«نعمان ابن مقرن» یکی از سرداران و فرماندهان و بزرگترین تبهکاران عرب در دست درازی اعراب به ایران بود ، که در جنگ نهاوند در سال ۲۱ هجری یا ۶۴۱ میلادی پس از سه روز نبرد سنگین در پشت دروازههای نهاوند به دست سربازان جان برکف ایرانی به فرماندهی پیروزان به درک واصل شد . جسد متعفن و کثیف او در ۵ کیلومتری اپاختر باختری شهر مدفون شده و امروزه در نزد بومیان نهاوند ، گور این تبهکار مقبره بابا پیره (در گویش محلّی: بُوَه پیره) نامیده می شود. مردم بومی باور دارند که «نعمان بن مقرون» یا بابا پیره از یاران حسین بن علی بوده و او را امامزاده می دانند چنانچه این باور درباره این تبهکار درست نیست.
«نعمان ابن مقرن» در زمان دست درازی مسلمین به ایران فرماندار کسکر (کهنترین شهر مسیحینشین عراق) بود . عمر به او نامه نوشت که از فرمانداری کنارهگیری کند و به فرماندهی سپاه مسلمانان دربیاید و به آهنگ دست درازی به مردم بیگناه نهاوند بجنبد. او در روزهای نخستین جنگ نهاوند از سوی ایرانیان دلیر به درک واصل شد و تبهکاری دیگر به نام حزیفه جانشین او شد.
گور متعفن وی ، در شهرستان نهاوند ، دهستان قشلاق ، جاده نهاوند به کرمانشاه جای گرفته و در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۵۰۳۷ همچون یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است!!! چنانچه گور او می بایست همچون یک موزه جنایی به ثبت می رسید.
درباره تبهکاری «نعمان ابن مقرن» و دارو دسته او می توان گفت ، در سال بیست و یکم هجری (۶۴۱) میان سپاه ایران و اعراب در دست درازی اعراب به ایران در نزدیکی نهاوند که در میانبند کوهستانی جای دارد ، نبردی ناجوانمردانه میان ایرانیان دلیر و دست درازان و تبهکاران عرب روی داد . جنگ نهاوند را مسلمین فتح الفتوح نامیدند و یکی از مهم ترین جنگ هایی است که میان دست درازان اعراب مسلمان و ایرانیان روی داده است . ابن اثیر درباره چبود این نام گذاری می نویسد: مسلمین فتح نهاوند را «فتح الفتوح» نامیدند زیرا پس از آن ایرانیان(بخوانید نیاکان ما) نتوانستند گرد هم آمده و در برابر دست درازی و تبهکاری های اعراب بایستند و پس از این جنگ بود که مسلمین سراسر کشور ایران را از آن خود کردند و ساسانی فروپاشید.
پس از پیروزی در جنگ قادسیه و اندر شدن عربهای مسلمان به مدائن (تیسپون) خبر رسید که «مهران» در جلولاء (نزدیک حلوان) سپاهی گرد آورده است . بر حسب نامه عمر ، «سعد» در تیسپون اقامت گزید و هاشم بن عتبه را با قعقاع بن عمرو و دوازه هزار تن تبهکار دیگر به سوی جلولاء «نزدیک حلوان» گسیل ساخت و پس از جنگ سختی که درآن کرانه رخ داد پیروزی از آن لشکر عرب شد. «جلولاء» بدست اعراب افتاد و خزاین آن به یغما و دزدی رفت. در یکی از چادرها شتری یافتند از زر باسواری زرین.
یزدگرد پس از جنگ «جلولاء» از حلوان بوی شتافت و خسرو سوم که گماشته پدافند از حلوان بود در برابر سپاه قعقاع رفته در کاخ شیرین از عرب شکست خورد و تازیان اندر حلوان گردیدند.
«هرمزان» که فرنشین یکی از هفت خانواده بزرگ ایرانی بود پس از جنگ قادسیه به سوی خوزستان شتافت و در ۱۷ هجری قمری «عتبه» حکمران بصره لشکری به شوش فرستاد و تازیانی که در آن کرانه بودند با لشکر اسلام همدست شدند و «هرمزان» را در دو جنگ شکست داده و او اهواز و بخشی از زمین های خوزستان را از دست داد.
با این دست درازی ها و پیروزی پی در پی لشکر اعراب در جنگ های پرشمار ، باز عمر خلیفه دوم ، از جنگ با ایرانیان اندیشناک بود و در دو مورد اظهار داشت، می خواهم ما و ایرانیان کوهی از آتش باشد که نه دست ما به آن ها رسد ، و نه دست ایشان برما . ولی ناتوانی دولت ساسانی، پریشانی اوضاع درونی کشور ، گریز شهریار ایران یزدگرد از جایی به جای دیگر ، همچشمی سرداران عرب با یگدیگر که هر کدام می خواستند شایستگی خود خود را در تبهکاری به دیگری نشان داده ، غنائم بیشتری بچنگ آورند ، موجب جنگ های دیگری شد.
بفرمان عمر ، «نعمان بن مقرن» تبهکار عرب در اهواز ، نیروی عراق ، خوزستان و سواد را گرد آورده به نزدیکی «نهاوند» آمد . فیروزان خود را در سنگر استواری جای داد و آهنگ خسته کردن لشکر عرب را داشت و چون دو ماه بدین منوال گذشت عرب ها تدبیری اندیشیدند تا فیروزان را بجنگ و ادارند . بنابراین خبر دروغینی پراکنده ساختند که عمر مرده است ، و بی درنگ خیمه های خود را برداشته آغاز به پس نشینی کردند ، فیروزان از سنگر بیرون آمده و آنان را پیگرد کرد . روز سوم جنگ سختی روی داد و در میان کار زار «نعمان بن مقرن» سردار تبهکار عرب به درک واصل شد ، اما در نهایت لشکر وی پیروز گردید. غنائم بیشماری بدست عرب افتاد و از آنجمله است دو صندوق بزرگ پر از مروارید (لؤلؤ) و زبرجد و یاقوت که کسی در خواستار امان شدن آنرا به سائب بن الأقرع نشان داد . شمار بسیاری از لشکر فیروزان در راه ایران درگذشتند و خود فیروزان هم بدست «قعقاع» به آیینمرگ شد . پس از نهاوند ، همدان بدست عرب افتاد.
آری ، گور «نعمان بن مقرن» تبهکار تازی در ۵ کیلومتری اپاختر باختری شهر نهاوند است و بجای آنکه ایرانیان از فیروزان و لشگر او که در راه ناموس ایرانی آیینمرگ شدند یادی کنند ، به زیارت تبهکاری می روند که نیاکان آنان را به بردگی گرفت و با زنان ایرانی همخوابه شد.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.