گفتگوی آوا دیپلماتیک با پرفسور ریچارد فولتز
ریچارد فولتز دکترای خود را در رشته تاریخ و خوانش های خاورمیانه از دانشگاه هاروارد گرفته است . وی سالها در اروپا به سرسخن موسیقیدان ، خرده گیر(منتقد) سینما و رهنوردنامه نویس کار می کرده است . وی پس از سالها آموزش و خوانش بخش ایرانشناسی را در دانشگاه کنکوردیا در مونترال کانادا بنیاد کرد و هم اکنون گردانندگی این مرکز را بر دوش دارد. به طور حتم همسر ایرانی فولتز ، خانم مانیا سعدینژاد ، که وی نیز یکی از استادان دانشگاه کنکوردیا است بر روی حوزه خوانشی پروفسور فولتز درباره ایران هَنایش(تاثیر) فراوانی داشته است. پروفسور فولتز در کارپروای خوانشی خود در سال ۲۰۱۴-۲۰۱۵ برای انجام خوانش های پژوهشی پیرامون دین های کردها به میانبندان کُرد نشین ترکیه ، عراق ، ایران و ارمنستان نیز رهنوردی کرده است.
- از چه زمانی و چگونه با زبان فارسی آشنا شدید؟
در دانشگاه شماری دوست ایرانی داشتم و به فرهنگ آنها دلبسته مند شدم . دانشگاه به طور پیشامدی یک دوره زبان فارسی نَمارید(ارائه داد) و من از سر کنجکاوی نامنویسی کردم و پیشامدها یکی از پس دیگری رخ داد . استادان من ، مانند "لئوناردو آلیشان" چامه سرای ارمنی- ایرانی ، "روی متحده" تاریخدان ایرانی- آمریکایی و ویژه کار حوزه تصوف "آنه ماری شیمل"، پشتیبان من بودند و من را برای بازپی این زمینه دلگرم کردند.
- زمینه ماتیکان(رساله) دکترای شما چه بود؟
بهم بستگی های فرهنگی میان آسیای مرکزی و هند در سده شانزدهم و هفدهم . هر دو میانبند زیر چیرگی زنجیره های ترک پشتیبان فرهنگ ایرانی و زبان فارسی بودند و من در پایان نامه ام در این باره جُست کردم که آسیای مرکزی ، ایران و هند در درازنای آن دوره از نگر زبان فرهنگی جهانی یکتا بودند و نه سه جهان جداگانه.
- شُوند(دلیل) پروای شما به دوران مغول چه بود؟
مغول های هند همچشمان بزرگی برای فرهنگ ایرانی بودند . بسیاری از ایرانیان با جربزه در آن دوره ، پیشه هایی در هند برای خود پیدا کردند و بسیار هم هَنایشگذار(تاثیرگذار) بودند . زبان فارسی، زبان رسمی دولت مغول بود و ناگریز جز مسلمانان نیز آن را فرا گرفتند و شیفته آن شدند و زبان پارسی را پاس داشتند.
- کدام یک از بزرگان ادبیات ایران شما را شیفته خود کرده است؟
کامناکام من همه چامه سرایان بزرگ کلاسیک را از رودکی و فردوسی تا عطار و مولانا و سعدی و حافظ می ستایم.
- به سرسخن بنیادگذار مرکز ایرانشناسی دانشگاه کنکوردیای کانادا بفرمایید که این مرکز با چه آماژی(هدفی) بنیاد شده است و در چه حوزه های کار می کند؟
آماژ ما کمک به آسانی فرایافت بهتر پاسداشت تاریخ و تمدن ایرانی در میان کانادایی ها است . بدیهی است که ایران اکنون از سوی رسانه های باختری به طور مثبت چهره دهی نمی شود ، بنابرین تلاش می کنیم تا کرانه ای با برجسته کردن بسیاری از کمک های ایران به تاریخ جهان ، به همترازی این چهره کمک کنیم.
- شُوند شما به زمینه بوم زیستی در دین ها چیست؟ آیا زرتشت ، دینی بوم زیستی است؟ آیا کیانا(طبیعت)گرایی اسلامی هستی دارد؟
بیشتر دین ها به ما می آموزند که کیانا را پاس بداریم ، ویک(اما) بیشتر مردم در جهان امروز برتری می دهند تا به این آموزه ها پروایی نکنند . به همین شُوند است که ما در حال رویارویی با بحران زیست بومی جهانی هستیم . باید به این زمینه بنَمارم(اشاره کنم) که در درازنای ۱۰ سال گذشته در این زمینه هیچ پژوهشی انجام نداده ام ، ویک واروی(خلاف) هشدارهای دانشمندان ، این بحران به جای بهبودی در حال وخیم تر شدن هستند.
- با پروا به خوانش شما بر روی بودایی ها ، تا چه اندازه بودایی در ایرانِ فراگیر بوده است؟ آیا رخنه دین بودایی به بخارا و سمرقند هم میرسد؟
بخش خاوری ایران باستان – میانبندی که امروزه دربردارنده افغانستان ، ترکمنستان، و تاجیکستان و ازبکستان می شود، به نگر می رسد که تا پیش از دوره اسلامی به جور انبوهی بودایی بوده اند . به نگر می رسد که باشندگیبودایی ها در بخارا و سمرقند هستی داشته است ویک نه به اندازه میانبندان دورتر مانند بلخ . خانواده شناسانیده برمکیان که سگالشگر(مشاور) خلفای بغدادی بودند ، در تبار متولیان یک نیایشگاه بودایی کرامند در بلخ بودند.
- از دیدگاه شما ایرانیان چه هَنایش(تاثیر) بسزایی در شکل گیری تمدن اسلامی داشته اند؟
از نگر من ، ایرانی ها تنها کنشگر کرامند گسترش تمدن اسلامی در درازنای سده های شکل گیری اش در همه زمینه ها از گرد آوری حدیث و حقوق اسلامی و فلسفه ، تا دولت های فرمانران و دانش هایی مانند پزشکی و اخترشناسی و همچنین ادبیات و عرفان اسلامی، بودند.
- شما به باشندگی کُردها در خاورمیانه نیز دلبسته هستید . با پروا به اینکه به میانبندان(مناطق) کُرد نشین ترکیه ، عراق، ایران و ارمنستان رهنوردی کرده اید ، آیا برنامه ایی برای بازدید از میانبندان کُردنشین سوریه داشته اید؟
به سرسخن یک ایرانشناس ، با شُوندهای تاریخی باید بگویم که من به کُردها دلبسته ام ، چراکه آنها از نگر زبانشناسانه و فرهنگی، ایرانی هستند. به سخنی دیگر ، من دلبسته یافتن آن چیزی هستم که کُردها با دیگر ایرانی ها در آن با هم هنبازند . جاهای تاریخی ایرانی و آثار باستانی بسیاری از دوره های امپراتوری های بزرگ ایرانی مانند نیایشگاه های زرتشتی و جز این در میانبندان زندگی کُردها نیز هستی دارند.
- گروه داعش ، شمار بسیاری از یزیدی ها را به جرم اینکه آنها را پرستشگران اهریمن می داند کشته است . چرا داعش اینگونه درباره یزیدی ها می اندیشد؟
یزیدی ها در درازنای سده ها از سوی دشمنانشان به پرستشگری اهریمن بدنام شده اند ، ویک این زمینه تبلیغاتی آزگار نادرست است که افزاری برای کشتن آنها شده است . یزیدی ها یکتاپرستانی هستند که سنتی بسیار پیچیده را دنبال می کنند که در زمان علمای سنی سوری در سده دوازدهم دیسه(شکل) گرفتند که دربر دارنده بسیاری از عناصر ایران باستان نیز می شود . دین آنها ناگریز از سوی استادان بسیار کم شناخته شده است.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.