در گفتگویی که با برادر یا خواهر کرد گرداننده ای برگه ای داشتم مطالبی رد و بدل شد و شماری از برادران کرد نیز جستاری نوشتند. پس از آن نگاهی اجمالی نیز به مطالب این برگه انداختم. جدای از بخش هایی که به دلیل کردی بودن نوشته و شوربختانه ، اگاه نبودن من از زبان غنی کردی نتوانستم بفهمم ، سایر بخش ها را کم . بیش دیدم و اندکی با گله های برادران کرد که حقا و انصافا 80% آن بجاست آشنا شدم. پیش از ورود به بحث اجازه فرمایید از فرصت استفاده کنم و بگویم ، هر کدام از برادران کرد که حتی بصورت ابنترنتی حاضر به آموزش زبان غنی کردی با لهجه سورانی به من باشد ، من با خوشبختی کامل استقبال نموده و بر من منت گذاشته است.
اما پیرامون گفتگوی ما. من باور تاریخی و خودم را با ذکر شماره می نویسم ، تا در گفتگو قابل اشاره باشند :
1- برادران کرد بارها و بارها اعلام می دارند که ما فارس نیستیم. نمی دانم چه چیز یا چه کسی به این برادران پیش از این گفته است که شما فارس هستید که ایشان مرتبا این مطلب را تکرار می کنند. خوب در این مورد نخست هم من و هم دانش تاریخ با شما هم عقیده است. تردیدی در فارس نبودن شما برادران کرد وجود ندارد. آری شما فارس نیستید و تنها یک فرد بی سواد و نا آگاه ممکن است برادران کرد را فارس (پارس) بداند. شما پارس نیستید چون ماد هستید. سخن ما هم همین است. با تعمق و خوانش تاریخ ماد ما به اشتراکات بیشتری هم خواهیم رسید.
2- در گفتگوهایی که با دوستان کرد خود از مهاباد ، سنندج ، اربیل و آمت ( دیاربکیر ) داشته ام بر مظلومبت و ستمهایی که به ابر ایرانیان کرد در جهان رفته است اطلاع ، اعتراف و اشراف دارم. تا آنجا که من می دانم ، دست کم در صد سال اخیر ، بیشترین ستم بر کردهایی که در کشورهای ترکیه ، عراق ، سوریه ، ارمنستان و جمهوری آذربایجان و شوربختانه حتی ایران زندگی می کنند رفته است.من خود شاهد گفتگوی یک برادر کرد مسلمان و سنی ( به دلیلی روی سنی بودن تاکید کردم ، سوء تفاهم نشود ) از اربیل عراق با تنی چند از مسلمانان عرب و باز هم سنی ( یعنی آن برادر کرد با آن اعراب هم دین و هم مذهب بودند ) بودم که آن اعراب که از کشورهای اردن و فلسطین بودند ، خطاب به آن برادر کرد اظهار می داشتند که شما کردها سنی و شیعه یا غیر مسلمانتان یکیست و شما مسلمان نیستید چون عرب نیستید. در همین ترکیه نیز همکلاسی هایی داشتیم که در ترکیه " میلیتچی " یا مشابه همان پان ترک های کم شمار اینجا بودند که در گفتگو های خود اعلام می داشتند تمام کردها را باید فقط کشت و حتی اخراج هم نباید کرد. ( همان دسته ها و گروههایی که در همین برگه شما خود را با شما همفکر نشان می دهند که ایران را راحت تر تجزیه کنند ). و در مورد همین ایران خودمان ، من ایرانی با شرمساری و خجالت اعتراف می کنم که بر برادران کرد ما ستم روا رفته است.بی تعصب باید گفت این ستم در ایران به وسعت رفتار دراکولایی چون صدام یا کشتار کردها در ترکیه نبوده است ، اما شرمساری من ایرانی نسبت به برادران کرد ما آنجا شدت می گیرد که کردها در سرتاسر جهان ، از فارس ها هم ایرانی ترند. حال چرا ایرانی ترند در شماره 3 به آن خواهم پرداخت.اما در اینجا اجازه دهید به ستم هایی که بر برادران کرد ما در ایران می رود ( فارغ از هرگونه ورود به بحث سیاسی یا حکومتی یا امنیتی و فقط از منظر یک ایرانی برابری خواه و غیر سیاسی ) اشاره کنم. نمی توان برادران و خواهران کرد را ایرانی دانست اما آنها را به دلیل سنی بودن در مشاغل دولتی محدود کرد. اگر یک کرد ( یا یک بلوچ) را ایرانی میداریم ، او می بایست ماننده یک شیعه در ایران اجازه ترقی داشته و بتواند به مقامات بالای نظامی و سیاسی برسد. این بزرگترین ایرادی است که در جهت رفع تبعیض می بایست بر طرف گردد و پاسخ من در این مورد به برادران و خواهران کردم جز شرمساری نیست. نکته دوم اینکه زبان غنی کردی یک زبان ایرانیست ( چرایی آن را از هر زبانشناسی می توانید جویا شوید .چون بحثی دیگر است در اینجا به آن نمی پردازیم ).زبان غنی کردی می بایست بجای زبان عربی در طول دوره 12 ساله تحصیلی برای همه ایرانیان تدریس گردد. مورد بعدی اینکه همه برادران ایرانی نژاد کرد بجای اعراب غیر ایرانی می بایست تحت حمایت ایران قرار بگیرند. ما با برادران کرد خود هم خون ، هم ریشه و همیهنیم و نه با اعراب خارج از ایران ( باز هم بازگو می کنم ، این نوشته یک متن سیاسی نیست ، با حکومت و نظام و ماننده اینها کاری ندارد . این نوشته یک نگاه از منظر ایران و منافع ایرانیان که کردها در آن صاحبخانه اند می باشند است.).پس بجای حمایت از اعراب خارج از ایران ، می بایست حمایت از همیهنان کرد جایگزین گردد. ایرانی که در آن یک کرد می تواند فرمانروایی کل کشور را در دست داشته باشد.
3- اما چرا برادران و خواهران کرد ما از فارس ها نیز ایرانی ترند .برای پاسخ به پرسش بایا است تا نخست بگوییم ایران چیست و کجاست و آنگاه اندکی به تاریخ ماد اشاره کنیم. کهن ترین جاییکه در درازای تاریخ نامی از ایران برده شده است در کتاب آسمانی اوستاست. اهورامزدا در نسک یسنا و در اوستا می فرمایند " ایرانویچ بهترین سرزمینی است که خدا آفرید " . آنچه سوای این نمونه تاریخی از نام ایران استفاد می شود ، مردمانی هستند که در پهنه فلات ایران می زیسته اند و می زیند.فلاتی که گستره آن را دانش جغرافیا و سکونت مردمان آنرا دانش تاریخ مشخص کرده است. ایران پس از آغاز پادشاهی مادها با تعریفِ ماد+پارت+پارس مشخص می شود وگرنه میهن ما پیش از نخستین امپراتوری ایرانی که ماد نامیده می شود نیز مسکون بوده و قدمتی قریب ده هزار سال دارد که جستار دیگریست و از حوصله این نوشتار بیرون. اما مادها ، مادها تنها گروههای آریایی بوده اند که پیش از دوران هخامنشیان در بخش بزرگی از ایران دولتی شاهنشاهی داشته اند. روزگار ایشان از لحاظ طول زمان حتی بیش از دو برابر روزگار شاهان هخامنشی بوده است.مادها امپراتوری نیرومند آشور را در هم کوبیدند و ایرانیان را از قید بندگی آنها آزاد ساختند. آثاری که به خط میخی موجود است بیش از منابع دیگر مطالبی درباره قلمرو ماد در دسترس ما می گذارد.برای تنظیم تاریخ مفصل ماد ، نخستین باردر نیمه نخست قرن پنجم پیش از میلاد هرودوت هالیکارناسی اقدام کرده است. استرابون جغرافیدان قرن نخست میلادی به مشابهت زبانهای ماد و پارس و باختران اشاره می کند و می افزاید زبانی که مردم روزگار باستان مادی می نامیدند به زبانهای ایرانی تعلق داشته است .( تاریخ ماد ، دیاکانوف ، صفحه 63 ).زبانهای ایرانی به سرگروه فرعی زیر تقسیم می شوند : 1- اسکیتی سکایی – آسیای میانه یا ایران خاوری 2- مادی –پارتی یا به اصطلاح شمال غربی 3-جنوب غربی یا همان پارسی باستان ( همان سرچشمه ، صفحه 67 ) . جالبتر آنکه خود نام پارس واژه ای مادی است و همچنین رابطه میان زبان ماد و زبان اوستا نیز مشهود است.(همان سرچشمه ، صفحه 68 ). در پایان سده چهارم پیش از میلاد ماد به دو بخش تجزیه گشت.یکی ماد آتروپاتن که همان آذربایجان خودمان است و دیگری ماد سفلی. ( همان سرچشمه ، صفحه 69 ).ماد در عهد باستان اراضی را که از سمت شمال به رود ارس و جنوب دریای کاسپین و از خاور تا صحرای شوره زار کویر و از باختر و جنوب به زنجیره کوههای زاگرس محدود بوده شامل می شده است. ( همان سرچشمه ، صفحه 79 ).شاید برایتان جالب باشد بدانید که یکی از شهرهای مهم ماد "ری" یا به نام باستانی آن "رغه" می باشد.در زمان کنونی نیز هنوز تاتها و تالش ها و گیلکها و مازنی ها به لهجه هایی سخن می گویند که خود از بقایای زبان مادی شرقیست. ( همان سرچشمه ، صفحه 90 ).پارتها ، پارس ها ، مادها ، اسکیتها ، آلانها ، اقوام ایرانی آسیای میانه خود را آریا می خوانندند. (همان سرچشمه ، برگه 143 ). از میان نامهایی که تاکنون به دست ما رسیده است ، در کرانه سده هفتم پیش از میلاد به بعد ، همه نامهای مادی که به ما رسیده است ریشه واضح ایرانی دارند .( تاریخ ماد ، صفحه 144 ).زبان کتیبه های هخامنشی حاوی لغات فراوان مادی است .( همان سرچشمه ، برگه 340).بزرگان ماد با بزرگان پارس توافق و انس کامل داشتند.در جنگهای ایرانیان با آتن در ماراتون سردار ایران "داتیس" از ایرانیان ماد بود.مادها از معتمدترین جنگاوران هخامنشی محسوب می شدند.در دره ترموفیل این ایرانیان ماد بودند که دسته لئونیداس را در هم کوبیدند .( همان سرچشمه صفحه 405 ).
4- برادر یا خواهر کرد من ، از کتاب نزدیک به هفتصد برگه ایی تاریخ ماد ، نوشته پروفسور دیاکانوف ( که خدا را صد هزار مرتبه شکر ، فارس هم نیست ) مطالبی را در زمانی کوتاه برگزیدم و به شما پیشکش می نمایم. شما برادران کرد اگر توانستید "ماد" نبودن خود را اثبات کنید ، آنگاه ایرانی نبودن خود را نیز ثابت کرده اید. هر آینه کردها در سرتاسر جهان ایرانیانی هستند صاحب فرهنگ که همانطور که شما هم به درستی اشاره کردید ، در زمان مادها بر پارسها چیرگی داشته اند. شما کردها ماننده نژادپرستان پانترکیست بدون ریشه و بی هویت نیستید که نیازی به جعل تاریخ داشته باشید. شما و آذربایجانی ها ، همان مادی هستید که نیرومندترین و ستمکار ترین نیروی زمان خود ، یعنی آشور را در هم کوبیدید. چنین مردمانی نیازی به تحریف تاریخ ندارند چون خود، تاریخسازند. جعل تاریخ کار نژادپرستان پانترکیست است که گذشته معلومی ندارند و تلاش به جعل آن می کنند و نتیجه آن همان کشتار ایرانیان در تبریز ، خوی ، نسل کسی ارامنه و شهادت برادران کرد ما در ترکیه می شود. شما چه دلتان بخواهد چه نخواهد به روابت دانش تاریخ، ایرانی ( و نه فارس بلکه ماد ) هستید. ایرانی که در آن کرد و آذری و فارس و بلوچ و غیره همه و همه در آن بایست برابر باشند.
نوشته : آرمان جاویدان سیزده فروردین 1392
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.