بدرالزمان قریب گرکانی ، زبانشناس و تنها زن هموند پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود . او بیش از نیم سده تلاشهای حرفهای خود را برای شناساندن و آموزش یکی از مهمترین زبانهای ایران باستان گذاشت . پروفسور تبریزی/خویی بانو ژاله آموزگار نیز درباره قریب گفته بود که او دانش خود را "آسان به دست نیاورد".
از خانوادهای اهل ادبیات
خانواده بدرالزمان قریب تباری از روستای گرکان در شهرستان آشیان در استان مرکزی داشتند ، اما خودش سال ۱۳۰۸ در تهران در تهران زاده شد . "من پس از گرفتن دیپلم طبیعی از بازپی تحصیل در آن رشته باز ماندم . تا اینکه فرصتی پیش آمد و به ادبیات فارسی دلبسته شدم."
بدرالزمان قریب از نوادگان شمسالعلمای قریب گرکانی بود که افزون بر دانش آموختن دانش های دینی، نَسکهایی را درباره ادبیات فارسی و عربی و همچنین تاریخ ادبیات و خطاطی نوشته بود. او در همان نوجوانی افزون بر خواندن آثار ادبی کلاسیک چون دیوان حافظ ، شاهنامه ، مثنوی و آثار نظامی گنجوی ، گاهی چامه هم میسرود، تا این که در سال ۱۳۳۳، در آزمون ورودی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. قریب در دانشگاه تهران شاگرد کسانی چون محمد معین ، استاد روانشاد ابراهیم پورداوود ، پرویز ناتل خانلری ، بدیعالزمان فروزانفر، محمدتقی مدرس رضوی ، جلالالدین همایی و استاد دکتر ذبیحالله صفا بود. دوران دانشجویی او در سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد بود و قریب دلبستگی ویژهای به بزرگمرد تاریخ ایران ، روانشاد مصدق داشت: "قصیدهای برای ایشان [مصدق] سرودم که از سوی دکتر عبدالکریم قریب ، به دکتر مصدق رساندم . ایشان هم فرتوری را با یادکرد نام من و تاریخ و دستینه برای من فرستادند."
در سال ۱۳۳۶ مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران گرفت و پس از یک سال برای دانشجویی در زبانهای باستانی ایران با گرفتن یک بورسیه از دانشگاه پنسیلوانیا راهی آمریکا شد . او از گروه زبانشناسی و خاورشناسی دانشگاه پنسیلوانیا مدرک فوق لیسانس گرفت و به مدت یک سال نیز در دانشگاه میشیگان به دانشجویی آواشناسی پیشه داشت . او همچنین افزون بر زبان سانسکریت ، زبانشناسی هند و اروپایی را نیز آموخت. در این دوره با جورج کامرون نویسنده کتاب "تاریخ ایلام" و والتر هنینگ ، استاد دانشگاه برکلی آشنا شد و در نهایت مدرک دکترای خود را با پدافند از پایاننامهای با نام "تحلیل ساختاری فعل در زبان ُسغدی" به دست آورد.
پس از پس از دانش آموختگی در آمریکا ، به ایران بازگشت و پس از یکسال در دانشگاه شیراز با رتبه استادیاری به کار پیشه دار شد . "همیشه می اندیشیدم که باید به ایران بازگردم و دانستههایم در این سرزمین بارور شود."
این استاد دانشگاه چهار سال و نیم در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز ، فارسی باستان ، پهلوی و تاریخ زبان فارسی آموزاند و بار دیگر با دریافت کارپروای(فرصت) خوانشی(مطالعاتی) به آمریکا رفت. در آمریکا چندی چون استاد خوانده شده در دانشگاه یوتا زبان فارسی آموزاند و یک ترم نیز چون پژوهشگر در دانشگاه هاروارد پژوهید و دوباره به دانشگاه شیراز بازگشت.
بنیانگذار آموزش زبان سغدی در ایران
قریب وقتی برای بار دوم به ایران بازگشت ، گروه زبانشناسی همگانی و فرهنگ و زبانهای باستانی در دانشگاه تهران تازه بنیاد شده بود. او در سال ۱۳۵۰ به دانشگاه تهران جابجا شد و نخستین نشیمن آموزش زبان سُغدی را در این دانشگاه بنیاد کرد : "هنگامی که کار را آغاز کردم سغدی نه متن داشت و نه دستور و نه واژهنامه و من ناچار شدم همه کارها را خودم در کلاس انجام دهم." زبان سُغدی از زبانهای کهن ایرانی آسیای میانه و ساکنان میانیند فرارود جای گرفته در میان آمودریا و سیردریاست . بدالزمان قریب از زبان ایرانیِ سُغدی به عنوان "زبان فراموششده جاده ابریشم" نام میبرد . این زبان اکنون در واحدهای درسی گروه فرهنگ و زبانهای باستانی گنجانده شده است . قریب همچنین "فرهنگنامه سغدی" به سه زبان سغدی ، فارسی و انگلیسی را نوشت . او برای نگارش این فرهنگ تنها ده سال به گردآوری واژههای جوراجور سُغدی از بودایی ، مانوی و مسیحی کرد: "از نگر ریشهشناسی هم اطلاعاتی به آنها افزودم."
رویهمرفته مدارک زبان سغدی ، به ویژه نوشته هایی که در چین و ترکستان چین یافته شده ، نوشته های دینی هستند ، زیرا بیشتر کوچ نشینهای سغدی در خاک چین و در درازنای راه ابریشم ، پیرو دینهای بودایی ، مانوی یا مسیحی بودند.
"فرهنگنامه سغدی" پس از چاپ کتاب سال ایران شد و جایزه گرفت. این پژوهشگر زبانهای باستانی ایران، افزون بر این ، نَسک های "تحلیل ساختاری فعل در زبان سُغدی" ، ترجمه "زبانهای خاموش" نوشته یوهان فریدریش (با همکاری یداللّه ثمره) ، ترجمه "وسنتره جاتکه ، داستان زایش بودا به روایت سُغدی"، "تاریخچه گویششناسی در ایران"، "خوانش های سُغدی" (مجموعه گفتارها )، "یافتگی نپشته پهلوی در چین" و نَسک "پژوهشهای ایرانی باستان و میانه" (مجموعه گفتارها) را چاپ کرده است. ایشان همچنین کتابی از نیای خود، شمسالعلمای قریب گرکانی با نام "قطوف الربیع" دربردارنده اصول فقه به چامه تازی را چاپ کرده اند.
بدرالزمان قریب در سال ۱۳۷۷ هموند پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و در سال ۱۳۷۸ به جایگاه سرپرست گروه گویششناسی در این فرهنگستان برگزیده شد . ایشان در سال ۱۳۸۳ نیز گردانندگی گروه زبانهای ایرانی فرهنگستان را به دوش گرفتند. همچنین بدرالزمان نزدیک بیش از دو دهه هموند شورای دانشی مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی بود . کاظم موسوی بجنوردی ، فرنشین این مرکز گفته که قریب "همه دشواری های بربسته به فرهنگ و زبانهای باستانی بهویژه زبان و ادبیات سُغدی را برای ما گره می گشود ، چون کمتر در جهان کسی را میتوان سراغ گرفت که به این زبان باستانی سخت و پیچیده ، چنین دانشی داشته باشد."
سازمانها و نهادهای مختلف بارها از قریب با برگزاری بزرگداشتهایی ستایش کردند . در سال ۱۳۷۷ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و در سال ۱۳۸۱ سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با شناساندن ایشان چون "چهره ماندگار" از او ارجدانی کردند . در دی ماه ۱۳۸۷، هفدهمین قالیچه ابریشمی جایزه ادبی تاریخی بنیاد موقوفات روانشاد محمود افشار به ایشان پیشکش شد و چند سال پیش نیز فیلم مستندی درباره زندگی و آثار بدرالزمان قریب با عنوان «با زبان خاموش» ساخته شد.
"جشننامه بدرالزمان قریب" نیز به کوشش زهره زرشناس و ویدا نداف با گفتارهایی از کسانی چون پروفسور تبریزی ژاله آموزگار ، ابوالقاسم اسماعیلپور ، ایرج افشار و منوچهر ستوده ، از سوی نشر طهوری چاپ شده است. سهشنبه پنجم مرداد 1399، این زن براستی ایرانی ، در ۹۱ سالگی در تهران از برای دچاری به کرونا درگذشت. روانش شاد باد.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.