بایایی بازنویسی نَسکهایِ سالمَه(تاریخ) دانش در دانشگاههای کشور
رضا آقازاده
بررسی آسیبشناسانه نوشته های سالمَه دانش ( از پزشکی، ستارهشناسی ، فلسفه...) ، تحلیل روانشناسانۀ رفتار مردم نسبت به سالمَه و فرهنگِ خودی ، بایایی دگرش در محتوای آموزه ای این کتابها را هرچه بیشتر برای ما آشکار میکند و بازجُست هایی است که ما را در چرایی رکود در دانش های انسانی راهگشا خواهد بود . دراین گفتار کوشش شده است تا نگاهی نه متعصبوار بلکه خردمندانه به پرسمان آموزش و شیوۀ آموزش و آماده سازی کتابهای سالمَه دانش در دانشگاهها داشته باشیم . این نگرش خواه ناخواه نگاهها را معطوف و ذهنها را آشفته خواهد ساخت ولی برای گذشتن ازین زمینه چارهای جز طرح آن نداریم.
ما در آموزش تاریخِ دانش در میهن خود دست به گزینش کتابهایی زدهایم ، این کتابها دو دسته هستند : یکی کتابهایی است که ترجمه از متون تاریخ دانش باختری است و دیگر کتابهایِ تألیفی است که استادان ما برای دانشجویانِ ما مینویسند . هر دویِ این کتابها در نتیجه و کنش یک ویژگی منحصر به تک دارند و هر دو یک آموزش و یک دانش را در زمینه تاریخ فلان دانش به دانشجو ترابر میکنند، آموزشی که درین کتابها هنبازین است این است که : یونانیها سرآغاز دانش در جهان بودهاند ! و این کتابها چه آنهایی که استادان ما نوشتهاند و چه آنهایی که باختریها نوشتهاند آغاز دانش را در همه رشتههای دانش بشری اعم از ریاضیات ، پزشکی، ستارهشناسی، فلسفه و... از یونان میدانند ! گرچه گاهی به اختصار به نام اقوامی چون سومر و بابل اشاره میشود ولی آغاز پیشرفته دانش و شاید نوشتن آن را از یونان میآغازند . کشورهایی را که اکنون ما زیرِ نامِ باختر میشناسیمشان و تا چندی پیش هیچ نام و رسمی در سامان کنونی جهان نداشتند در نوشتن تاریخ دانش برای فرزندان خود چنین کرده و میکنند و مانند کرهایها که در فیلمهایشان دنبال تاریخسازی و پیشینه هستند ؛ اروپائیان نیز خود را به یونان میچسبانند تا بلکه برای خود پیشینهای فراهم کرده باشند! شاید در نخستین نگاه این کار جای ایراد نداشته باشد . هرآینه گفته خواهد شد تاریخ دانش کشور خود را برایِ فرزندان خود نوشتهاند ! ولی در دیگر نگاه نادرستیِ کار ایشان آشکار میشود چه درست است که در زمینه آموزش ، هر کشوری از داشتهها و دانستهها و کوششهایِ نیاکانِ خود برای فرزندانش مینویسد و سخن میگوید ولی با نگاهی به کتابهای درسی باختری میبینیم که این رخ نداده است و آنها در نگارش دانش و آموزش ، بازجُست را از کشور خود بیرون برده و کلی گویی را به اندازه جهان گسترانیده و تاریخ دانش در جهان را از یونان آغاز و به فرزندانشان میآموزند و این کار از شالوده نادرست است ، هرچند اگر میخواستند تاریخ دانش را تنها در کشور خود به نگارش دربیاورند بایستی از همین یکی دو سده پیش میآغازیدند . پس آغاز به نگارش کردند و یونان را برایِ دیرینگیِ دانش خود برگزیدند و گهگاه به دانش میانرودان (سومر، بابل) نیز اشارهای کردند . این که اروپاییان چه ابهم بستگی ای با یونانیان دارند بازجُستی است دیگر . این شیوه نگارش باختریها در کتب تاریخ دانش میباشد. ولی کتابهایی که ما برایِ فرزندانمان مینویسیم : شوربختانه کتابهایِ تاریخ دانش در کشور ما نیز همسو و پیرو کتابنویسی باختریها بوده و هست . ما آن چنانی که آنها برایِ فرزندان خود تاریخنگاری کردهاند برایِ فرزندانمان از خود و دیرینگیِ تاریخ دانش در کشور خود کتابی نپرداختیم و تاریخ دانش را در رشتههای گوناگون گاه با ترجمههای آثار باختری و گاه با نگارشهایِ همسو با باختر و پیرو آنها از یونان دانستیم و به فرزندانمان نیز چنین القا کردیم و درین سالها کسی را نیافتیم نمونه وار تاریخ فیزیک در ایران را از ایران بیاغازد و سپس برای تکمیل آموزش از دیگر کشورها نیز سخن بگوید.و هیچ عنوان درسی با نام دانش های ایرانی را ندیدهایم . آشناترین راه و پرهامیترین شیوه در زمینه آموزش و پرورش ساختن و پرداختن کتابهایی است که کودکان را در سالهای آغازین با تاریخ و فرهنگِ سرزمینِ زیست بومِ خود آشنا سازد این کار براستی کیستیبخش و هوده کنشی آن ، دادن اعتماد به نفس به فرزندان و کارکردش ساختن مردانِ کارآمد برای گرداندن آینده کشور است ، کاری که کشورهای دیگر در آموزش و پرورشِ خود پیاده میکنند. درین میان کتابهای تاریخ دانش در دانشگاهها شالوده ایترین و راهگشاترین ، در آموزش بوده و هستند.
محتوی کتابهای تاریخ دانش : محتوی کتابهای تاریخ دانش در دانشگاهها دو بخش عمده را دربر میگیرد : یکی دوران باستان که در برخی رشتهها از سومر و بابل و در بیشتر رشتهها با یونان آغاز میشود و دیگر دوران همروزگار که آن نیز با دانشمندان باختری آغاز میگردد. مانند نیوتن، کپلر، گالیله ... . ما درین میان کاری در خور و شایسته نیاکانِ دانشمندمان انجام ندادهایم . کتابهایی که گهگاه درین زمینه نوشته شده مانند تاریخدانش ها در اسلامِ تقیزاده(نشر فردوس،1390) و یا تقریرات استاد جلالالدین همایی (نشر هما و با عنوان تاریخ دانش های اسلامی، 1363) کتاب درسی در دبیرستان و دانشگاه نشده است. هرچند کتاب واپس برای چندی زمینه ای برای آموزش دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بوده است . اینها بدین چم نیست که در کلاسهای درس درباره دانش خودی سخنی به میان نمیآید ، که در برخی درسها استاد به گونه جزوه آموزش خود را میآغازد و دیده شده از دانش این سرزمین نیز سخنهایی گفته میشود ولی این بازجستها تاریخ دانش در فلان رشته نمیباشد و آن چه در سرفصل رسمی آموزه ها بیشتر رشتهها دیده میشود ، بیشتر سرچشمه های باختری است که سرچشمه یونانی آن به روشنی پیداست . تغییر در شیوۀ نگارش کتابهای تاریخ دانش امری است واجب . محتوی این کتابها باید دو بخش را در بر گیرند: یکی دوره باستان و دیگر دوره همروزگار است که پس از آرامش نسبیایی که از جور خلفای تازی در کشور به پدید آمد را در بر میگیرد . این دو بخش باید در محتوی کتابهای تاریخ دانش ما در همه رشتهها لحاظ شود . آنگاه میتوانیم بگوییم که در زمینه تاریخ دانش نخست از کشورِ خود آغاز کردهایم و این کار با پروا به دیرینگیِ کشور ما سخنی راست و درست و در زمینه آموزش کامناکام کاری منطقی خواهد بودن.
پدریابی برای گونه های دانش : این که در نوشتن تاریخ دانش دنبال پدر میگردند و نمونه وار میگویند پدر دانش پزشکی بغرات است و یا پدر فلان دانش ... نگاهی نا دانشی به دانش است ، نگاهی نا منطقی و داستانگونه و پندارپردازی است و رویکرد خوار کننده برخی را میرساند که برای جبران این کوچکی با ایجاد هیاهو به مردمان جهان میخواهند بگویند که نخستین آنها بودهاند !
آموزش بومی آری یا نه : کتابی را که فلان دانشمند باختری یا خاوری نمونه وار درباره تاریخ ریاضیات برای فرزندان کشور خود نگاشته است را ما نمیتوانیم سرراست ترجمه و همچون کتاب درسی در دانشگاهها برای فرزندان خود آموزش دهیم و به فرزندانمان بپذیرانیم که این تاریخ دانش است ! آن باختری تاریخ فلان دانش را با پروا به تاریخ ، فرهنگ و کیستی دانشی سرزمین خود و برای فرزندان خود نگاشته است . آیا این منطقی است که ما در "آموزش عالیِ" خود و "ابتدا به ساکن" این کتابها را به عنوان سرچشمه ای دلارام در امرِ تاریخ دانش ، برای دانشجویان خود بیاموزانیم ؟
کنشگرهای کمکاری : شمردن کنشگرهایی که این کوتاهی را در امر آموزش میتواند راهگشا باشد : 1. پرخاشگری و نگاه بدبینانه به تاریخ پیش از اسلامِ ما باعث خوارداشتِ تاریخ کهن سرزمین ایران شده است . ایرانی که از آمودریا تا فرات را در درازنای تاریخ در بر میگرفت. 2. نبود آموزش و خوانش استادان در رشتههای گوناگون و پژوهشهای سست ایشان در امر تاریخ ، زبان و فرهنگِ خودی ، نیز از کنشگرهای دیگر است و کارهایی که درین زمینه شده برای آموزش به دانشگاهها راه نیافته است . 3. خلط مباحث دینی با دیگر مباحث و مغلطهای که ازین کار حادث شد را شاید بتوان از کنشگرهای این کمکاری برشمرد مانند آفندهای کسانی چون امام غزالی به دانش. ( نک کتاب احیاء علوم الدین و نیز نقد غزالی از سید یحیی یثربی،1384).
یونان چگونه یونان شد؟
مراکز دانشیِ شناخته شده در حوزه مرزهای ایرانی در دوران ساسانی مانند الرُها ، نصیبین ، حران در نزدیکی الرُها ، قنّسرین جای گرفته در استان گزیرک (: جزیره : دیار بکر و ربیعه) ، جندی شاپور در اهواز، و رواج دانش در آن دوران گواه پیشینه آموزش و پیگیری دانش در ایران زمان ساسانی است . (برای تاریخ فرهنگ ایران نک : پانوسی، استفان ، گرایش های علمی و فرهنگی در ایران از هخامنشیان تا پایان صفویه، نشر بلخ، 1383) بدین ترتیب رشد مراکز دانشی در ایرانِ پس از ساسانی و هستی دانشمندان و اندیشمندان ایرانی در این دوران از سپیجاب تا بغداد نشانگر این راستینگی است که زنجیره پیوسته دانشِ بومی درین سرزمین از دورانی بس کهن بازپاییده وگرنه چنین تحول دانشی یکباره رخ نخواهد داد . اما ریشههای یونانی مآبی و این بزرگنماییها به باور برخی به دوران نهضت ترجمه و پشتیبانی سخت عباسیان از مترجمین باز میگردد . این کار نیاز به پژوهشهای تاریخی بیشتری دارد . با همه این فشارهای باوری و سیاسی خلفا در ایران، بودند بزرگانی که وضعیت دانشی سرزمینمان را رصد میکردند و گاه در مقام خرده گیری از فلسفه یونان بازجست هایی را بر زبان میآوردند . خاقانی در حکمت و موعظت و در خرده گیری از فلسفی شدن دین چنین میگوید :
مرکب دین که زاده عرب است/ داغ یونانش بر کفل منهید
قفل اسطوره ارسطو را/ بر در احسن الملل منهید
نقش فرسوده فلاطون را/ بر طراز بهین حلل منهید. ( خاقانی ، در حکمت و موعظت )
ناصرخسرو در قصیدهای دلکش بر وزن مفتعلن فاعلات مفتعل نفاع راه طبیعت را استوارتر از فلسفه یونان میداند :
ای شده مفتون به قواهای فلاتون/ حال جهان باز چون شده است؛ دگرگون
... رنگ و مزه و بوی و شکل هست درین خاک/ تا ز درون گونه گون بریزد بیرون
هست درین هر چهار طبع ازین هیچ/ ای شده مفتون به قولهای فلاتون
... کارکنان خدای را چو ببینی/ دل نکنی زان سپس به فلسفه مرهون
گر به دلت رغبت علوم الهیست/ راه بگردان ز دیو ناکس ملعون...*
آیا ما با یونان و یا یونان با ما دشمن است ؟ از زمان جنگهای ایران و یونان بیش از دو هزار سال میگذرد ولی هنوز گهگاه در برخی فیلمهای اروپایی و یا در کتابهایشان این جنگها زنده نگاه داشته میشود ! اکنون پس از دو هزاره ما ایرانیها اندیشه دشمنی با یونان را نداریم و به گمانم خودِ یونانیها نیز بمانند ما ایرانیها در اکنون به دیده دشمنی نمینگرند ، ولی چرا هنوز این جنگها در نزد باختریهایِ جز یونانی پررنگ هستند؟ آیا اروپاییان مقاصد سیاسیِ ویژه ای را درینباره دنبال میکنند؟
چند نمونه از کتابهای تاریخ دانش
به اختصار از کتابهای تاریخ دانش که برخی از آنها در دانشگاهها آموزانده میشود و یا میشده است و برخی در حوزه فرهنگی انجمن چاپ و انتشار یافته است را میآوریم و چون غرض نشان دادن شیوۀ آموزشی ما در این حوزه است از آن میگذریم. در بیان بازجُست نخست به یادکرد پدریابی دانش ها از سوی باختریان پرداخته و سپس نمونهها را میآوریم.
کتاب تاریخ دانش و فلسفه دانش ، نوشته لویس ویلیام هلزی هال، ترجمه عبدالحسین آذرنگ . سروش، 1376. تنها نکتهای که درباره ایران درین کتاب مییابیم اشاره به جنگهای داریوش بزرگ و خشایارشاه است! (ص29). و راستی را تاریخ دانش را در یونان دنبال میکند اما این که پیدایش و جریانات اثباتی در دانش ها را به یونان نسبت داده جای درنگ بسیار دارد و گهگاه با آوردن نام دانش های مسلمین ، نام ایران نادیده انگاشته میشود . درک میان نامیدن دانش ها به ایرانی و یا اسلامی در کیستی بخشی و اعتماد بنفس دادن به فرزندان ایرانی کرامندی بسزایی دارد.
ریاضیات
فیساغورس را پدر دانش ریاضی میدانند!
نمونه : کتاب آشنایی با تاریخ ریاضیات نوشته هاوارد دبلیو ایوز ترجمه محمد قاسم وحیدی اصل ، مرکز نشر دانشگاهی، سالهای دراز است که در دانشگاهها آموزانده میشود.
An introduction the history of mathematics, Howard w.Eves
از هیروگلیف مصری ، بابلی ، یونانی ، رومی ، چین و ژاپن آغازیده، نامگذاریهایش مغرضانه است نمونه وار : دستگاه شمار هندی – عربی . عرب را چه به ریاضیات! ریاضیات بابلی و مصری ، ریاضیات فیساغورس و...
روشنگری : برای ادعای فیساغورس و هشت تن دیگر از دانشمندان یونانی مبنی بر شاگردی زرتشت نک : پورداود ، ابراهیم، دیباچه یشتها . درباره آغازگری در برخی مباحث ریاضی نک: تاریخ دانش های اسلامی، جلالالدینهمایی ، نشرهما ، 1363: 131. مانند : مخترع شکل ظلی و مغنی در مثلثات کروی ابوالوفاء بوزجانی سده 3/4هجری است . مخترع شکل قطاع در حل پرسمان های مثلثات کروی ، ابونصر عراق است . برای باشندگی ودیرینگی ما در ناحیه میانرودان ، سوریه و فلسطین و مصر و هَنایش های(تأثیرات) فرهنگی و دینی ما بر مردمان این کشورها نک : درخشانی، جهانشاه، دانشنامه کاشان، جلد3.
هندسه
اقلیدس را پدر هندسه مینامند.
روشنگری : درحالی که باورمندند که اقلیدس نام کتاب است نه نام مولف؛ از جمله این کسان صاحب بن عباد ادیب و لغوی نامدار است که در کتاب محیط اللغه میگوید اقلیدس نام کتاب هندسه است. صاحب کشف الظنون هم اقلیدس را نام کتاب نمیداند و میگوید این کلمه مرکب است از دو کلمه اقلی که معرب کلید و دس به چم اندازه که روی هم رفته مفهوم کلیدِ مقدار را دارد. (نک : تاریخ علوم اسلامی، جلالالدین همایی، نشر هما، 1363 :98). هندسه معرب واژه هنداچَک پهلوی است . در فارسی اندازه شده است . اَند ، اَندین در گویشها از همین است . آگاهی ما از اندازه و زمینپیمایی به دورههایی بس کهنتر میرس د. درینباره نک : فریدون جنیدی، آموزش و فرهنگ در ایران پیش از اسلام ، فصل نامه فروزش ، شماره یکم، زمستان 1387، برگ 34 تا 39 :" از شوشِ پنج هزار ساله، گِلنوشتهای که خویشکاری (وظیفه) دانشآموزان بود ، پیدا شده است که بخشبندی پیرامون دایره را به 6 کمان برابر نشان میدهد که نشاندهنده آگاهی شگفت ایرانیان از نسبت پرتو دایره (شعاع) با شش بَرِ منتظم محاط در دایره است! از این برتر گِلنوشتهای دیگر است از 3400 سال پیشِ خوزستان که پیرامون دایره را به هفت بَرِ منتظم بخشبندی کرده است و این کار تنها بایستی با بهرهگیری از «فرمول جبری» انجام گیرد!
در این گِلنوشته استاد از شاگرد خواسته است که دو «قضیه» هندسی را ترسیم کند.
الف: فاصلهی هر نقطه از نیمساز زاویه با دو ضلع زاویه برابر است.
ب: عمود منصف پایه در مثلث دو پهلو برابر (متساویالاضلاع) از رأس آن میگذرد.
شاگرد «قضیه» نخستین را کشیده است و در قضیه دوم با لرزش دست خط را با فاصله از رأس بهسوی چپ کشیده.
استاد در کنار آن ، عمود منصفِ درست را که از رأس میگذرد کشیده و با دو کارد «قیچی» نیمی از آن گِل را پاره کرده است تا دانشآموزان دیگر نتوانند از آن برای خویشکاریهای آینده سود ببرند! و این کار در آن زمان ، درست همانند خط زدن مشق امروز کودکان است که از آن دوباره نتوان به جای مشق تازه سود برد.
از این گونه دایرهها که به چند بخش تقسیم میشوند ، در «خبیس» (شهداد) کرمان و گیانِ لرستان و مارلیکِ گیلان نیز یافت شده است. به نشانه روشن آنکه این آگاهیها تنها در خوزستان نبوده و در همه سرزمین ایران پراکنده بوده است و چنین نگارهها چند هزار سال پیش از اقلیدس - که به گمان اروپاییان پدر هندسه جهان است! - در ایران یافت شده است . گمان باختریان و پیروان ایرانی آنان را خواندید و از این گستره شگفت ِدانش در ایران نیز آگاه شدید . اکنون داوری با خواننده است! تنگچشمی و کوتهاندیشی در هر کاری نکوهیدهاست به ویژه در پژوهشهای دانشی! رای آنان بر آن است که سرچشمه همهچیز را یونان بدانند و انبوه یافتههای باستانشناسی را یا از ایران به در میبرند یا در همین جا نابود میکنند تا مبادا نیاکان آنان، یونانیان، شاگرد استادان ایرانی در شمار آیند."
فلسفه
فلسفه را با یونان میآغازند و آن را با سغرات و افلاتون و ارستو و تنی چند پیش و پس از اینها میشناسند.
نمونه: همه کتابهایی که درباره فلسفه نگاشته شده است ، کتابهایی که برخی در دانشگاهها تدریس و برخی در حوزه دانشی کشور چاپ و انتشار یافته است . هیچکدام اینها تألیف بشمار نمیآید و تماماً گردآوری هستند . مانند : کتاب کلیات فلسفه ، دکتر محمد حسین گنجی ، انتشارات سمت . درین کتاب پس از ذکر فلسفه چیست؟ و رابطه فلسفه با دانش و دین به فلسفه در یونان میپردازد : تالس، آناکسیمندر ، آناکسیمنس... .شناخته شده ترین این ها کتاب سیر حکمت در اروپا نوشته محمد علی فروغی است . با این که این کتاب عنوان سیر حکمت در اروپا را دارد ولی به عنوان کتابی در زمینه تاریخ دانش فلسفه مدام به وسیله استادان رشته فلسفه به دانشجویان شناسانیده میشود.
روشنگری : معمولاً در تعریف فلسفه برای دانشجویان به پیدایی آن اشارهای نمیشود و ریشهشناسی یونانی آنرا بهگونه تقلیدی سالهاست که در کلاسهای درس از دبیرستان تا دانشگاه اینچنین به دانشجویان میآموزیم : فیلو + سوفیا به چم دوستدار دانش . راستی را فلسفه ترجمان یونانی ازواژه هخامنش است . هخا + منش یعنی دوستدار اندیشه . درینباره نک : استفان پانوسی، گرایشهای دانشی وفرهنگی در ایران ازهخامنشیان تا پایان صفویه، نشربلخ، 1383.
منطق
در یادکردِ تاریخ منطق ، ارستو را پدید آورنده آن میدانند و اصلاً منطق ارستویی گفته میشود.
نمونه : همه کتابهایی که تا کنون درین دانش نوشته شده است.
روشنگری : برای اشارات ایرانی نک : کتاب رهبر خرد ، محمود شهابی، دیباچه . به ویژه استدلالهای برگ "یا" به بعد و نیز کتاب تاریخ دانش های اسلامی ، جلال الدین همایی ، نشرهما ، 1363. درص 11 کتاب درباره منطق چنین میخوانیم : نخستین کتاب منطق که در اسلام پدید شد و سرمایه انقلاب اندیشه و مذهبی مسلمانان گردید هم به دست او(ابن مقفع) از پهلوی به عربی ترجمه شد . پیش از اینکه کتب ارستو و دیگر یونانیان در این فن به عربی ترجمه شده باشد . رواج همین منطق ایرانی بود که تدریجا به ظهور فرقه معتزله منتهی گردید همان فرقهای که در اندیشه ها و آراء و اصول مذهبی نیز پیرو خرد و منطق خِردی بودند . واروی فرقه اشعریه و ارباب حدیث که تنها پیرو نقل بودند و بر ظواهر کتاب و سنت جمود و تقشّف داشتند.
نجوم
نمونه : کتاب دوره کامل نجوم ، محمد علی سعادت ، چاپ دانشگاه مشهد در دیباچه زیر نام دانشمندان بزرگ و مراحل مهم دانش ستاره شناسی ، برگ "ب" تاریخ دانش ستاره شناسی را به چهار دوره بخشبندی میکند ، نخستین آن دوره دیرین است که سرآغاز آن نادانسته و تا میانه سده 16 میلادی را دربر میگیرد ، نخستین اسناد را به آسوریان و کلدانیان و یادکرد اهرام مصر اختصاص داده و نخستین ستاره شناس یونانی را تالس دانسته است و شاگردش آناکسیماندر و فیساغورس و... رومیها و دوره نوین را با کپرنیک میآغازد.
روشنگری : برای نامگذاری هفت چرخنده و دوازده برج : اَپاختران و اخترانو 360 درجه گردشِ زمین به دور خورشید از خراسان به سوی خاوران و به وارون ،نک : متن پهلوی بندهش ، ترجمه مهرداد بهار، نشر توس. "در دوران اسلامی نیز شگرد ستاره شناسی که ابومعشربلخی و مانند وی در سده های نخستین اسلامی میدانستد ، از مواریث ایران روزگار ساسانی بود ، نه این که از ترجمه کتب هندی و یونانی گرفته شده باشد زیرا که هنوز در زمان ابومعشر آن ترجمهها چندان نضج و قوام نگرفته بود که مانند وی و عمربن فرخان طبری و خاندان نوبخت منجم از آنها مایه و پایه گرفته باشند که هنوز تراجمی ناپخته و نامحرر در مرحله ابتدایی بود."← تاریخ دانش های اسلامی، جلال الدین همایی ، نشر هما ، 1363: 131.
پزشکی
بغرات را پدر دانش پزشکی میدانند.
روشنگری: به همه جهانیان پذیرفتانده اند و نشان پزشکی را مارپیچیده بر چوبدستی اسقلبیوس ، نشان داروسازی را مار پیچیده بر چوبدستی با جام و نشان دندان پزشکی را مار پیچیده بر چوبدستی با یک مثلث و دایره میدانند . کتاب «پژوهشی در تاریخ پزشکی و درمان از آغاز تا روزگار کنونی ، محمد تقی سرمدی ، چاپ دوم 1379، ناشر سرمدیگ . نویسنده این کتاب فصول کتاب خود را چنین برشمرده است: فصل 1- آغازگران پزشکی و درمان، فصل2- میانرودان و ایلام، فصل3- مصر ، فصل4- هند ، فصل5- چین ، فصل 6- یونان ، فصل 7- اسکندریه و روم، فصل 8- ایرانیان دیرین . در بخش ایرانیان دیرین آگاهیهایی که درباره زبان و خط ایرانیان میدهد آزگارا ناشیانه است. نخستین پزشک را (ص136)فریدون میداند در حالی که ثریتا نام کس دیگری است که با فریدون واگردانی دارد . نویسنده (ص139) پزشکی و درمان آریاییها را در نتیجه تشکیل حکومتهای ماد و پارس و امتزاج و آمیختگی پزشکی و درمان و اوهام و خرافات کشورهایی همچون بابل ، آشور ، مصر و هند میداند که پس ازظهور بغرات در سال 460 پیش از میلاد و ورود پزشکی یونان به ایران اثرات بسیاری در پزشکی ایران گذاشته است! سپس نقل برخی درباره تأثیرپذیری پزشکی یونان از ایران را آورده است.
نام نخستین پزشک ایرانی ثریتا است که در فرگرد بیست وندیداد در کتاب اوستا آمده است و این با «ثرَئتونَ» : فریدون واگردانی دارد.
سرچشمه های ایرانی : برای دیدن مکتبهای جوراجور پزشکی در دوران هخامنشی نک : گرایشهای دانشی و فرهنگی در ایران از هخامنشیان تا پایان صفویه ، استفان پانوسی ، نشر بلخ ، چاپ نخست، 1383/ و پزشکی در ایران باستان ، دکتر موبد سهراب خدابخشی، انتشارات فروهر ، چاپ دوم 1376. برای روشهای درمانی از کاردپزشکی ، گیاه پزشگی و... در سرانجام نیایش به درگاه یزدان که واپسین راهکار ارائه شده میباشد نک : کتاب اوستا.
فیزیک
تعريف فیزیک از واژه یونانی physikos به چم «پرهامی» و physis به چم «پرهام» گرفته شده است . پس فیزیک دانش پرهام است به گزاره ای درعرصه دانش پدیدههای پرهامی را بررسی میکند.
نمونه : کتاب فیزیک ازآغازتا امروز ، حسین و افسانه جوادی ، نشراندرز . درین کتاب از باورهای بابلیان ، مصریان ، چینیان ، تمدن مایا و فیزیک یونانی سخن گفتهاست . برای دیدن برخی مباحث فیزیکی در دورانی که باستان مینامند نک : داستان ایران ، جنیدی، فریدون، نشر بلخ، 1392 و همه کتابهای فلسفی که پس از ورود اسلام به دست دانشمندان ایرانی نوشته شده است چه این کتابها چند بخش دارند که یکی از بخشهای آنها دانش های پرهامی است.
سیاست
سیاست را نیز از یونان و با کتاب سیاست ارستو میآغازند . اصل جداسازی نیروهای ارستو : هر فرمانروایی دارای سه نیرو است و قانونگذار خردمند باید کرانه هر یک از این سه نیرو را باز شناسد : نخستین این سه نیرو هیأتی است که کارش بحث و مشورت درباره مصالح همگان است دومین آنها به فرمانروایان و مشخصات و حدود صلاحیت و شیوه گزینش آنان بربسته میشود سومین نیرو کارهای دادرسی را در بر میگیرد. ( ابوالفضل قاضی ، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی ، 327، 336 ) منتسکیو ( سده 18 ) : به نگر او در هر کشوری سه نیرو هست : نیروی قانونگذاری که خویشکاری قانونگذاری را به دوش دارد ، نیروی مجریه که مکلف به اجرای قوانین و اداره امور کشور است و سرانجام نیروی قضاییه که باید در رفع اختلافات مردم با به کارگیری قوانین اقدام نماید.
در ایران مجلس مهیستان (مهستان - بزرگان) را داشتهایم که گزینش پادشاه با رای ایشان انجام میگرفته است . شترپان : شهربان برای نگهداشت امنیت مردم و شهرها و شتردار : شهردار برای ایجاد رفاه و امکانات شهری ، جزو بخشبندیهای فرمانروایی برای گرداندن کارها بوده است . سازماندهی مردمان نیز اینگونه بوده است : نِمانَ ، ویسَ، زَنتو ، دَئِنْگْهو : خانه ، ویس ، قبیله ، دِه و فرنشین هر بخش عنوان پَترا باخود دارد :
نِمانُپَئِتیش ، ویسپَئِتیش ، زَنتوپَئِتیش ، دَئِنْگْهوپَئِتیش : مانبَد ، ویسبَد، زنتوبَد ، دِهبَد . نک : مهریشت، 5 : 17/ و به قطع و یقین گرداندن چنین پادشاهی بزرگ و گستردهای از فلات ایران تا سوریه ، فلسطین و مصر کانون اداری سیاسی پیچیدهای را داشته است . شوربختانه با وجود اسناد مکتوب تاریخ دانش سیاست در کشورمان را ننوشته و کتاب درسی نکردهایم.
موسیقی
موسیقی را نه آن چنان که گفتهاند ایرانیها از یونانیها وام گرفتهاند بلکه موسیقی با همه زیرو بم هایش از نتنویسی و... زاییده اندیشههای ایرانی بوده است . برای دیدن بهتر نک : مقاله ایقاع و احصاء الایقاع از فارابی ، پژوهش از ایرج گلسرخی ، دانش های سیاسی، خوانشهایآسیای مرکزی و قفقاز ، دوره دوم ، پاییز 1372 ، شماره 2. و نیز گفتارهای نادره بدیعی ، در مجله کِلک ، تیر و امرداد 1372، شماره های 40 و 41 و نیز همه کتابهای موسیقی نوشته شده به دست دانشمندان ایرانی پس از اسلام.
تاریخ و جغرافیا
گنجینه تاریخی و جغرافیایی پس از اسلام که به دست دانشمندان ما زیر نام «تاریخ ایران ، شاهنامه ، جغرافیای تاریخی»، نوشته شده است بازگوکننده این بازجُست است که نیاکان ما در پیش از اسلام نیز با درایت این جریان را میخواستند چه این دانش است که به ما کیستی و اعتماد بنفس در جهان پر آشوب را میدهد . درین میان اجازه چاپ و انتشار کتابهایی که این کیستی را زیر پرسش ببرد و اندیشه فرزندانمان را برآشوبد کاری نادرست و جفایی است به تاریخ و آینده این کشور . اجازه ترجمه و چاپ کتابهایی درباره اطلس تاریخی جغرافیایی جهان برای دانشآموزان ضربهای بس جبران ناپذیر برین پیکره کهن جهان ؛ ایران خواهد بود . کتاب "اطلس تاریخ جهان برای دانش آموزان نوشته سیمون آدامز ، ترجمه مرجان نگهی و جمشید نوروزی ، چاپ افق دانش ، سال انتشار 1391، ازین دست کتابهاست که نویسنده مغرض آن اطلس کشورها و توضیحاتی درباره آنها را بدون یادکرد نام ایران میآورد و مترجمین این کتاب بدون درک این زمینه دست به ترجمه کتاب برای دانش آموزان زدهاند ! از جمله کارهای تازه انجام شده که پیشینه دانش جغرافی و نقشهکشی در ایران را میکاود نیز کار فرشاد فرشید راد بنام جغرافیای کهن و سرزمین های گمشده ، نشر سمرقند ، 1391 میباشد.
جان کلام اینکه کتابهای تاریخ دانش پایههای هر گونه جهتگیری و آمال و آرزوهای فرزندان ما را رقم میزنند چه این کتابها پرسمان کیستی را در خود نهفته دارند و نتیجه کیستی دادن اعتماد بنفس به فرزندان و آینده سازان این کشور است و همه اینها لزوم بازنگری در کتابهای تاریخ دانش را بیش از پیش بر ما روشن میسازد . امید که این گفتار با داوری پژوهشگران راههای سخت و دشوار آینده را بر ما هموار سازد.
*) یادآوری شعرها از دوستِ گرامی رضا رسولی.
برگرفته از سایت ایران بوم
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.