کویر لوت سرزمین راز آمیزی است. از کلوت ها و افسانه های پر از جن و پری اش که بگذریم، کمتر کسی اندیشه اش را می کرد که در نزدیکی لوت یکی از کهن ترین تمدن های جهان تشکیل شده باشد. ویک آشکاری دیرین ترین درفش جهان از این منطقه، نام لوت را به تمدن کهن خبیص پیوند داد. این روزها همه از هستی کهن ترین لوحهای تمدن جهان در کرمان و در تمدن ارت در جنوب کرمان می گویند ویک کمتر کسی از تمدن خبیص در حاشیه شمال خاوری کرمان و در لبه کویر لوت سخن می گویند. تمدن خبیص شهداد یکی از چنبره های گم شده میان تمدن خاور آسیا و میانرودان است؛ تمدنی که مانند بسیاری از محوطه های باستانی پشته ایران سر از زمین بیرون آورده است ویک کمتر از داشته هایش گفته شده و همچنان راز خود را در پهنه خاک نگهداشته است.
سرزمین نخل، کویر، آب و درفش
اینجا شهداد داد سرزمینی که نخستین درفش فلزی جهان در آن آشکار شده است اینجا شهداد است سرزمین نخل، کویر، آب و تاریخ. تمدین دیرین شهداد هنوز ناشناخته است. همانند بسیاری از زیستگاههای پیش از تاریخ ایران از شش هزار سال پیش بشر در شهداد می زیسته و هنوز زندگی می کند.
داستان درفش شهداد
در کنده کاری های باستانشناسی در این میان بند (منطقه) کهنترین درفش فلزی جهان به دست آمده است، درفش شهداد فلزی چهارگوش ریخت و 23 در 23 سانتیمتر است و بر فراز خود عقابی دارد و بر میله ای جای گرفته است.
بر روی این درفش داستانی ریخت گرفته است که از افسانه های کهن ایران زمین؛ داستانی از نعمت، شکرگزاری، نخل و سپاس. در میان درفش انسانی است که بر صندلی نشسته و دیگران در پیرامونش جای دارند از دیگر انسانها گرفته تا عناصر کیانا و جانوران دد و بومی. تک نشسته بر صندلی بزرگتر از دیگران است و یک زن در کنارش و دو کارگذار در گرداگردش.درفش با خورشید شیر و گاو کوهاندار و آراسته شده که گویا داستانی را داستانگری می کند. این درفش پس از آشکاری به تهران ترابر شد و در موزه نگهداری می شود و باز این داغ را بر دل کرمانیان می گذارد که چرا اشیا آشکار شده در استان کرمان، جایی برای نگهداری در استان تاریخی کرمان ندارند؟ شهداد در 70 کیلومتری شمال خاوری شهر کرمان جای دارد و کویریترین بخش استان کرمان به شمار میرود.
این برزن از کرمان، در آغاز هیچگاه آبشخور پروای باستانشناسان نبود، زیرا پندار هستی تمدن باستانی در صحرای خشک لوت ناشدنی می نمود.نخستین هئیت کاوش در سالهای 46 به سرپرستی دکتر احمد مستوفی از بنیاد جغرافیایی دانشگاه تهران برای بررسی جایگاه جغرافیایی دشت لوت و گرداگرد آن وارد آنجا شدند و در حین آشکارسازی های خود در "چاله تکاب" به شماری سفال برخورد کردند که بخشی از آنها از زمین بیرون و این آثار نشان از هستی تمدنی پیشرفته در این برزن بود.
آراترای گم شده یا همان تمدن خبیص شهداد
ویک هم اکنون باستانشناسان، شهداد را کلیدی برای شناخت پرکاریهای اجتماعی و فرهنگی همه میان بند (منطقه) نیمروز خاوری (جنوب شرقی) ایران در هزاره سوم پ.م میدانند. شماری هم آن را با شهر گمشده سومری آراتا برابر میدانستند. در گل نوشته سومری نام آراتا بسیار به کار رفتهاست. بر شالوده نوشته های سومری آراتا سرزمینی بود در خاور "انشان". هانسمن انگلیسی، سرزمین انشان را همان فارس میداند و شهر سوخته جایگرفته در استان سیستان را شهر حماسی آراتا میدانست، ویک آشکارسازی های سپسین در استان کرمان این زمینه را پابرجا کرد که آراتا همان شهداد کرمان است. شهداد مرکز ایالت آراتا بود که یکی از چند استان خود مختار امپراتوری عیلام به شمار میرفته و دارای اجتماعی ریخت یافته و یکپارچه بود. افزون بر فرمانروا و فرمانروایی، دارای رده های اجتماعی و اصناف بود.
کشف گورستان شهداد از کرامندترین آشکارسازی های باستانشناسی دوران هم روزگار است. از آنجاییکه پیشینیان، بنابر باورشان به اینکه پس از مرگ در جهانی دیگر نیاز آب و خوراک و مسکن خواهند بود، همه آنچه از آنِ خود داشتند، از ظرف و پوشاک گرفته تا زیورآلات را با خود به گور میبردند. به چبود سوی گردش خورشید گورستانهای شهداد بیشتر خاوری، باختری هستند. ساکنان شهداد، از تَکان بزرگ و سرشناس خود از جمله فرمانرانان، کاهنان، تندیس هایی میساختند و پس از مرگ آنها در هنگام خاکسپاری با اشیای دیگر در گور جای میدادند. در میان تندیسها، شمار بسیاری تندیس زن نیز هستی دارند. همچنین کهن ترین درفش آشکار شده در جهان با سرسخن درفش شهداد در این میان بند(منطقه) بوده است. در نخستین کنده کاری های شهداد یک شی پرواپذیر نیز آشکار شد که همان درفش شهداد نام گرفت.
بخش های درفش شهداد
اين درفش کهنترين درفش جهان است كه از يك برگه با ميله و لولا و دسته برنزي ساخته شده است و کامناکام چون در اين چند هزار سال زنگ زده شده به رنگ سبز مدگردیس شده است ولي در پایه (اصل) گونه ای درخشش فلزي داشته كه آفتاب را باز ميتابانده است. روي آن، نگاری از يك نخل ديده ميشود و دو درخت ديگر و پنج آدم كوچك و بزرگ كه همه از بزرگان هستند و دو شير و يك گاو كوهاندار و چند مار شبيه مارهاي تمدن جيرفت هم به چشم ميخورند.
زمینه گیرا، عقاب روی میلهً درفش است. در افسانه های کهن ایرانی، به نام سیمرغ افزون بر این که سمبل ایزد خورشید بوده است، با نامهای سومری و هوریانی آنزو و زروان خدای خرد و باد اساطیری بزرگ بومیان دیرین پشته ایران به شمار می آمده است و بدین سوی نیز بوده که فرتورش در بالای درفش کاویانی ایرانیان دوره هخامنش نیز جایگرفته بوده است.
پروین محمد رضایی، پژوهشگر تاریخ در گفتگو با مهر گفت: پایه این آشکارسازی ها از جمله درفش شهداد که به سرسخن شی میهنی شناخته شده در موزه ملی تهران نگهداری می شود. این پژوهشگر باستانشناسی گفت: کهن ترین درفش ایران و جهان با سرسخن درفش شهداد در کنار کلوتهای کویر کرامندترین آثار گردشگری شهداد هستند.
وی افزود: شهداد یکی از میان بندهای تاریخی و گردشگری کرمان شمرده می شود که طی بررسیهای چهره گرفته درفش شهداد پیونددار به دوران پیش از میلاد مسیح، کهن ترین درفش ایران است که از کرامندترین آثار گردشگری این میان بند شمرده می شود. با پروا به اثر کندکاری شده بر دهانه یک کوزه می توان دیرینگی برخی دیگر از اشیا آشکار شده را به هزاره سوم پیش از میلاد رساند. این اشیاء از سه گورستان و سیصد گور به دست آمده اند. با پروابه اشیاء آشکار شده شده سه کوی (محله) به نامهای کشاورزان، صنعتگران و جواهر سازان نیز از دل خاک بیرون آمده بود.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.