سوران ژیار
شاید بسیاری ندانند روز ولنتاین سنت رومی هاست و نه ایرانیان . ولنتاین یا روز شیفتگی یا شیفتگان (۱۴ فوریه ، ۲۵ بهمن) در جهان جشن گرفته میشود. این روز یکی از روزهای کرامند(مهم) در گاهشمار بازرگانی جهان است ، اما در پشت جنبههای بازرگانی روز ولنتاین ، تاریخچه دلاویزی است که به دوران روم باستان میرسد . ولنتاین اگرچه ریشه در فرهنگ مسیحی دارد ، اما در دهههای اخیر در بیشتر کشورهای جهان رایج یافته است .
گمان بر این است که ریشه در جشنهای رومیها داشته باشد . گفته شده نخستین روز ولنتاین در سال ۴۹۶ ترسایی بوده است. این روز نام خود را از قدیس (یا قدیسان) مشهوری گرفته است که داستانهای گوناگونی درباره او هست. این روزی است که مردم دلبستگی و مهر خود را به تک یا تک های دیگر با دادن کارت ، گل ، شکلات یا پیامهایی شیفتگانه و مهرآمیز نشان میدهند.
جشن در روم باستان
رومیها که در شهریگری هم روزگار اشکانیان و ساسانیان هستند و هیچگاه پیشینه ایران را در چند هزار سال پیش از خود ، در زمان هخامنشی و ماد و ایلام ندارند ، در نیمه ماه فوریه جشنی داشتند به نام لوپرکالیا که برای آنها به طور رسمی آغاز بهار بود. روز ولنتاین برابر با روزی در سال است که به شیفتگی و باروری بربسته است . این روز در روم باستان و شهر آتن کهن روز زناشویی خجسته زئوس با هرا و همچنین جشن بزرگداشت لوپرکوس خدای باروری بود و چنانچه می بینیم هیچ پیشینه ای در شهریگری برتر و کهن ایرانی ندارد.
کاهنان و روحانیان لوپرکوس مراسم تطهیر ویژه ای داشتند و در این مراسم بزهای بی گناه را در راه خدا قربانی میکردند و پس از میگساری ، در خیابانهای روم میدویدند و پوست بزها را در دست میگرفتند و آن را بر هرکس که میدیدند میزدند . این مراسم با هجوم انبوهی از زنان جوان بازمی پیمایید که به خیابانها میریختند چون باور داشتند اگر این پوست به آنها بخورد ، توان باروری آنها افزایش پیدا خواهد کرد و زایمانهای آسوده تری خواهند داشت . دودلی ها و گمانههایی درباره سالمَه(تاریخ) باریک(دقیق) این مراسم در دست نیست. رسم این بوده است که در این مراسم پسران نام دخترانی را از جعبهای بیرون میآوردند . آنها در درازنای مراسم و جشن ، دوستان یکدیگر میماندند و گاهی هم کارشان به جفتگیری میکشید.
پس از این کلیسا خواست این جشن و مراسم را همچون جشنی مسیحی درآورد و از این رو گزیرید(تصمیم گرفت) تا با به کارگرفتن آن ، یادی هم از قدیس ولنتاین بکند. برخی سالمَهنگاران باورمندند که در پایان سده پنجم ، پاپ ژلازیوس نخست در تلاش برای ویراییدن این جشن باستانی رومیان و مسیحی کردن آن ، ۱۴ فوریه را روز ولنتاین نامید. کمکم، مردم نام قدیس ولنتاین را برای بیان سترسای(احساس) خود به کسانی که دوست میدارند و شیفته هستند ، به کار گرفتند.
قدیس ولنتاین که بود؟
افسانههای بسیاری درباره ولنتاین بر سر زبانهاست اما بیشتر آنها باید ساختگی باشند. باور همگانی در مورد قدیس ولنتاین این است که او از روحانیان روم باستان در سده سوم ترسایی بوده است. جشنهای روز ولنتاین با افسانه آمیخته شده است. انگیزه بودن چنین روزی و ناگریز هستی خود قدیسی به نام ولنتاین در هالهای از بدگمانی و دودلی است. با پروا به اینکه دست کم سه قدیس با چنین نامی هستی داشته اند ، این زمینه چندان شگفت نیست.
نخستین اعلام رسمی ولنتاین در ۱۴ ماه فوریه را پاپ ژلازیوس نخست در سال ۴۹۶ ترسایی به یادبود جان باختن این کشیش رومی شده سوم انجامید ، اما دلارامی نداریم که پاپ ژلازیوس این روز را به افتخار کشیش سده سوم میلادی نامید یا یکی از دو کشیش دیگر ولنتاین نامی که در راه دین کشته شدند. یکی از آنها اسقف شهر اینترامنا بود و دیگری تا جایی که میدانیم همراه با چند تن از همراهانش در آفریقا کشته شد . شنوادان(اطلاعات) بیشتری درباره این دو قدیس ولنتاین دیگر نداریم و این کشیش روم باستان در میان این سه ولنتاین از همه بیشتر نامدار شده است.
چرا ولنتاین، کشیش رومی شناخته شد؟
باور بر این است که شُوند(دلیل) نامداری این کشیش جوان این بود که در سال ۲۷۰ میلادی از فرمان امپراتور کلادیوس سرپیچی کرد و پنهانی مراسم جفتگیری جفت ها را در شهر برگزار کرد. امپراتور کلادیوس گفته بود که مردان متأهل سربازان خوبی نیستند و به همین شُوند بازدار زناشویی مردان جوان شهر میشد . اما اسقف ولنتاین ، بر این باور بود که جفتگیری بخشی از خواست و اراده خداوند در جهان است . او به نام شیفتگی ، آغاز به انجام مراسم جفتگیری پنهانی میان جوانان و گاهی ناگریز میان نوجوانان دوازده ساله کرد.
کامیابی او نامداری ناخواسته اش را به همراه داشت که به مرگش انجامید . او زندانی و در سرانجام گردن زده شد اما پیش از آن شیفته دختر زندانبان خود شده بود. میگویند شب پیش از اعدامش ، اسقف یادداشتی برای دختر نوشت که آن را "از سوی ولنتاین تو" دستینه کرد . نخستین شادباش و پیام ولنتاین . هرچند این داستان پندارپردازانه زیباست اما دور است که راستینگی داشته باشد. چنین داستانی در بازنمایی ریشه روز ولنتاین در درازنای سالها شاخوبرگ بسیاری پیدا کرده است.
نخستین شادباش ولنتاین
در سده پانزدهم در فرانسه ، ۱۴ فوریه جشن سالانهای در بزرگداشت شیفتگی رمانتیک برگزار میشد . خوردن و نوشیدن بسیار و دست افشانی و آواز از ویژگیهای این جشن بود . همچنین نخستین شادباش و مانده ولنتاین روی کاغذ را هم مردی فرانسوی در سده پانزدهم نوشته است . دوک اورلئان زمانی که پس از نبرد آزینکورت در سال ۱۴۱۵ در برج لندن زندانی شد، برای همسر خود نوشت : "دلم آشوب میشود از شیفتگی ، ولنتاین مهربان من". این نامه کرامند در بخش دستنوشتههای گنج نپشت بریتانیا نگهداری میشود . یکی دیگر از کهن ترین نامه ها درباره ولنتاین به زبان انگلیسی هم در این گنج نپشت نگهداری میشود . این نامه در سال ۱۴۷۷ نوشته شده است و مارجری بورو آن را برای نامزدش جان پاستون نوشته است . در این نامه مارجری ، جان را "ولنتاین دوستداشتنی من" نامیده کرده است.
ولنتاین، جشنی در سراسر جهان
هر ساله کرانه یک میلیارد کارت در روز ولنتاین داده و گرفته میشود که این روز را دومین روز کرامند برای کارت فرستادن در جهان پس از کریسمس میکند. روز ولنتاین به جاهایی ورای فرهنگ باختری هم رسیده است . در ژاپن و کره ، برای زنان گونه ای خویشکاری است که به همه همکاران خود شکلات (که به گیری شوکولات شناخته شده است) پیشکش دهند. روز ۱۴ ماه مارس که به نام روز سفید نامیده میشود در سالهای اخیر برای مردانی است که در این روز میخواهند از کسانی که روز ولنتاین با شکلات سفید یا مارشملو به یاد آنها بودند ، سپاسگزاری کنند و به همین شُوند روز سفید نامیده میشود . در کره ، روز دیگری به نام روز سیاه دارند که در ماه پس از آن ۱۴ آپریل است ، این روز برای مردان نگونبختی است که در روز ولنتاین هیچ پیشکش دریافت نکردهاند و دور هم گرد می آیند تا گونه ای پستای سیاه چینی به نام چاچانگیمیون همراه با سس سیاهرنگ بخورند.
گفتنی است ما ایرانیان می بایست آنچنان که از عرب پرستی دوری می کنیم ، از فرهنگ باختری نیز دوری کرده و از فرهنگ برتر و والای ایرانی پیروی کنیم . اروپایی ها و آمریکایی ها می بایست جشن های برتر ایرانی را به گیرند و نه ما جشن های آنها را که در شهریگری و سالمَه هزاران سال از ما پس هستند . این سخن درباره عرب پرستی و دیگر گونه های بیگانه گرایی نیز راستگوست.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.