روشن نمایی :
در ویرایش این نوشته، ما از نسک (کتاب) «پارسی بگوییم، تازی نگوییم» ، برای سره نویسی واژه های تازی به پارسی بهره گرفته ایم.
پژوهش های مورخین و آثار آشکارشده باستانشناسان داستانگر از این است که منطقه مهاباد دست کم از سده های نخست هزاره نخست پیش از میلاد مسیح یکی از مناطق مسکونی ایران بوده است . یکی از این آثار سنگ نپشته ای به خط میخی منسوب به مینوآ می باشد که میان سالهای778 تا 812 پیش از میلاد شاهنشاهی داشته است . نپشته یاد شده تا سال 1890 هستی می داشته است. اثر کرامند دیگر منطقه ، گور دخمه ای به نام فقره قا یا فخریگاه منسب به دوره ماد می باشد . آثار دیگری مانند پلکانهای سنگی و راهروهای زیر زمینی نامور به برده کونته در منطقه آشکار گردیده اند که بر رخنه و هجوم قوم وانی ها به منطقه شونداری(دلالت) دارد . بررسی آثار برجای مانده از زمانهای گذشته ، نشانگر این امر است که تمدن و شهر نشینی در این منطقه از اختلاط فرهنگی و نژادی میان تیره های گوناگون مانند : بابلی ها ، آشوریها ، وانی ها ، لولویی ها ، کوشی ها ، کاسی ها ، مادها و دیگر تیره های آریایی نژاد کرد بوجود آمده است . ویک دیرینگی تاریخی شهر نوین از کل منطقه کمتر و از پیدایش آن کرانه 400 سال میگذرد، تا واپسین های سده دهم کوچی(هجری) شهر مهاباد دراین منطقه شهرکی به نام دریاس یا دارایاس( همان دارایاس باستانی است که رولن سن به آن اشاره دارد) به زیر سخن کرامندترین مرکز شهری و اداری برزن بوده است که ویرانه های آن در دهکده نسبتا بزرگی در 11کیلومتری شمال باختری مهاباد کنونی به همین نام مانده است . دریاس که بنا به داستان بتلمیوس از جمله شهرکهای ماد در برزن اندرقاش (روستایی به همین نام در کرانه ده کیلومتری خاور دریاس کنونی و کرانه دو کیلومتری فقره قا اکنون هستی دارد) تا سده دهم کوچی به همین نام ناموری داشته و مرکز فرمانروایی منطقه بشمار می رفته، است . امیر شرف خان بدلیسی مولف شرفنامه ، که در سال 1005 ه . ق نوشته شده در رویدادهای واپسین سده دهم کوچی در یاد کشمکشهای فرمانروایان برزنی کرد در برخورد نیرو میان صفویه و عثمانیها از برزن عثمانیها در برزن دریاس به نام مرکز فرمانروایی منطقه نام میبرد.
شهر مهاباد در ترکیب کنونی ، نخست در آغازه سده یازدهم کوچی از سوی سارم بیگ از ملوک کرد ساوجبلاغ موکری، در بخش شمالی نزدیک به خم رودخانه مهاباد (برزن های باغ سیسه و دباغخانه کنونی) ساخته گردید، پیشامد سیل و ویرانی برزن دیرین رون(باعث) جابجایی خانه ها به بخشهای جنوبی و ایجاد برزن های تازه در گرداگرد میدان چهار چراغ (میدان شهرداری کنونی) گردیده است .
در سال 1060 ه. ق ، بداق سلطان ، فرماندار مهاباد با شاه سلطان حسین آشتی کرد و شهر ساوجبلاغ را که درگیرو دار جنگها چندی تهی و ویران مانده بود بار دیگر آباد ساخت . بداغ سلطان نخست مسجد جامع را در شهر ساخت که سنگ نبشته آن داستانگر از پایان ساختمان در سال 1089 ه ق است . پیش از مسجد جامع (مسجد سور) ، پل بزرگی نیز نامیده به پل سرخ در سال1084 بر رودخانه مهاباد ساخته بود ، مسجد در اکنون برای برگزاری مراسمات دینی از جمله نماز آدینه آبشخور بهره برداری جای گرفته وپل به شوندهای نادانسته ای در زمان ساخت بند مهاباد ویران گردید . مهاباد (ساوجبلاغ) تا میانه سده نوزدهم مرکز فرمانرانی برزنی 400 ساله موکری بود. این فرمانروایی در آغازه سده 18 در ساوجبلاغ ضرب سکه را آغاز نمود. نمونه های چندی از سکه ها هستی دارد و در کتاب تمدن مهاباد2 فرتور از سکه ها با گزاره ضرب در ساوجبلاغ به چشم می خورد .
نخستین کوی شهری در آغاز پیدایش سلوجبلاغ (مهاباد کنونی) در پایین رودخانه در جوار چشمه ای نامیده به چشمه باغ سیب (یا باغ سیسه) ویا به گزاره دیگری چشمه آب سرد جای داشت ، در واپسین سده یازدهم هجری ، بر اثر طغیان رودخانه مهاباد این بخش از شهر ویران گردید و خانه های نوین در بخشهای جنوبی تر شهر ، در شمال خیابان طالقانی کنونی و میدان چوار چرا ( میدان شهرداری کنونی) بنیاد گردید . همزمان این روزها ساختمان و آثار نوینی در شهر ساخته شده و شهر زیر هنایش جایگاه سرکرانه ای و سپاهی خویش و روابط متشنج ایران و عثمانی (ترکیه کنونی) از یکسو و آسانی دسترسی به مناطق عراق و عثمانی ، یعنی دروازه های باختری ایران به سوی خاورمیانه و اروپا ، مراحل متناوبی از هرج ومرج و انحطاط ، رونق بازرگانی و آبادانی را پشت سر گذاشته است . در دوره قاجاریه ، جایگاه سرحدی و پیوندی منطقه ، موجب رونق و آبادی مهاباد نیز گردید . شاهان و تامرای قاجار به برزن های مرزی ایران و عثمانی و آبادای و پایداری آنها پروای ویژه داشتند، بویژه عباس میرزا که فرمانروای باختر ایران بود به این امر پروای ویژه ای داشت و کوشش نمود از سوی میرزا صالح شیرازی که نماینده ایران در لندن بود گردی از کوچ کنندگان اروپایی را برای زندگی به ایران جهت اسکان در برزن های مهاباد کنونی ترغیب نماید که توانا نگردید .
در دوره قاجار از شهرهای مختلف ایران و کشورهای همسایه بازرگانان به مهاباد کنونی آمده و در سراها و کاروانسراهای پرشماری از جمله سراهای موصلیان ،کریمخان ، کاشی ها ، نراقی ها،... و کاروانسراهای سیمون ، همدانی ها ، تاجر باشی ، کوسه و...نسبت به دادوستد کالا و دارایی بازرگانی وارد شده از شام و بیروت و عراق و پخشتوزیع آن در درون کشور واز سویی صدور کالاهای درونی به کشورهای همسایه بویژه عراق می پرداختند .
پیش از جنگ جهانی نخست تیره های گوناگون تیره ای و دینی از جمله یهودیها ، ارمنی ها ، آشوریها ، آذری ها و ....در کنار ساکنان بومی منطقه به خوشی زندگی میکردند ، ارامنه که بر اثر فشارهای دولت عثمانی به ایران کوچ نموده بودند در جنوب شهر در برزن بزرگی به نام محله ارامنه (گه ره کی هه رمه نیان) ، سکونت داشتند که بیشتر در جریان جنگهای نخست ودوم جهانی همراه سپاه روس به آن کشور کوچ ، یا به شهرهای بزرگ کشور کوچ نمودند . کلیمی ها نیز حدودا در مرکز شهر در محله ای به نام برزن کلیمیان (گه ره کی جوله کان) سکونت داشتند و سایر تیره ها به چهره پراکنده در سطح شهر و روستا با ساکنان بومی منطقه سکونت داشته و همه در کمال آرامش با همزیستی با همدیگر همه مراسم شادی و سوگ خود را بدون هیچگونه دشواری ای از سوی دیگری و ناگریز(حتی) با هنبازی(مشارکت) همگان برگزار میکردند .
خوانش های بخش مسکن نشان میدهد که بیشتر بخشهای نوین در مناطق گسترش یافته ، در گذشته پوشیده از باغ های سر سبزی بوده است و هنوز نام برخی برزن های شهر به نام باغهای پیشین نامور است. از جمله برزن های شمالی شهر مانند باغ سیسه ، باغ قوپی ، باغ گولان ، باغ ساوا ، باغ گردو ، باغ حسنخان و . . . . .در یادها و دلگذرهای مردم هستی دارد .
از کرامندترین کارگر گسترش در منطقه می توان از ساخت بند مهاباد در سال 1347 و مجتمع کشت و صنعت در سال 1356 ( که شوربختانه بخوبی از آن بهره برداری نمیشود )را نام برد ، از جمعیت شهر پیش از انجام سرشماری چند سند تاریخی هستی دارد که درآنها چنین آمده است : :
در سال 1824 میلادی برابرمقارن با سال 12۰3 خورشیدی بیلی فراسر مهاباد را شهری زیبا و دلنشین در کنار رودخانه ای با صفا توصیف میکند . در سال 1890 میلادی برابر با سال 1269 خورشیدی ایزابلا بیربیشاب به مهاباد آمده و میگوید این شهر پنجهزار (5000) نفر جمعیت داشته است . در سال 1945میلادی برابر با سال 1324 خورشیدی جمعیت مهاباد 16000 نفر گزارش شده است ،
در نخستین سرشماری رسمی که د رسال 1335 انجام گرفته است جمعیت مهاباد بالغ بر 20333 تن بوده است .
در نوشته ها و اسناد تاریخی نام این شهر نخست سووق بلاق سپس ساوج بلاغ و در دوره قاجاریه ساوج بلاغ مکری یاد شده است و تا سال ۱۳۱۵ به همین نام نامیده میشد. ویک در آن سال بر شالوده اقدام فرهنگستان هنگام ایران و بنا بر پیشنهاد روانشاد غلامرضا رشید یاسمی و تصویب فرهنگستان نام این شهر به مهاباد دگرگونی یافت. شهر مهاباد در کالبد کنونی از سوی صارمبگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مکری در اوایل سده ۱۱ کوچی در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهاباد (برزن های باغ سیسه و دباغیان) کنونی بنیاد گردید. دیرینترین منطقه مهاباد «باغ سیسه» نام دارد که یکبار هم بر اثر سیلاب ویران شدهاست و امروزه دارای معماری کهن و بافت آن رو به فرسایش است. مهاباد (ساوجبلاغ مکری) شهریست دیرین که در زمانهای پیشین مرکز برزن های کردنشین بودهاست. در بخشبندی پیشین مهاباد و حومه و پیرو ها تا سال ۱۳۲۲ خورشیدی به زند زیر بوده است:
بخش مرکزی مهاباد، بخش بوکان، بخش نقده، بخش اشنویه، بخش مرحمت آباد (که سپس ها میاندوآب نامیده شد)، بخش شاهیندژ، بخش تکاب، بخش سقز، بخش بانه، بخش سردشت، بخش پیرانشهر.
بخشهای پیرانشهر، نقده و اشنویه از سال ۱۳۲۲ به چبود نبود ارتش ایران در مهاباد موقتا تا اعاده وضع عادی پیوست شهرستان ارومیه شدند. بخشهای سقز، بانه و سردشت نیز از همان تاریخ و به همان شوند پیوست شهرستان سنندج شدند.
بخشهای میاندوآب، شاهیندژ و تکاب نیز پیوست سنندج گردیدند. تنها بوکان همراه مهاباد ماند. ویک پس از ورود دوباره ارتش در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ خورشیدی بخشهای یاد شده نه تنها به مهاباد پیوست نشدند بلکه هر یک از بخشهای: میاندآب، نقده، تکاب، پیرانشهر، سقز، بانه و سردشت خود دگردیس به شهرستان شدند.
زبان
زبان گفتاری مردم مهاباد، زبان ایرانی کردی است.
گستردگی و جمعیت
از لحاظ گستردگی شهرستان مهاباد با ۲۵۹۲ کیلومترمربع، چهارمین شهر بزرگ استان آذربایجان باختری است.
سازه های تاریخی و گردشگری
• دریاچه بند مهاباد
• مسجد جامع سرخ
• آرامگاه بداق سلطان
• آب معدنی گراوان
• باغ مکائیل (پارک ملت)
• غار سهولان
• گرمامه تاریخی میرزا رسول(که هم اکنون به موزه مردمشناسی دگردیس شده است)
• فقرقاه
• بازارچه مرزی کالاهای وارداتی
• مسجد شاه درویش
• تپه تاریخی برده کونته
• حوضخانه مسجد عباس آقا
• تپه های تاریخی ایل تیمور و دژ جوغه
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.