فريدون جنيدي - روزنامه عصر آزادي - دوشنبه 30 تیرماه 1381
فريدون جنيدي ، استاد دانشگاه و مدير بنياد پژوهشي نيشابور درگفتگو با ايسنا در پیوند با بازجُستی(مطلبي) مبني بر داو(ادعاي) مؤلف نسک 12 قرن سكوت كه سلطنت پرستان ، ناسيوناليست ها و نان خورهاي كوروش اين كتاب را لعنت خواهندكرد ، گفت: كوروش بزرگی كه در2500 سال پيش مرده است ، امروز نمي تواند به كسي نان بدهد ، شدنی است خرده گیرانی درصدد خرده گیری وبررسي نسک یاد شده برآيند كه وابسته به هيچكدام از بخش بندي هاي بالا نباشند. بنابراين بخش بندي بالا به گونه ای شعارگونه انجام شده و مؤلف 12قرن سكوت، مرزهايي را مشخص كرده است تا هيچكس به شوند جای نگرفتن درمظان اتهام ، نتواند به او پاسخ دهد.
اين نسک داراي تناقضات بسيار بوده وكاملا نادانشی تنظيم شده و پاسخ هدفمند آن بزودي ازسوی جامعه فرهنگي كشور با نام اعتبار باستان شناسي پارس و هخامنشي ارائه خواهدشد، چون كوروش بزرگ شخصيتي است كه بزرگان جهان او را ستايش كرده و نام ایشان درنسک هاي آسماني نيز یاد شده است، به گونه اي كه مولانا ابوالكلام آزاد از وي به سرسخن ذوالقرنين نام برده و اين پرسمان را به پابرجایی رسانده است؛ چرا كه كوروش نخستين فرمانروايي است كه تغيير پادشاهی را با خونريزي آغاز نكرده است، بنابراين اتهام بستن به اين شخصيت امر شايسته اي نيست. وي افزود: كار دانشی با شعار و باسخنان بي سر وته سامان نمي پذيرد. درحالي كه مؤلف كتاب 12 قرن سكوت اين امر را آغازكرده و براي اين كه خرده گیران اين نسک را خرده گیری نكنند ، آنها را در3 گروه سلطنت پرستان ، ناسيوناليست ها و نان خورهاي كوروش بخش بندي كرده است!
فريدون جنيدي در پیوند با چاپ بازجستی(مطلبي) درنسک 12 قرن سكوت با سرسخن عدم رشد ملي درحكومت 1200 ساله زنجیره های تاريخي گفت: پژوهشگراني كه آهنگ بررسي هنر ايران رادارند ، بايستي به موزه هاي بزرگ جهان همچون لوور و آرميتاژ بازگشت كنند تا دست آوردهاي دانشی و هنري رادراين 12 سده كه درگنجينه هاي معتبر جهان به نمايش درآمده گواهانه كنند؛ بنابراين داو(ادعاي) نبود بالندگی(رشـد) میهنی در زنجیره هاي تاريخي كاملاً رد شده است، چون هنگامیکه هنر هستی دارد ، فرهنگ نيز پويا مي شود و پیرو آن بالندگی میهنی نيز هستی مي یابد. وي ادامه داد: چگونه مي توان سترگی هنري آثار هنرمندان ايراني را در درازای 1200 سال ناديده گرفت ، درحالي كه اين آثار با شاخص هاي هنري خود شناساننده روزگار خود هستند. ازسوي ديگر، مؤلف 12 قرن سكوت 1200 سال را از آن فرمانروایی های هخامنشي، پارتي و ساساني دانسته وآنها را نابومي و جز ايراني یاد كرده است؛ پس دراين ميان مدت زمان حكومت سلوكي ها چه مي شود! ايشان آن را کاملاً ناديده گرفته است! بنابراین اگر اين مؤلف در کار خود راستگویی داشت بايد مدت زمان فرمانرانی سلوکي ها را كه تیره ای كامـلاً بيگانــه بوده اند، یاد مي كرد، درحالي كه وي اين كار را انجام نداده است.
وي افزود: چشم پوشي از فرمانروایی سلوكي ها يك امر رسانا(هدايت) شده است چرا كه از زنجیره هاي تاريخي به سرسخن فرمانرانی هاي نا بومي ياد شده ، ولي از سلوکي هاي نابومي اصلاً نامي به ميان آورده نشده است و اين امر در يك پژوهش دانشی به هيچ روی شدنی نيست.
مدير بنياد پژوهشي نيشابور پيرامون بي اعتبار دانستن كتيبه هاي هخامنشي ازسوي مؤلف 12 قرن سكوت، يادآور شد: چگونه شدنی است اسنادي را كه در درازای تاريخ برفراز كوه ها و يا تخت جمشيد بوده اند، بي اعتبار دانست !؟ شدنی است كه ما اينگونه داوری كنيم كه داريوش بزرگ بر عليه كمبوجيه يا برديا كودتا كرده است ، ولي ازاين پرسمان نيز نمي توان چشم پوشي كرد كه داريوش بزرگ زنجیره ای را پايه گذاري كرد كه با مركزيت اداري و سياسي ايران بر جهان فرمان رانده است. وي افزود: درهيچ نقطه اي ازجهان مدارك معتبري هستی ندارد تا نشان دهد كه فرم پوشاك مردم هند و روم و دیگر كشورها در2500 سال پيش چگونه بوده است ، درحالي كه اين امر به روشنی در تخت جمشيد گواهانه(مشاهده)پذیر است ، پس چطور ميتوان اين اسناد را بي اعتبار نشان داد؟ وي ادامه داد: طي سالهاي اخير لوحه هاي گلين از پرسپوليس به دست آمده كه چگونگی پرداخت دستمزد كارگران را نشان مي دهد و براي نخستین بار نويسنده اي باختری در همين زمينه نسکی به نام ” از زبان داريوش“ نوشت كه از سوی انتشارات مؤلف 12 قرن سكوت چاپ شده و پورپيرار در اين كتاب پیشگفتاری نوشته است كه به طور آزگار با سخنان امروزيش رودررو است.
فريدون جنيدي در پیوند با ترجمه واژه اورمزد به جاي اهورامزدا در "دوازده قرن سكوت" گفت: مؤلف اين نسک از روي نا آگاهي در اين زمينه سخن گفته است ، چون "اورمزد" گویش فارسي اهورامزدا مي باشد كه اهورامزدا در زبان پهلوي به "اوهرمزد" و سپس در گویش فارسي به "اورمزد" دگردیس شده است و به تنهايي نبود بار ماناکی است . وي افزود بنابراين "اورمزد" ریخت دگر شده اهورامزداي باستاني است كه شوربختانه ناصر پورپيرار تنها از روي انديشه ها وب رداشت هاي خود بهره برداري كرده و اين واژه را بار ماناکی ديگري داده است . اگر نسک "گات هاي زرتشت" را خوانش كنيد، پروادار مي شويد كه واژه های مزدا، اهورا ، مزدا اهورا و اهورامزدا دراين بخش هستی دارند وگات ها از كهن ترين اسناد نوشته شده آريايي است كه همزمان با وداهاي هندبوده است . ما واژه اهورا را در زبان سانسكريت به چهره "اسوره" گواهانه مي كنيم ، بنابراین داو (ادعاي) مؤلف دوازده قرن سكوت درست نبوده و بايد خط بطلان قرمز بر روي همه اين گفته ها كشيد. مدير بنياد پژوهشي نيشابور در پیوند با داو(ادعاي) پورپيرار مبني بر اينكه هخامنشيان دست نشانده قوم يهود هستند ! گفت:
يهوديان خود به روشنی باورمندند كه از سوی كوروش بزرگ آزاد شده اند و خرد انساني اقتضا نمي كند كه رهاگر، دست نشانده رها شده باشد، در لوحی هم كه از بابل به دست آمده ، ناگزیر(حتي) از خداياني كه بابلي ها به زور ازشهرهاي گوناگون گرفته اند ، نام برده شده و به روشنی دستورداده شده است تا اين ها را به شهرهاي خود بازگردانند. وي افزود : اين امر در آبشخور تیره های يهود هم راستگو است چون كوروش بزرگ ازهزينه ايران نیایشگاه های آنها را بازسازي كرده است. پس چگونه شدنی است كه هخامنشيان زیر رخنه يهوديان بوده باشند.
فريدون جنيدي درادامه گفتگو با خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) پيرامون بازجست سرسخن( عنوان) شده در12 قرن سكوت مبني بر نبود پیوند نقوش آتشدان هاي سكه ها با دين ساساني و تبليغ اين دين با زور سرنيزه يادآور شد: دين زرتشت هيچگاه با زور تبليغ نشده و ازمرزهاي ايران فراترنرفته است، چون اگر جای بود هخامنشيان و ساسانيان دين خود را به زور عرضه كنند ، با پروا به نیروی سياسي و سپاهی خود، توانا بودند به آسانی ديگران را به پذيرش دين زرتشتی وادارند، در چهره ای كه اين امر هيچگاه جامه کنش به خود نپوشيده است. وي افزود: درگات ها بندي هستی دارد كه مي گويد: "من انديشه نيك ، گفتار نيك وكردار نيك را مي ستايم و مي ستايم دين بهي مزديسنا را كه به دور افكننده جنگ افزار بوده و رودرروی جنگ و خونريزي و پيوند دهنده جهانيان است"، بنابراين دين با پروا به اين آموزه هاي مذهبي، نمي تواند با جنگ افزار و تازيانه گسترش يابد، از سوی ديگر در زمان ساسانيان 54 كليساي اسقف نشين درايران هستی داشتند كه اگر جای بود ساسانيان با آنان پیکار كنند، اصلاً ازمسيحيان نشاني نمي ماند؛ پس اين امر نشان مي دهد درشهرهاي ايران آزادي و تبليغ دين هستی داشته است و داوري ناصر پورپيرار دراين زمينه كاملاً بدون شوند و بي اعتبار است.
مدير بنياد پژوهشي نيشابور در پیوند با داوهای(ادعاهاي) مؤلف 12 قرن سكوت، مبني بر جعلي بودن كتيبه هاي آريارمنه و ارشام خاطر نشان كرد: اين امر داوی(ادعایی) است كه تنها از سوي پورپيرار مطرح شده و ايشان بايد شوندها و مدارك خود را ارائه كنند، چون در شرايطي كه همه باستانشناسان و مورخان جهاني اين مدارك را مستند مي دانند، وي بايد مشخص كند كه آيا پس از 2500 سال، جعلي بودن اين كتيبه ها به وي الهام شده و يا ايشان مدارك ديگري در اختيار دارند. وي همچنين درباره سرزمين پارسه گفت: سرزمين فارس در سرچشمه های يونان، ايتاليا و ناگزیر(حتي) مدارك موجود باختری به اين نام شناخته و جهان متمدن باستان از آن به سرسخن پارس نام برده اند، پس چطور مي توان داودار (مدعي) بود كه ما هيچ مدركي نداريم، افزون بر اين دركتيبه هاي آشوري براي نخستين بار از فرمانروایی "پارسوآش" درآذربايجان خبرداده شده است ، درحالي كه ناصر پورپيرار اين مدارك را ناديده گرفته و عليه اين مدارك سخن گفته است .
مديربنياد پژوهشي نيشابور پيرامون مطرح ساختن "آشورباني پال" به سرسخن يك چهره فرهنگي از سوي مؤلف 12 قرن سكوت روشن كرد: كتيبه هاي آشوري خود به روشنی ازجنايات و فجايع خود داد سخن داده اند و اين امر را به چهره مكتوب و مصور ازخود به يادگار گذاشته اند و ناگزیر فرتورهایی دركتيبه هاي آشوري هستی دارند كه ویرانی نیایشگاه"موساسير" ايران را نشان داده است . اين امر نشان ميدهد ، پورپيرار هيچ نسکی درباره تمدن آشور و اورارتو خوانش نكرده و داوری او سطحي و بي پايه است. فریدون جنيدي در پیوند با بي اعتبار دانستن اسناد هخامنشي در نسک 12 قرن سكوت گفت: چه كسي اين اسناد را بي اعتبار تشخيص داده است؟ هنگامیکه دانشمندان بزرگ جهان با امكانات دانشی و افزارهای پيشرفته خود درستی اين مدارك را نیروداد (تأييد) ميكنند، چطور پورپيرار مدعي بي اعتبار بودن آنها شده است؟ چگونه است كه وي باستانشناسان جهان را لغو كرده و نسبت هايي را به آنها روا داشته، ولي در برخي سرچشمه های نسک خود از دستاوردهاي دانش باستانشناسي بهره جسته و مستند سازي كرده است !؟ وي افزود: اين نسک نه بر شالوده مدارك دانشی، بلكه براي پدیداری هياهو نوشته شده است مؤلف آن صلاحيت اين كار را ندارد و بايد از ايشان پرسيد شما كه همه مدارك و گفته هاي دانشمندان و زبانشناسان را رد ميكنيد داراي چه مدرك دانشگـاهي هستيد، دركجا تدريس كرده ايد و مبناي گفته هاي شما كدام مأخذ است؟!
مدير بنياد پژوهشي نيشابور همچنين پيرامون نابومي دانستن زنجیره هایهاي تاريخي در" 12 قرن سكوت"، روشن كرد: اين سخن پراز تشويش و هياهو است . چون نام ايران دركتيبه هاي داريوش بزرگ گواهانه پذیر(قابل مشاهده) است و درشاهنامه فردوسي نيز اين زنجیره ها ايراني شمرده شده اند.وي افزود: سنگ نبشته هاي آشوري نيز پارسوآش ها را ايراني دانسته و ساسانيان نيز همه جا خود را ايراني شناسانیده اند. بنابراین در درازای تاريخ هيچ مدركي مبني بر ايراني نبودن زنجیره های هاي تاريخي بجز گفته هاي ناصر پورپيرار هستی ندارد. فريدون جنيدي در پايان دلگذرنشان(خاطرنشان) كرد: اين نسک براي اپدیداری هياهو نوشته شده و به طور حتم درعرصه پژوهش هاي میانکشوری و دانشی جايي ندارد، چون فرهنگ وتمدن ايران زمینه ای جهاني است و چاپ نسک هایی همچون 12 قرن سكوت، نمي تواند اين راستی درخشان را پنهان كند.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.