ترفند پانترک ها در نظام جمهوری اسلامی
آرمان جاویدان
شاید آنچه خواهید خواند را شما پیش از این دانسته باشید ، بهر روی من پس از چند سال کنکاش و کنجکاوی اکنون به آن رسیده ام و اگر آن را از پیش می دانستید ، آن را به شمار دانایی خود و کم دانی من بگذارید .
پانترک ها پلشت و اهریمن پرست ، برای آنکه بتوانند در جمهوری اسلامی به آسانی و بدون هیچ بازداری ، اندیشه های نژادپرستانه ، ساختگی و جدایی افکن خود را در انجمن ایرانیان پراکنده سازند ، در گام نخست خود را از دوستاران دو آتشه نظام جمهوری اسلامی جا زده و با ریا و دورویی به آفرینگویی از جمهوری اسلامی پرداخته و چند نوشته یا چامه دینی ، از رهبران جمهوری اسلامی به ترکی ترجمه می کنند . آنها اینچنین خود بسیجی ، دوستار انقلاب ، مسلمان شیعه و مانند اینها جا می زنند . ( پروا کنید که آنها خود را اینچنین جا می زنند و از بُن به هیچ کدام از اینها باور ندارند ) . آنگاه که خود را اینچنین جا انداختند ، آغاز به نوشتن کتاب یا گفتار می کنند و با آگاهی از پذیرفته نبودن نژادپرستی در دین ، همین را به ایرانیان فارسی زبان می چسبانند و آنها را با برچسب پانفارس یا نژادپرستان فارس و مانند اینها می کویند . راستی را که دین و کیش تشیع ، برای آنها بازیچه ای دلخواه شده است تا آن را برای آماژهای پلشت خود به کار بگیرند . از آنجایی که نظام جمهوری اسلامی ، یک نظام دینی است و در این نظام نوشته ها و سخنان دینی ارج بالایی دارد ، پانترک های پلشت ، به نام نوشتن کتاب ها و گفتارهای دینی ، پانترکیسم را تبلیغ می کنند و اگر کسی به نوشته آنها ایرادی بگیرد ، او را با دورویی متهم به ضدیت با دین ، ضدیت با انقلاب و مانند اینها می کنند . طرفه آنکه خودشان نه نظام جمهوری اسلامی را دوست دارند و نه اسلام و تشیع را.
کار دیگری که این شاگردان اهریمن می انجامند ، کوبیدن بزرگان ایران است . خدا نکند یک نامدار ایرانی ، گرایش دینی نداشته باشد . همان را افزاری برای پیشبرد آماژهای پانترکیستی خود می کنند . نخست بی دینی او را می کوبند تا در آغاز کارشان در راستای باورهای نظام و جمهوری اسلامی جلوه کند . سپس آغاز به آموزش پانترکیسم می کنند و بدی او را در دلبستگی او به زبان پارسی می دانند و داستان را به آنجا می رسانند که او به گسترش زبان پارسی می پرداخت و نمی گذاشت زبان ترکی در استان های ترک زبان ، زبان رسمی باشد .
نمونه یکی از این شاگردان اهریمن ، همین حسین صدیق بود که فریبش را با ترجمه چامه های امام خمینی به زبان ترکی آغاز کرد و پس از آنکه خود را کسی دوستار اسلام و انقلاب نشان داد ، پیروی از اندیشه های پیشه وری را ، برنامه کاری و نوشته های خود جای داد.
اگر در میان خوانندگان این نوشته ، کسی از دوستاران و یا مقامات جمهوری اسلامی بود ، باید به این نکته پروا کند ، که دین و مذهب تشیع ، بازیچه اندیشه های تجزیه طلبانه ، تفرقه اندازانه نتواند بود . اگر شما بزرگواران چندان دل در گرو ایران نداشته باشد ، انتظار می رود که باورهای دینی خود را پاس داشته و آنها را ارج نهید . چگونه می توانید اجازه داد ارزش ها و باورهای دینی ، دستاویز دورویان و منافقینی باشد که از آن را افزاری برای کارهای اهریمنی خود کرده و از بُن به دین و مذهب و جمهوری اسلامی باور ندارند.
و شما هممیهن ایرانی ، این نوشته را برای همگان بفرستید تا به یاری هم شمار بیشتری را آگاه کنیم .
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.