مینورسکی Minorskyزبان کردی را متعلق به گروه زبانهای ایرانی شمال باختری دانسته است و باورمند است که این زبان در اصل و مبدأ ، زبان گروه سترگ مجتمع در یک برزن بوده و ویژگیهای کلی ، پیش از این که کردها گشترش پیدا کنند، پیش از پراکنده شدنشان در کوهها شکل گرفته است .او پندار این نکته را که پیدایش لهجههای شمال باختری رایج در فرمانروایی ایران ،بدون دخالت و شرکت کنشگر «ماد» چهره گرفته باشد،نشدنی می داند و نتیجه گیری میکند که با پروا به ملاحظات تاریخی و جغرافیایی باید پذیرفت که گسترش کردها تنها از سرزمین ماد کوچک که همان آتروپاتگان یا آذربایجان امروزی است ،چهره گرفته است.
مادها که آغاز سده هفتم پیش ازمیلاد حکومت ماد را بنا نهادند و با گشایش بخش های باختری ایران،تیره های بومی را در خود حل نمودند ، نیاکان کردها به شمار می آیند .آنها نخستین حکومت ایرانی را بنیاد نهادند و پس از آغاز به فرمانروایی هخامنشی ، سرزمین و ساتراپ مادها همچنان به سرسخن دومین استان ایران از کرامندی(اهمیت) بسیاری بر خوردار بود . مادها از حیث تباری و زبانی پیوستگی نزدیکی با دیگر تیره های ایرانی ماننده هخامنشیان داشتند. ظاهراً به شوندهای همتباری آنان با ماد های آریایی بوده است زیرا پارهای از باورها و نامها شناخته شده آن تیره ها بر آریایی بودن آنان دلالت دارد. اگر این تیره ها اختلاف و تباین آشکاری با آریاییان داشتند ، طبیعتاً بایستی نشانههایی از زبان و فرهنگ آنان لدست کم در دره های دور افتاده زاگرس حفظ می شد ؛ بویژه آن که میبینیم بسیاری از تیره های باستانی دیگر ، ویژگیهای فرهنگی خود را در دل اجتماعات بزرگ همچنان حفظ کرده اند.
استرابون ( که حدود سالهای65 پیش از میلاد تا 21 پس از میلاد میزیسته) گواهی یک مؤلف دیگر یونانی به نام اراتوسفن(نزدیک 194-276 پ.م) را بدین شرح نقل میکند که ساکنان پارس و ماد و باختر و سغد « با جزیی تفاوتی همزبان هستند«یعنی «در واقع یک زبان دارند».
پیوستگی کردها با سرزمین مادری، افزون بر زبان کردی در دیگر ویژگیهای فرهنگی چون دین نیز روی نمود. کردها همزمان با دیگر تیره هایایرانی آیین زرتشت را برگزیدند. این نکته در پوست نوشته نامداری که به خط پهلوی نوشته شده و در شهر سلیمانیه عراق یافته شده به شکلی شاعرانه پژواک شده است. در این پوست نوشته ابیاتی به زند زیر آمده است:
«هورمزگان رمان آتران کژان ویشان شاردهوه گوره گورهکان
زورکار آرب (عرب) کردنه خاپور گنای پاله هتا شاروه زور
شنوکنیکان و دیل بشینا میرد آزاتلی و روی هوینا
روشت زردشتره مانوه بیکس بزیکا نیکا هورمز و هیوچ کس»
ترجمه: نیایشگاههاها ویران و آتشها خاموش شدند . بزرگ بزرگان خود را نهان کرد . عرب ستمگر دهات را تا «شهر زور» ویران کرد. زنان و دختران به اسیری رفتند. دلیران در خون غلطیدند . کیش زردتشتی بی کس ماند اهورا مزدا بر کس رحم نخواهد کرد.
نام کردستان برای نخستین بار در زمان حکومت سلجوقیان به چشم میآید. حمدالله مستوفی در نزههالقلوب مینویسد: « کردستان ، و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایت عراق عرب و خوزستان و عراق عجم و آذربایجان و دیار بکر پیوسته است: آلانی، الیشتر، بهار، خفتیان، دربند تاج خاتون، در بند زنگی ، دزبیل، دینور، سلطانآباد ، چمچمال، شهرزور، کرمانشاه(قرمیسین) ،کرندو خوشان، کنگاور،(قصرالصوص) ، ماهیدشت(مایدشت)، هرسین، وستام».
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.