آرمان جاویدان
هر چند رسیدن دوباره به مرزهای ایران بزرگ و همچنین برقراری بهروزی ونیکبختی برای تک تک ایرانیان ، کاریست به راستی دشوار و سخت ، با اینهمه رسیدن به آن ، راهی ساده ، دانسته ، روشن و آشکار دارد. اگر بخواهیم از تهران به مازندران بزرگراهی بسازیم ، هزینه بسیار و زمان ساخته شدن آن بزرگراه از سختی ها و دشواری های کار است و دانش راه و ساختمان و سپردن کار به کاردان راه ساده و آشکار و دانسته آن. بنابراین در رسیدن به ایران بزرگ و برقراری بهروزی تک تک ایرانیان نیز چنین راهکاری پیش روی ماست. همانجور که در نمونه بالا ساختن بزرگراه تهران به مازندران نیازمند دانش و آروین(تجربه) مهندس سازنده آن دارد و می باید پیش از گزیر(تصمیم) به ساخت ، برنامه ای باریک و دانشی برای آن داشت و نمی توان بدون بررسی های دانشی با بیل و کلنگ به راهسازی پرداخت ، رسیدن به ایران بزرگ و بهروزی ایرانیان نیز به دانش ، آروین و برنامه کسانی نیاز دارد که از دانشی و بینش سیاسی و تاریخی برخوردار هستند . می توان روزها و ساعت ها زمان خود را برای سخن گفتن و سخن شنیدن درباره برتری ها و زیبایی ها و شیفتگی ها به ایران گذاشت ، با اینهمه هیچکدام برای ایران درمان نخواهند شد. در نگر بگیرید که چه شمار کتاب های سودمند و میهنی در بازار است. هرچند کار نویسندگان و پژوهشگرانی که چنین کتاب هایی نوشته اند ، ماندگار و بسیار بسیار ارزشمند است، ویک به آروین(تجربه) دیده ایم که هَنایش(تاثیر) کنشی(عملی) در زندگی و آینده ایرانیان دست کم از پس از انقلاب نداشته اند که چبود آن خود زمینه ای دیگر است و در این گفتار به آن نپرداخته ایم . برآنیم که در این نوشته کوتاه بجای سخن را به درازا کشاندن بگوییم که در کنش برای ایران چه باید کرد تا یاریگر آیندگان و هممیهنان برای رسیدن به ایران بزرگ و بهروزی ایرانیان باشد :
1-گمان کنید که اکنون ایرانیان راهبری ایران را بدست گرفته اند و می خواهند ایران را بسازند. براستی چه برنامه ای دارند؟ جز آنکه چندین سال در بهترین پیغان ها(شرایط) با یکدیگر به گفتگو خواهند پرداخت که چه شیوه ای بجاست و چه باید کرد؟ (همچون آغازه های انقلاب 57 یا انقلاب مشروطه). پس می باید برنامه و راهکار برای فردای ایران ، دانشی ، نوشته شده و بررسی شده آماده باشد. باور کنید اگر اکنون حکومت را به آقای ایکس یا فلان گروه و باهماد(حزب) بدهند ، هیچکدام راهکار مدون و از پیش آماده ای برای گرداندن ایران در آن زمان ندارند . پس ، نخستین کار ، آماده کردن بستر و داشتن برنامه ای دانشی برای ایران فردا است. چیزهایی همچون اینکه می خواهند ایران مهتر جمهوری داشته باشد یا مهستانی باشد و نخست وزیر. چرا که نیاز هر کشور و پیغان های(شرایط) یک کشور ناگریز(حتی) در چارچوب دموکراسی با کشورهای دیگر یکی نیست و هر کشور نسخه ویژه خود را دارد و این آن چیزی است که کارشناسان می باید امروز آنرا آماده دارند و برای فردا نگذارند و کارهای ویژه کارانه(تخصصی) را نمی توان و نباید به همه پرسی گذاشت چرا که درستی یا نادرستی آنرا همگان نمی دانند.
2-چه ایرادی دارد که قانون اساسی کنونی کشور را کارشناسان و آروینداران(مجربان) بخوانند و از همین اکنون آنرا بویرایند و چیزهایی که بایا است بدان بیفزایند یا از آن بکاهند؟ گروه ، تک یا باهمادی(حزبی) که می خواهد پس فردا کشور را بگرداند و اندیشه و شیوه خود را در گرداندن ایران و ایرانیان شایسته می داند ، می بایست از هم اکنون ناگریز پیشنویس قانون اساسی را آماده داشته باشد تا اگر همه پرسی ای هم برگزار شد ، آنرا آماده داشته باشند و به کار بگیرند. کار همه اپوزیسیون های ایرانی از پیش از انقلاب تاکنون به دانش آموزانی می ماند که سر نشست آزمون تازه به یاد می افتند که نیاز به خط کش یا پاک کن هم داشته اند. یکی از کنشگرهای(عوامل) کامیابی مذهبیون در بدست آوردن رهبری ایران در آغاز انقلاب 57 ، همین داشتن برنامه و روش کاری بود که پیشتر در حوزه و مساجد آنرا آماده کرده بودند ، چنانچه دیگر گروه ها تازه به اندیشه افتادند که چنین کنند یا چنان نکنند و همان موجب پایدار نماندن آنها شد.
3-کرانه های ایران بزرگ از کجا تا کجاست ؟ ایرانیان باید به کجا برسند؟ چه کسانی ایرانی تبار هستند و از ایران جدا افتاده اند؟ این یکی از کرامندترین چیزهایی است که در آینده برنامه راهبردی و استراتژیک بیرونی ایران را سازمان خواهد داد. ایرانیان هنوز نمی دانند که کرانه های ایران بزرگ از کجا تا کجاست و هر کس بنا بر دلخواه خود آنرا روی گرده(نقشه) جغرافیایی نگارگری(نقاشی) می کند. آنگاه که نمی دانیم کرانه های نگاه ما کجاست ، به کجا می خواهیم رسید؟ به مرزها و کرانه های نادانسته و تار؟ و اگر کرانه ها و مرزها را ندادیم ، چگونه برنامه ریزی توانیم کرد!؟ در همان نمونه بالا ، اگر مهندس و گرداننده پروژه راهسازی نداند که راه از کجای تهران آغاز و به کجای مازندران پایان خواهد یافت ، چگونه می تواند بزرگراه بسازد و پیش از ساخت برای آن برنامه ریزی کند!؟
4-برای کتاب های تاریخ دانش آموزان در فردا چه برنامه ای داریم؟ آیا می خواهیم چند سال دانش آموزان را با کتاب های تاریخ پیشین سرگرم کرده و بخش هایی از آن را برای آزمون حذف کنیم تا پس از چندین سال کتاب تاریخی آماده شود و دانش آموزان 5 دوره بدون آگاهی از گذشته و نیاکانشان تا زمان آماده شدن کتاب های برای دوره های پسین ، مدرسه را بگذرانند؟ آیا نباید و نمی توان کتاب های تاریخ را برای فردا از اکنون آماده کرد!؟ آیا اینکار از نخستینگی ها(اولویت ها) برای ایران فردا نیست؟
5-هیچ دانش آموزی را سراغ نداریم که با ورق زدن کتاب های درسی یا نگاه کردن به فرتورهای آن کامیاب شده و در کنکور سراسری پذیرفته شود. کار برای ایران نیز با گفتگو و دید و بازدید و سخن گفتن به هیچ جایی نخواهد رسید. به این می ماند که گروهی از دانش آموزان که برای درس خواندن گروهی گرد هم آمده اند ، به گفتگو پیرامون مدرسه و آموزگاران و شیوه آموزش و مانند اینها پردازند و از خواندن خود درس غافل گردند. سپس فردا که پاسخ پرسشها را نخواهند دانست بگویند ما که چندین تَسوک(ساعت) با یکدیگر بودیم و پیرامون پرسمان های آموزشی سخن راندیم کنون چرا پاسخ آزمون را نباید بدانیم! بهترین سخنان زیبا و به نظم را حضرت فردوسی سالها پیش برای ما سروده اند. اگر به ما است ، بسیار بسیار دور است که بهتر از ایشان توانیم سرود. پس باید چامه های ایشان را خواند و به آن کنش کرد. کنش به آن در کارهایی است که ما را به آرمانمان که ایران بزرگ و بهروزی ایرانیان است می رساند. به کنش و نه سخن گفتن و نشست و برخاست.
6-در راستای رسیدن به ایران بزرگ و بهروزی ایرانیان ، برخورداری از فرهنگ برتر ایرانی از راه هایی است که ما را به رسیدن به جایگاه برتر ایران و نیاکانمان خواهد رساند. بجای سخن گفتن از این و آن ، چه اندازه برای کارهای بسیار بسیار ساده ای که شوربختانه ایرانیان نمی دانند ، گاه می گذاریم؟ جز این است که ایرانیان با در پیش گرفتن فرهنگ انیرانی ، زباله های خود را در شهرها می ریزند و همین یک گوشزد و فراگیر کردن ساده می تواند آغازی برای دیگر جنبش های ایرانساز باشد؟
7-و سخن آخر اینکه ، راه دانسته ، آشکار و ساده است. آنچه سخت است کوشش و جنبیدن در این راه است. با بیل و کلنگ زدن در بیابان و جنگل ، بزرگراهی ساخته نخواهد شد ، هرچند کارگران بگویند ما هر روز تسوک ها(ساعتها) اینجا بیل زده ایم.
آرمان جاویدان
15/9/1397
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.