مهندس حمید رمضانی
آنگاه که سخن از کار فرهنگی برای ایران می شود ، بسیاری می گویند، نمی شود ، نمی گذارند ، ای آقا ! باید نان خورد ، می خواهی نان ما را آجر کنی ! .. و مانند اینها . گویا از اینان خواسته شده که کار سیاسی کرده و به پیکار با سیستم برخیزند . خیر چنین نیست . کارهای فرهنگی و ایران پسندانه بسیاری می توان کرد که نه با سیاست کاری دارد ، نه سیاسی است و نه واروی قانون کنونی کشور ما . نمونه ها بسیار هستند که می کوشم از برخی از آنها سخن بگویم :
آشکار است که هر کس در هر جایی کار می کند و در هر پیشه ای که باشد ، کرانمندی[1]هایی دارد که اگر آنها را نپاید ، پیشه خود را از دست خواهد داد . با اینهمه می توان با پایش پیشه ، کار فرهنگی و ایران پسندانه را ، بدون آن که از قانون بیرون باشد و یا دردسر درست کند هم انجامید. آموزگاری که در آموزستان[2] و یا استادی که در دانشگاه می آموزاند ، هر دو می توانند در چارچوب قانون کشور ، بایسته های میهنی را به دانش آموزان بیاموزانند . نمونه وار اگر استاد یا آموزگار در میان آموزه های خود به شاگردان / دانشجویان بگوید که آشغال ریختن در خیابان ها و جوی ها به دور از فرهنگ برتر ایرانی و ارمغان پست دست درازان به میهنمان بوده است ، این سخن نه با قانون رو در رو است ، نه سیاسی است و نه دردسر ساز . آموزگار یا استاد می تواند در لابلای سخنان خود با نمونه هایی که خود بهتر می داند ، به شاگردان/دانشجویان بگوید ، بهتر است بجای آنکه در فرویش های[3] نوروزی یا تابستانی ، پول خود را در ترکیه یا دوبی هزینه کنیم ، آن را در شهرهای ایران خودمان بگذرانیم که هم ارزان تر است ، هم به آشنایی با میهنمان می انجامد و هم پولمان بجای بیگانگان به جیب هممیهن خودمان خواهد رفت و برای جوان ایرانی ، کار و درآمد درست می کند و کیست که نداند چنین چیزهایی اگر افزایش یابند ، دارایی ایرانیان افزایش یافته و از تبهکاری و دیگر گرفتاری ها خواهد کاست . نمونه دیگر آنکه استاد و آموزگار می توانند جوانه مهر به ایران را در چارچوب قانون کنونی کشور ، در دل دانش- آموز یا دانشجو بنشاند . آنها می توانند از کامیابی نیاکان ما گوید و سپس گفتگو را به آنجا رساند که ما ایرانیان امروز نیز ، با پروا به کار می توانیم بهترین کالاها را بسازیم و چون نیکانمان برتر باشیم . آموزگاران و استاد خود از این نمونه ها بسیار بهتر و بیشتر از نویسنده این سمیره ها[4] می دانند و آنچه اینجا نوشته می شود ، نمونه هایی بیش نیستند.
اگر آموزگاری فلسفه می آموزاند می تواند از فیلسوفان برتر ایرانی بگوید و نکته ها را لای آن بگنجاند . اگر سالمَه[5] می آموزاند که دستش در چارچوب قانون کنونی کشور هم ، بسیار باز است و می تواند بدون برونرفت از سمیره های سرخ ، راستی ها را به گوش دانشجو / دانش آموز برساند. استاد / آموزگاری که رایانه می آموزاند می تواند از هنبازی[6]های نرم افزاری ایران بگوید و دانش آموز / دانشجو را دلگرم به بنیاد چنین هنبازی هایی در آینده کند تا فراورده هایش را پس از زاست[7] به کشورهای دیگر دربُرَد[8]. آموزگار / استاد اندازه داری[9] می آموزاند می- تواند بازنماید[10] که خوب ساختن یک کالا چگونه به افزایش بهره وری برای کارگران و گردانندگان[11] ایرانی خواهد انجامید و چگونه بهروزی ایران و ایرانیان را به همراه خواهد داشت و نمونه های بسیار دیگر.
از یاد نبریم که چنین کوشش ها و رفتارهایی نه تنها ایران پسندانه هستند و بخشی از وام ما را به میهنمان بازپرداخت می کنند ، که از آن فراتر ، سود آن در دراز مدت به خود ما ، خانواده ما و فرزندان ما باز خواهد گشت . بدانیم که با دست روی دست گذاشتن و به آسمان چشم دوختن و ورد خواندن یا مویه کردن ، هیچکاری بسامان نخواهد شد و آنچه بهروزی را برای یکایک ما به ارمغان خواهد آورد ، پیروی از فرهنگ برتر ایرانیست که جز به کار گرفتن خرد و الگوگیری از نیاکانمان نبوده و این آماژ[12] تنها با دست به دست یکدیگر دادن و یاری کردن مادرمان «ایران» به انجام خواهد رسید.
19/10/1402
[1] محدودّیت
[2] مدرسه
[3] تعطیلات
[4] خطوط
[5] تاریخ
[6] شرکت
[7] تولید
[8] صادر کند
[9] اقتصاد
[10] توضیح دهد
[11] مدیران
[12] هدف
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.