چه آذرها به جان از عشق آذربایجان دارم
من این آتش خریدارم به جانم تا که جان دارم
پرستشگاهم این آتش بود گو هستی ام سوزد
که اش زآتشکده زرتشت در این دودمان دارم
به بی پروائی من کس در این آتش نمی سوزد
مرا پروانه ، چون پروانه کی پروای جان دارم
مرا قومیت از زرتشت و گشتاسب بود محکم
به پیشانی باز این فخر از پیشینیان دارم
مسلمان یا که ترسا این دو در دستور ملیت
ندارد فرق زآن بیگانگی با این و آن دارم
بکن ترک زبان ترک که از تاریخ خونینش
من از خون لاله گون کوه ارس دشت مغان دارم
به رغم آنکه با ملیت ما دشمن است ای دوست
مکن منعم که از جان دشمنی با این زبان دارم
تو باید عذر این ناخوانده مهمان را از این منزل
بخواهی دزد را من دوست تر ز این میهمان دارم
زبانی کو ندارد جز زیانکاری ببر او را
برای قطعش از تیغ زبان خوش امتحان دارمپ
رها کن یادگار دوره ننگین چنگیزی
برادر گشتگی با دوره چنگیزیان دارم
تو گر کور و کرو لال و خمش باشی از این بهتر
که گویی از زبان ترک و تازی این نشان دارم
برای آبروی کشور دارا چه می ماند
که در وی حکمران از دودمان ترکمان دارم
علی را روشنی بک دیده در تاریکی از کوری
بگو از کوری جهل آی بیرون تا عیان دارم
روان شاه اسماعیل عارف شاد بادا من
عقیده پاک آن شاهنشه خلد آشیان دارم
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.