نوشته : آرمان جاویدان
در جهان امروز دانش آمار در همه علوم رخنه کرده و کاربرد فراوان دارد. پژوهشگران به کمک دانش آمار ، نظریه های دانش فیزیک و کیهان شناسی را منسجم و ضابطه مند می کنند . روابط عمومی شرکتها و همچنین دانش روز گستر مارکتینگ (بازاریابی ) نیز هر سال بیشتر و بیشتر به دانش آمار وابسته می شوند. در دانش پزشگی گروهی از پژوهشگران با بررسی بیماری هایی که در نقاط ثابت و معلوم جغرافیایی قرار دارند ، پس از آن به بررسی الگوی خوراک ، زندگی ، پیشه ، تابش آفتاب و آبشخورهای دیگر می پردازند و با گرفتن آمار و سنجه آن با شرایط زندگی ، عوامل پدید آرنده بیماری را کشف و به علل بیماریها پی میبرند. روشنمایی پیرامون دانش آمار و کاربرد آن ، آن اندازه گستره است که می توان درچندین کتاب به کاربردهای آن پرداخت. ما نیز در این گفتار از دانش آمار برای بررسی علل روانی بیماری پانترکیسم استفاده کرده و دلایلی را که سبب گرایش شمار محدودی به این طرز فکر نا سالم می شوند ، مورد بررسی قرار می دهیم.
با روشن نمایی های بالا و به کمک دانش آمار نگاهی می اندازیم به کسانی که به پانترکیسم گرایش پیدا کرده اند. تا آنجا که ما میدانیم گروندگان به پان ترکیسم از نظر فرهنگی کاملا مشابه گروندگان سایر گروه ها و احزاب فاشیستی جهان هستند. احزاب و گروههای فاشیستی قابلیت بسیار بالایی در جذب انسانهای بیکار ، سرخورده ، طرد شده ، شکست خورده و در یک سخن " کمبود دار " می باشند. چنین افرادی در محیطهای فاشیستی می توانند ضعف های خود را با تظاهر به قدرت پنهان کرده و خویشتن واقعی خود را پشت ظاهر پرخاشگر و خشن فاشیسم پنهان نمایند. نگاهی به رفتارهای پانترکیستی که شامل :
1- خوار شمردن افراد بزرگ
2- لذت فراوان از تحقیر و اهانت به افراد صاحب اصل و نسب
3- تحقیر دائمی و کوچک شماری افراد موفق
4- دلبستگی به ویرانی هر آنچه جز خود است
5- خود برتر بینی کاذب ( که در دانش روانشناسی خود گونه ای خود کم بینی دانسته می شود )
می شوند بیانگر نمایان و واضح کمبودها و سرخوردگی های اجتماعی پانترکیستان می باشد. یکی از مشهورترین افراد جریان پانترکیسم جعفر پیشه وری است. او پیشتر و قبل از آنکه در مجلس چهاردهم و در جلسه ای اعتبارنامه اش از سوی شریعت¬زاده و شمار دیگری از نمایندگان مخالف رد شود (خاطرات امیرتیمور کلالی، ویراستار حبیب لاجوردی، دانشگاه هاروارد، 1997، ص274ـ275 ) فردی بود ایران دوست که نه تنها به تجزیه آذربایجان از ایران نمی اندیشید ، بلکه خود از مدافعان سرسخت ایران به شمار می رفت. سرخوردگی در رد اعتبار نامه پیشه وری برای نمایندگی مجلس ( حال به حق یا ناحق که بحثی است جدا ) سبب شد که او به استان آذربایجان مراجعت کرده و راهی کاملا متفاوت در پیش بگیرد. در زیر بخشهایی از گفتار جعفر پیشه وری در روزنامه آژیر در طرفداری و عشق به ایران ، پیش از سرخوردگی اش را مشاهده می کنید :
« آری ما پاتریوت (میهن پرست) هستیم
س. ج. پیشه وری
آری ما پاتریوت هستیم. میهن و ملت خود را دوست می داریم. وطن دوستی و پاتریوتیزم را با صمیمیت و صداقت ترویج می کنیم. ... اشتباه دوستان جوان ما از اینجا شروع می شود و اینها خیال می کنند که سوسیالیسم با پاتریوتیزم و میهن پرستی جور [در] نمی آید [و تطابق و] موافقت نمی کند. اما بدبختانه تا امروز [میان سیاستمداران ایران] ما پنج نفر پاتریوتیست درست و حسابی نتوانسته ایم پیدا بکنیم. رهبران و پاتریوتهای ما هنوز نتوانسته اند در قلب ملت برای خود راهی پیدا کنند. .... البته وظیفه ماست که با این پاتریوتهای دروغی و ملاکین و متنفذین و پارازیتها جدا مبارزه نموده نگذاریم به نام میهن و ملت، آقایی و غارتگری خود را که خود یکنوع میهن فروشی و ضد میهن پرستی است، ادامه بدهند. ....
آژیر شماره ۳۹
دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۲۲ »
همین فرد با چنین افکار ایران دوستانه ای پس از رد صلاحیتش و سرخوردگی در ورود به مجلس، به یکباره دگر شد و سخن از تجزیه طلبی ، پانترکیسم و ترک برتر پنداری ، همکاری با اجنبی و ایران ستیزی بر زبان آورد و آن کرد که نهایتا موجب فرارش به شوروی و آنگاه مرگ در اثر یک تصادف ساختگی و بدست ماموران کا گ ب گردید. داستان این سرخوردگی ها و کمبودها را به مراتب در میان قشر محدود و معدود پانترکیست مشاهده می کنیم. به ندرت می توانید پانترکیستی را بیابید که زندگی اجتماعی موفق و به راهی داشته باشد. جدای از دلایل تاریخی محکم که هر انسان خرمند و صاحب اندیشه ای را از مکتب فاشیستی پان ترکیسم دور می کند ، در میان ایرانیان معاصر و شناخته شده نیز هیچ آذری موفقی را نمی یابید که به این مکتب گرایش داشته باشد.
چهرگانی یکی دیگر از سرخوردگانی است که پیشتر خود نماینده مجلس در جمهوری اسلامی بود و پس از مطرح شده پرونده سوء استفاده مالی ، چون دیگر جایی در ایران نداشت به خارج رفت و همان کسی که خود را در هنگام نماینده مجلس بودن ، مطیع ولایت فقیه معرفی می کرد ! هنگامیکه دید جایی جز زندان بواسطه پرونده قضاییش در ایران ندارد ، رفع سرخوردگی و حقارت خود را جهت نامی و مطرح شدن، هماننده پیشه وری، در تجزیه طلبی و پانترکیسم دنبال کرد.
فارغ ازدلایل تاریخی ، براستی چرا هیچگاه افراد موفق پانترکیست نشده اند ؟ در میان ورزشکاران علی دایی ، حسین رضا زاده و پرویز هادی کسانی هستند که بغیر از شرافت ، از سلامت روان نیز برخوردار بودند و در زندگی اجتماعی خود کمبود و سرخوردگی ای نداشته اند، اما اگر نگاهی به کشتی گیران پناهنده به جمهوری آظربایجان بیندازیم، خواهیم دید که ایشان، عموما نه نامی در حد یاد شدگان داشته اند و نه از سلامت اجتماعی مطلوبی برخوردار بوده اند.
نمونه افراد غیر مشهور را نیز در زندگی روزمره ، همه ما مشاهده می کنیم. افرادی که مشاغل متناسب ، زندگی خانوادگی نرمال ، پدر و مادری فرهیخته و با اصالت دارند ، هیچگاه فرزندان سرخورده فاشیستی که هوادار پانترکیسم باشند تحویل جامعه نداده اند.
بطور کلی ، افراد ناموفق برای توجیه ناکامی ها و سرخوردگی های خود در جامعه، به دنبال دلیل می گردند ، هرچند اگر این دلیل ساختگی و غیر واقعی باشد. در همین راستا ، پانترکیسم همچون آهن ربایی، چنین افرادی را جذب می کند و به ایشان نقابی از قدرت می بخشد. با این نقاب، این سست مایگان در کنار یکدیگر و با جعل ، توهین و خشونت ، حس کاذب کسب می کنند و این احساس قدرت که همچون ماده مخدر، برای آنها سبب فراموشی حقارت ها و کمبودهای زندگیست ، تا آنجا پیش می رود که برای بدست آری آن، بهرکاری دست خواهند زد ، غافل از آنکه ، آنها همان روالی را طی میکنند که یک معتاد در بدست آوردن مواد افیونی می پیماید. معتاد در جستجوی اعتیاد جسمانی خود خطا می کند و ایشان در جستجوی کمبودها و خلأهای روحی خود همان می کنند.
آرمان جاویدان
10 اردیبهشت 1392
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.