در راستای بازگشت به فرهنگ و شهریگری(تمدّن) برتر ایرانی ، ایرانیان می بایست به چیزهایی در این روزگار پروا کرده و پروا به آنها را از دیگر ایرانیان نیز بخواهند . اینچنین روز به روز به فرهنگ برتر ایرانی نزدیک تر شده و خواهیم توانست آرام آرام جای در پای نیاکانمان بگذاریم . در زیر برخی از بایدها و نبایدهای ایرانیان را بر شمرده ایم.
پاسداشت بزرگان سالمه ایرانزمین
ایرانپرستان و پیرو آنها ایرانیان می باید بزرگان ایران را پاسداشته و آنان را با فرنام ایشان که به درستی شایسته آن هستند بنامند و بنویسند. اگر یکی از پادشاهان ایلام را که من هنوز درباره آنان خوانشی(مطالعه ای) نیاغازیده ام کنار بگذاریم ، به کار بردن فرنام بزرگ برای این ابرمردان سالمه ایران ، بایا و دربایست است :
- هوخشتر بزرگ ( پادشاه ماد و آزاد کننده سرزمین آشور )
- کوروش بزرگ ( شاهنشاه هخامنشی )
- داریوش بزرگ ( شاهنشاه هخامنشی )
- مهرداد بزرگ ( شاهنشاه اشکانی )
- شاهپور بزرگ ( شاهپور نخست ساسانی )
- شاهپور بزرگ ( شاهپور دوم ساسانی )
- شاه عباس بزرگ ( پادشاه صفوی )
آشکار است که بزرگ ننامیدن این سروران از سوی ایرانیان ، یا نشانه آگاهی نداشتن از بزرگی ایشان است(که عذر بدتر از گناهست) ، یا نشانه باور نداشتن به بزرگی ایشان که از آنچه نخست یاد شدن هم بدتر است . ایشان با شایستگی سزاوار این فرنام هستند و پاسداشت آنان پاسداشت کسانی است که به تبار(اصل) پروای ما ، چیم(یعنی) ایران خدمت کرده اند.
پاسداشت آیینمرگان ایرانزمین
کسانیکه در راه آیینِ ایرانپرستی ، مرگ را پذیرا شده و در راه ایران آیینمرگ (یا به گفته عرب پرستان ، شهید) شده اند ، هر آینه و بدون هرگونه مگر و اگری می باید با این فرنام پیشوندی خوانده و نوشته شوند . هر چند درگذشتگان راه میهن بسیارند ، ویک می توان از چند کس نام برد که بایا است از همه ایرانیان و پیش از آنان از ایرانپرست خواست آنان را اینچنین بنامند و بنویسند :
- آیینمرگ آریوبرزن
- آیینمرگ دوشیزه یوتاب
- آیینمرگ مرداویج زیاری
- آیینمرگ ابومسلم خراسانی ( یا آیینمرگ بهزادان ونداد هرمز)
- آیینمرگ مازیار
- آیینمرگ بابک خرمدین
- آیینمرگ استادسیس
- آیینمرگ سندباد
- آیینمرگ امیرکبیر
- آیینمرگ قائم مقام فرهانی
- آیینمرگ آقا محمدخان قاجار
- آیینمرگ احمد کسروی تبریزی
- آیینمرگ فاطمی
- آیینمرگ عاملی
- آیینمرگ حسین فهمیده
- آیینمرگ نادرشاه
- و ....
پرهیز از به کار بردن فرنام های بیجا برای کسان ناشایست
به کار بردن فرنام برای برخی از بیگانگان که چه بسا برخی از آنان در زمره تبهکاران بنام روزگار خود بوده اند ، از شگفتی های ایرانزمین است. می بایست نخست از ایرانپرستان خواست که چنین چیزهایی را در گفتار و نوشتار خود پایش(رعایت) کنند و سپس آنرا در میان دیگر ایرانیان گسترانید. چند فرنام های بیجا و شگفت انگیز که ناشایست هستند چنینند :
- کاترین کبیر !
- پتر کبیر ! ( از آن بدتر پطر کبیر ! )
- اسکندر کبیر !!!!
پرهیز از به کار بردن واژه ملّت در جاهای ناشایست
واژه ملّت را از سوی تجزیه طلبان و یا فریب خوردگان و یا ناگریز ایرانپرستان ناآگاه ، برای ملّت های ساختگی و من درآوردی آذربایجان و کرد شنیده ایم ، ویک نکته آنجا بسیار شگفت انگیز و رنج آور می شود که از سوی ایرانپرستان بنام ببینیم که از مردم ایرانیِ کشور ساختگی افغانستان که در تبار ، بخشی از همان خراسان بزرگ و باختر باستانی بوده و از برادران و خواهران ایرانی ما هستند ، با نام ملت افغانستان {چیم(یعنی) ملتی جدای ملت ایران} چیزی نوشته یا بر زبان رانده شود ! باید در گام نخست از ایرانپرستان خواست ، از چنین بازندانی هایی (اشتباهاتی) پرهیز کرده و از به کار بردن گزاره های نادرست زیر بپرهیزند :
- ملت افغانستان!
- ملت آذربایجان!
- ملت کرد!
- ملت بلوچ!
- و مانند اینها
آغاز به جا انداختن زیستن به شیوه ایرانیان راستین
برای رسیدن به ایران بزرگ کارهایی دربایست و بایاست که یکی از آنها دسترسی به فرهنگ برتر نیاکانمان است. برای این کار می توانیم از کارهای ساده ای که نیاکان شهریگر ما پیش از اسلام می انجامیدند بهره گیریم. در نخستین گام می توان از همه ایرانپرستان خواست ، نریختن زباله در پرهام(طبیعت) ، جوی ها و خیابان را کارآزمایی(تمرین) کنند و به خویشان و خانواده شان نیز اینچنین بیاموزانند. جدای از آنچه یاد شد ، اینکار کم کم به یکی از ویژگی های و نمادهای ایرانپرستان در نزد مردم دگریس(تبدیل) خواهد شد و آنان را به چنین گروه هایی پروادار(متوجه) و دلبسته ساخته و نگاه ها را بسوی آنان خواهد کشاند.
آماده کردن گرده(نقشه) ایران بزرگ
گرده ایران بزرگ که آماده کردن آن دست کم 70 سال با درنگ همراه بوده است ، بسیار بسیار بایا و دربایست است . نیاز ما به این گرده برای تابلو کردن و آویختن به دیوار نیست . این گرده راهی را که می باید بپیماییم به ما نشان می دهد و می بایست شالوده ای باشد برای آموزش به کودکان و نوجوانان ایرانی در مدارس و مهد کودک ها و در آینده برای سازمان امنیتی کشور که برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنند . اگر این گرده باریک(دقیق) نباشد و درازا و پهنای جغرافیا به همراه یادکرد شهرها در آن یاد نشده باشد، آنگاه شماتیک خواهد بود و کارکرد خود را از دست داده و کیست که نداند هیچگاه به آماژ و آرمانی که باریک و روشن نباشد ، نمی توان رسید . از دیگر سو ، نبود چنین گرده استانداری ، نخستین چیزی را که در ویر(ذهن) خواهد آورد اینست که ایرانپرستان خود به رسیدن به مرزهای ایران بزرگ باور ندارند و ایران بزرگ در اندیشه آنان چیزی فراتر از یک آرزوی دست نیافتنی نیست.
بازنمایی به ایرانیان درون و بیرون ایران درباره کاربرد نام ایران
اگر باریک بینی کرده باشید در رادیو و تلویزیون خودمان ، گاهی ، آنگاه که تیم ورزشی ایران پیروز می شود ، گوینده می گوید جمهوری اسلامی پیروز شد و آنگاه که ایران نازنین ما شکست می خورد ، می گویند و می نویسند ایران شکست خورد . از سوی دیگر بسیار در تازه های(اخبار) درونی و بیرونی می شنویم که بیکاری در ایران ، اعدام در ایران ، تبعیض بر زنان در ایران ، پشتیبانی از گروهی های تروریستی از سوی ایران ، طلاق در ایران و ..... هزار یک سخن رانده(منفی) دیگر که همه آنها را با نام ایران گره زده اند ، تا جایی که در کوچه و بازار هم ایرانیان کم سواد ، بد و بیراه خود را بجای آنکه به کنشگر تباری گرفتاری های اقتصادی حواله کنند، آنرا نثار ایران می کنند . بسیاری از گویندگان بیرونی و همچنین ایرانپرستان ایرانی نمی دانند که در هنگام سخن گفتن از چیزهایی که بار رانده(منفی) دارد نمی باید نام ایران را به کار گرفت . افزون آنکه می دانیم خود ایران خود دربند است و ایران هیچ نگاری(نقشی) در چنین بدبختی هایی ندارد . آنچه درست است و می باید نوشت و گفت : بیکاری در .... ، طلاق در ...... و ... مانند اینهاست و می باید نام سیستم را بجای نام ایران آورد . ایران خود دردمند و خسته است و چنین بدی هایی به او چگونه می توان چسباند.
دوی ماراتون همچون یک ورزش یا خندیدن به ریش خود؟
ماراتون نام نبردی است میان ایران و شهرهای جدا از هم یونانی که در جایی به همین نام رخ داد و به نوشته تاریخ نویسان یونانی 40 هزار سرباز ایرانی در برابر 9000 سرباز یونانی شکست خوردند !! آنهم سربازان کسی بنام داریوش بزرگ !!! تاریخ نویسان(بخوانید افسانه پردازان) یونان می نویسند پس از پیروزی آتنی ها در جنگ ماراتون یکی از سربازان آتنی به نام فیدی پیدیس با پای پیاده از دشت ماراتون تا شهر آتن را دوید (42 کیلومتر) و خبر پیروزی سپاه یونان بر سپاه ایران را به گوش مردم و بزرگان شهر آتن رساند و پس اندکی نیز درگذشت . همتازی(مسابقه)دوی ماراتون نیز به یاد وی هر سال برگزار می شود و ما ایرانیان با همین نام در کشور خود یا دیگر کشورها در آن هنبازی(شرکت) می کنیم و به ریش خود و نیاکان خود خندیده و یاد فیدی پیدیس یونانی و شکست یاد شده (جدا از درستی یا نادرستی آن) را گرامی می داریم ! بر ایرانپرستان است که راهی دیگر (نمونه وار راهی که آریوبرزن در رسیدن به دست درازان مقدونی پیمود و یا راه شاهنامه که پیشتر بدان پرداخته شده) را برگزینند و اینچنین آب در آسیاب بدخواهان ایران نریزند.
بکار بردن نام درست برای دریاچه بالا و پایین ایران کنونی
نام دریاچه بالای ایران ، دریاچه کاسپین است و خزر نام یک تیره یهودی در آن سوی بوده که با شگفتی می بینیم جمهوری اسلامی نام این تیره یهودی را به نام ایرانیان کاسپی برتری داده و آنرا به کار می برد . همچنین نام درست آب های نیمروزین ایران ، دریای مُکران (بجای دریای عمان) و شاخاب پارس بجای خلیج یا خلیج فارس است که خود گزاره ای سرتاسر تازی است . افزون بر این ما چیزی بنام شط العرب نداریم و نام درست آن اروند می باشد و می باید از سوی ایرانیان به کار گیری چنین نام های درستی فراگیر شده و بجای نام های نادرست به کار گرفته شود.
بر این نوشته می توان آبشخورهای فراوانی افزود . ویک(اما) برای آغاز پیروی از فرهنگ و باورهای نیاکانمان ، همین اندازه نیز به نکته های بالا پروا کنیم ، شاهکاریست .
ایران و ایرانی پاینده و آسوده باد
17/6/98
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.