است. یکی دیگر از روشها ویر(ذهن)آگاهی روی کاری است که در زمان کنونی می انجامید. نمونه وار اگر رانندگی می کنید ، به جای اندیشیدن به سخنان فرنشین تان(رئیستان) (یا استاد یا همکارتان) ، به چیزی که درست در روبروی شما میگذرد کنایش(تمرکز) کنید . نمونه وار به ماشینهایی که از کنار شما می گذرند ، به درختان ، به آدمها، به ساختمانها بنگرید و بیندیشید.
روی چیزهایی که ندارید کنایش(تمرکز) کنید
به چیزهایی بیندیشید که همیشه دلبسته بوده اید داشته باشید و به دست نیاوردهاید . به آرزوهای از دست رفته بیندیشید. ناگریز(حتی) میتوانید سرزنش خودتان را آغاز کنید. خودتان را از برای اینکه دست و پا چلفتی بودید و نتوانستید یک کار درست انجام دهید ، سرزنش کنید. خودتان را از برای این که چنان باهوش نبوده اید که بتوانید در پیشه تان پیشرفت کنید یا آنچنان توانمند نبوده اید که در دانشگاه یا مدرسه نمره های بالا بدست آورید سرزنش کنید. من به شما پایندان(ضمانت) میدهم با کنایش(تمرکز) روی نداشتههایتان ، شما یکی از بدبختترین آدم های روی زمین خواهید شد!
اندیشیدن به این چیزها آکی(عیبی) ندارد. همه ما در روزهایی از زندگیمان ، افسوس نداشتهها و کارهای نکردهمان را میخوریم، آک از آن جایی می آغازد که این مدل از اندیشیدن ، الگوی اندیشه روزانه شما شود ، بدون اینکه تلاشی برای کاهش این افسوس کرده باشید. آک این شیوه این است که اگر هیچ کاری نکنید ، همیشه در همین جایگاه خواهید ماند. همیشه افسوس خواهید خورد و همیشه خودتان را سرزنش خواهید کرد . برای اینکه این سهش(حس) را نداشته باشید، باید «انجام به کنش» کنید. به چه ماناک(معنا)؟ چیم(یعنی) این که اگر آنچنان که باید افسوس خوردهاید! اکنون گاه آن رسیده که برنامهای برای زندگیتان بچینید که دست کم همین دم هم به افسوس دگر نشوند. نمونه وار بجای این که به این بیندیشید که چرا پول ندارید ، روی این زمینه ای کنایش(تمرکز) که «چگونه» میتوانید از این پس پول به دست بیاورید و برنامهای کنشی و کاربردی برای این کار بنویسید.
اگر میخواهید سهش(حس) بدبختی نداشته باشید، باید اندیشه هایتان را بگردانید(مدیریت کنید) . دنبال کاستی کار(مقصر) راستین برای بازندانی هایتان(اشتباههایتان) بگردید. به خانوادهتان بیندیشید. اگر خانواده آرامی داشتید ، اکنون روانتان خوب بود . یا به پیغان های(شرایط) اندازه داری(اقتصادی) انجمن(جامعه) بیندیشید . اگر اندازه داری کشور بیمار نبود شما اکنون پولدار بودید. به پیرامون(محیط) کاریتان بیندیشید. اگر فرنشینتان(رئیستان) آدم بیخودی نبود ، اگر همکارانتان زیرابتان را نمیزدند ، اکنون جایگاهی بالاتر داشتید . اگر استادتان عقدهای نبود! این ترم پیغان شده(مشروط) نمیشدید ، اگر پدر و مادرتان پرگ(اجازه) میدادند ، شما بهتر می گزیدید . بکوشید تا جایی که شدنی است ، برای چیزی که اکنون هستید، دنبال شُوندها(دلیلها) و کاستی کاران(مقصران) بیرونی بگردید. من به شما دلارامی می دهم با این روش نه تنها اکنون ، که تا پایان زیوشی تان(عمرتان) هم ، هیچ پیشامد خوشایندی رخ نخواهد داد و شما هیچ پیشرفت شایانی نخواهید کرد و همیشه سهش(احساس) بدبختی خواهید کرد.
در روانشناسی به این مدل از برداشت «کنترل بیرونی» میگویند. چیم(یعنی) تمام پیشامدها بیرون از دسترس ما هستند و ما هیچ کنترلی روی آن ها نداریم. در برابر گونه ای از اسناد هم هست که به آن «کنترل درونی» میگویند. در این گونه، ما در همه پیشامدها سهم و هنبازی(مشارکت) داریم . نمونه وار کسی که کنترل درونی دارد ، پاسخگویی(مسئولیت) پیغان شده(مشروطی) در آزمون ها را نه نامیانداری(بی انصافی) استاد ، که به کم کاری خودش بستگی میدهد و پاسخگویی آن را میپذیرد . کسی که کنترل درونی دارد ، با در نگر داشتن پیغانهای خانوادگی که در آن بزرگ شده ، بخش انبوهی از شکستهای خود را به شُوندهای(دلایل) درونی و ناتوانی در توانمندیها یا برنامهریزیهایش در نگر می گیرد تا به پیغان های خانوادگی یا فراهمادی(اجتماعی). برای این که این چنین سهشی(احساسی) نداشته باشید ، بکوشید تا آنجا که شدنیست به پاسخگویی خودتان به رویدادها پروا کنید.
همه را از خودتان خرسند نگه دارید
بکوشید تا میتوانید از دست کسی نرنجید . تا جایی که می شود همیشه لبخند بزنید. بگذارید شما را همچونتکی که همیشه شاد است بشناسند . کرامند(مهم) نیست که از درون چه اندازه اندوهگین هستید. هیجانهایتان را نشان ندهید. نگذارید کسی بفهمد که همین اکنون چه سهشی(احساسی) دارید . به هیچکس «نه» نگویید . بکوشید همیشه مهربان باشید و هیچکسی را از دست خودتان نرنجانید . درخواستها و کارهای دیگران را در نخستینگی(اولویت) جای دهید . کرامند(مهم) نیست که کارهای خودتان پس بیفتد! با سخن گفتن و نگر دادن خود را نشان ندهید چرا که شاید دیگران از شما برنجند . شادباش می گویم ! با این شیوه آزگارا بدبخت شده اید !
در جهان روانشناسی به این جور آدمها «Yes People» میگویند، چیم(یعنی) آدم «بله قربان گو!»، چیم «آدم همیشه خوب». اینجور آدمها همیشه نیازهای دیگران نخست می دانند و تا بتوانند می کوشند دل دیگران را به دست آورند. برای این که این سهش را نداشته باشید ، باید «نژاده» باشید. چیم جوری باشید که هستید ، نه جوری که دیگران دوست دارند باشید. بکوشید با هیجانهایتان با نژادگی(اصالت) برخورد کنید. سهش هایتان را همانگونه که هستند بر زبان آورید. بسیاری از آدمها ناگریز هنگامی که خشمگین یا غمگین هستند ، باز هم لبخند میزنند. راستی را هیجان نژاده(اصیل) را به هیجان فراهماد(اجتماع)پسند دگردیس(تبدیل) میکنند. گویی همه لبخند را دوست دارند ، ولی دشواری این است که با آنکه لبخند میزنید ، ولی خودتان سهش خوشی ندارید . بکوشید رفتار نژاده(اصیل) داشته باشید. در نخستینگی هایتان بازنگری کنید . اگر می اندیشید که باید نخست به کارهای خودتان برسید ، کارهای دیگران را نپذیرید .
آدمهای نژاده(اصیل)، آدمهایی راستین هستند. آدمهایی که خودشان را می پذیرند و دوست داشتنی تر از «بله قربانگو»ها هستند.
«کارهایی که بدبختتان می کند!»
روشن نمایی :
در ویرایش این نوشته ، ما از نسک (کتاب) «پارسی بگوییم، تازی نگوییم» ، برای سره نویسی واژه های تازی به پارسی بهره گرفته ایم.
شاد بودن و خوشبختی، چندان به پیشامدهای بیرونی بستگی ندارند
می اندیشم شاد بودن و خوشبختی ، چندان به پیشامدهای بیرونی بستگی ندارد بلکه از درون خودِ آدمها سرچشمه میگیرد. روشهای بیرونی جوراجوری را میتوانید به زندگیتان درچکانی(تزریق) کنید تا شاد شوید ، ولی اگر از درون افسرده و غمگین باشید ، یا اگر از درون ناتوان باشید ، هیچ چیز خوشی رخ نخواهد افتاد. از سوی دیگر اگر هیجانها و رفتارتان را در راه درست رسانایی(هدایت) نکنید، چه بسا جهان شما هم پیغان های(شرایط) بدتری پیدا خواهد کرد. با این روشها شما میتوانید به آسانی خودتان را بدبخت کنید :
خودتان و زندگیتان را با دیگران بسنجید
به همه چیزهایی یسندیشید که دیگران دارند ولی شما ندارید (همچون پیشه خوب و پردرآمد ، بهم بستگی های مهرانگیز و پایدار ، تن و استایل گیرا و بی کاستی ، تندرستی ، کامیابی ، ناموری ، زیبایی ، شادابی و…). سپس در اندیشه تان شادمانی و خوشبختی آن ها را پیکردهی(تجسم) و فرتوردهی(تصور) کنید که شما هم اگر آن چیزها را داشتید چه اندازه خوشبخت بودید. اگر اینجور بیندیشید به شما دلارامی(اطمینان) میدهم سهش(احساس) بدبختی همه زندگیتان را فراخواهد گرفت.
همسنجی(مقایسه) یک گره شالوده ای(اساسی) دارد و آن اینکه همیشه یکی هست که از شما بهتر باشد. داراییهای بیشتری داشته باشد ، دانش بیشتری از شما داشته باشد ، چهره بهتری داشته باشد ، جامههای بهتری بپوشد، پیشه بهتری داشته باشد و… . اگر میخواهید این سهش(احساس) را نداشته باشید ، به جای همسنجی با دیگران ، خودتان را با خودتان بسنجید . کامیابیها و شکستهایی را که در زندگی خویش داشتهاید در نگر بگیرید. بالندگی در زندگی خود را در نگر بگیرید . به آبشخورهایی(مواردی) که همیشه دوست داشتید در آن پیشرفت کنید ، ولی نتوانستهاید یا کوشیدید و هوده(نتیجه) نگرفتید ، باریک بینی کنید. سپس طرحهایی تازه برای پیشرفت در آن آبشخورها برای خودتان بریزید.
زمان بسیاری را به اندیشیدن به گذشته و آینده بگذرانید
روش کار ساده است ، گاه و بی گاه و در هر زمان ، هنگام کار ، خوانش(مطالعه) ، گام(قدم) زدن ، تنهایی یا در دورهمی به پیشامدهای گذشته بیندیشید و نشخوار اندیشه کنید . برای اینکه در این کار کامیاب تر شوید بکوشید تنها پیشامدهای ویژه را به یاد آورید که در آن ها شکست خوردهاید یا ناگریز کامیابی هایی را بیاد آورید که هیچگاه بازکار(تکرار) نشدند. چه بسا اینگونه اندیشیدن به گذشته یا ناگریز پنداربافی برای پیشامدهایی که در آینده رخ خواهند داد ، بسیار کامبخش باشد. بکوشید تا جایی که شدنی است کنایش(تمرکز)تان را از اکنون و پیشامدهایی که روی میدهد بردارید . به این روش من به شما دلارامی میدهم که هر دم سهش(احساس) بدبختی کنید!
اگر میخواهید سهش بدبختی نداشته باشید ، باید اندیشه تان را خود بگردانید(مدیریت کنید). آنگاه که اندیشه های گرداننده(مدیریت) شده باشند ، اندیشیدن به گذشته و آینده «بخشی» از زندگی روزمره شما خواهند شد و نه همه زندگی شما. اگر می اندیشید که میتوانید این اندیشه ها را از ویر(ذهن)تان بزدایید ، چه بسا بازندانی(اشتباه) میکنید. دلگذر(خاطره)ها از ویر(ذهن) نمی روند و پنداربافی نیز یکی از ویژگیهای ویر(ذهن) هر انسانی است. از سوی دیگر نمیتوانید اندیشه هایتان را ایستا کنید ، چراکه ویر(ذهن) انسان ماشین ۲۴ تسوکه(ساعته) اندیشه زاست(تولید) می کند و کوشش برای خاموش کردن آن ، به کنش(عملاً) بی خنج(فایده) است. مانند این است که من به شما بگویم به زرافه نیندیشید! اکنون به چه چیزی می اندیشید!؟
برای بودن در این دم ، یکی از روشها ، دم و بازدم و کنایش(تمرکز) روی آن است. یکی دیگر از روشها ویر(ذهن)آگاهی روی کاری است که در زمان کنونی می انجامید. نمونه وار اگر رانندگی می کنید ، به جای اندیشیدن به سخنان فرنشین تان(رئیستان) (یا استاد یا همکارتان) ، به چیزی که درست در روبروی شما میگذرد کنایش(تمرکز) کنید . نمونه وار به ماشینهایی که از کنار شما می گذرند ، به درختان ، به آدمها، به ساختمانها بنگرید و بیندیشید.
روی چیزهایی که ندارید کنایش(تمرکز) کنید
به چیزهایی بیندیشید که همیشه دلبسته بوده اید داشته باشید و به دست نیاوردهاید . به آرزوهای از دست رفته بیندیشید. ناگریز(حتی) میتوانید سرزنش خودتان را آغاز کنید. خودتان را از برای اینکه دست و پا چلفتی بودید و نتوانستید یک کار درست انجام دهید ، سرزنش کنید. خودتان را از برای این که چنان باهوش نبوده اید که بتوانید در پیشه تان پیشرفت کنید یا آنچنان توانمند نبوده اید که در دانشگاه یا مدرسه نمره های بالا بدست آورید سرزنش کنید. من به شما پایندان(ضمانت) میدهم با کنایش(تمرکز) روی نداشتههایتان ، شما یکی از بدبختترین آدم های روی زمین خواهید شد!
اندیشیدن به این چیزها آکی(عیبی) ندارد. همه ما در روزهایی از زندگیمان ، افسوس نداشتهها و کارهای نکردهمان را میخوریم، آک از آن جایی می آغازد که این مدل از اندیشیدن ، الگوی اندیشه روزانه شما شود ، بدون اینکه تلاشی برای کاهش این افسوس کرده باشید. آک این شیوه این است که اگر هیچ کاری نکنید ، همیشه در همین جایگاه خواهید ماند. همیشه افسوس خواهید خورد و همیشه خودتان را سرزنش خواهید کرد . برای اینکه این سهش(حس) را نداشته باشید، باید «انجام به کنش» کنید. به چه ماناک(معنا)؟ چیم(یعنی) این که اگر آنچنان که باید افسوس خوردهاید! اکنون گاه آن رسیده که برنامهای برای زندگیتان بچینید که دست کم همین دم هم به افسوس دگر نشوند. نمونه وار بجای این که به این بیندیشید که چرا پول ندارید ، روی این زمینه ای کنایش(تمرکز) که «چگونه» میتوانید از این پس پول به دست بیاورید و برنامهای کنشی و کاربردی برای این کار بنویسید.
اگر میخواهید سهش(حس) بدبختی نداشته باشید، باید اندیشه هایتان را بگردانید(مدیریت کنید) . دنبال کاستی کار(مقصر) راستین برای بازندانی هایتان(اشتباههایتان) بگردید. به خانوادهتان بیندیشید. اگر خانواده آرامی داشتید ، اکنون روانتان خوب بود . یا به پیغان های(شرایط) اندازه داری(اقتصادی) انجمن(جامعه) بیندیشید . اگر اندازه داری کشور بیمار نبود شما اکنون پولدار بودید. به پیرامون(محیط) کاریتان بیندیشید. اگر فرنشینتان(رئیستان) آدم بیخودی نبود ، اگر همکارانتان زیرابتان را نمیزدند ، اکنون جایگاهی بالاتر داشتید . اگر استادتان عقدهای نبود! این ترم پیغان شده(مشروط) نمیشدید ، اگر پدر و مادرتان پرگ(اجازه) میدادند ، شما بهتر می گزیدید . بکوشید تا جایی که شدنی است ، برای چیزی که اکنون هستید، دنبال شُوندها(دلیلها) و کاستی کاران(مقصران) بیرونی بگردید. من به شما دلارامی می دهم با این روش نه تنها اکنون ، که تا پایان زیوشی تان(عمرتان) هم ، هیچ پیشامد خوشایندی رخ نخواهد داد و شما هیچ پیشرفت شایانی نخواهید کرد و همیشه سهش(احساس) بدبختی خواهید کرد.
در روانشناسی به این مدل از برداشت «کنترل بیرونی» میگویند. چیم(یعنی) تمام پیشامدها بیرون از دسترس ما هستند و ما هیچ کنترلی روی آن ها نداریم. در برابر گونه ای از اسناد هم هست که به آن «کنترل درونی» میگویند. در این گونه، ما در همه پیشامدها سهم و هنبازی(مشارکت) داریم . نمونه وار کسی که کنترل درونی دارد ، پاسخگویی(مسئولیت) پیغان شده(مشروطی) در آزمون ها را نه نامیانداری(بی انصافی) استاد ، که به کم کاری خودش بستگی میدهد و پاسخگویی آن را میپذیرد . کسی که کنترل درونی دارد ، با در نگر داشتن پیغانهای خانوادگی که در آن بزرگ شده ، بخش انبوهی از شکستهای خود را به شُوندهای(دلایل) درونی و ناتوانی در توانمندیها یا برنامهریزیهایش در نگر می گیرد تا به پیغان های خانوادگی یا فراهمادی(اجتماعی). برای این که این چنین سهشی(احساسی) نداشته باشید ، بکوشید تا آنجا که شدنیست به پاسخگویی خودتان به رویدادها پروا کنید.
همه را از خودتان خرسند نگه دارید
بکوشید تا میتوانید از دست کسی نرنجید . تا جایی که می شود همیشه لبخند بزنید. بگذارید شما را همچونتکی که همیشه شاد است بشناسند . کرامند(مهم) نیست که از درون چه اندازه اندوهگین هستید. هیجانهایتان را نشان ندهید. نگذارید کسی بفهمد که همین اکنون چه سهشی(احساسی) دارید . به هیچکس «نه» نگویید . بکوشید همیشه مهربان باشید و هیچکسی را از دست خودتان نرنجانید . درخواستها و کارهای دیگران را در نخستینگی(اولویت) جای دهید . کرامند(مهم) نیست که کارهای خودتان پس بیفتد! با سخن گفتن و نگر دادن خود را نشان ندهید چرا که شاید دیگران از شما برنجند . شادباش می گویم ! با این شیوه آزگارا بدبخت شده اید !
در جهان روانشناسی به این جور آدمها «Yes People» میگویند، چیم(یعنی) آدم «بله قربان گو!»، چیم «آدم همیشه خوب». اینجور آدمها همیشه نیازهای دیگران نخست می دانند و تا بتوانند می کوشند دل دیگران را به دست آورند. برای این که این سهش را نداشته باشید ، باید «نژاده» باشید. چیم جوری باشید که هستید ، نه جوری که دیگران دوست دارند باشید. بکوشید با هیجانهایتان با نژادگی(اصالت) برخورد کنید. سهش هایتان را همانگونه که هستند بر زبان آورید. بسیاری از آدمها ناگریز هنگامی که خشمگین یا غمگین هستند ، باز هم لبخند میزنند. راستی را هیجان نژاده(اصیل) را به هیجان فراهماد(اجتماع)پسند دگردیس(تبدیل) میکنند. گویی همه لبخند را دوست دارند ، ولی دشواری این است که با آنکه لبخند میزنید ، ولی خودتان سهش خوشی ندارید . بکوشید رفتار نژاده(اصیل) داشته باشید. در نخستینگی هایتان بازنگری کنید . اگر می اندیشید که باید نخست به کارهای خودتان برسید ، کارهای دیگران را نپذیرید .
آدمهای نژاده(اصیل)، آدمهایی راستین هستند. آدمهایی که خودشان را می پذیرند و دوست داشتنی تر از «بله قربانگو»ها هستند.