نوشته : آرمان جاویدان
ما ایرانیان ، با هر باور و اندیشه ایی که داشته باشیم ، چه بخواهیم و چه نخواهیم ، ایرانی هستیم. از زاده سنندج و همدان و تبریز که همانا بخش هایی از ماد هستند گرفته ، تا خوزستانی و سیستانی و مازندرانی . به واقع انکار ایرانی بودن ما ، جز با انکار تاریخ و آنچه در این سرزمین کهن گذشته است امکان پذیر نیست. از کنجی دیگر ، ما ایرانیان ، چه باورهای الحادی و کمونیستی ، چه باورهای مذهبی و اسلامی و چه باورهای لیبرال و غربی موآبانه نیز اگر داشته باشیم ، باز هم ایرانی هستیم. نظام جمهوری اسلامی نیز از بدو تاسیس نه تنها هیچگاه مخالفتی با یکپارچگی ایران نداشته است ، بلکه پیشنیه هشت سال دفاع مقدس و همچنین پایداری در برابر نگاه طمعکارانه و پلیدی که بر روی جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس چندیست وجود دارد ، خود اثبات این مدعاست.
با همه این روشن نمایی ها ، گاه مواردی به چشم می آیند که چشمان هر ایرانی را ، با هر باور و مسلک و مرام خیره گردانیده و او را حیران و شگفت زده می نمایند.
چندی پیش ، کتاب تاریخ آتورپاتکان نوشته پروفسور اقرار علیف ، با ترجمان دکتر شادمان یوسف را در جایی دیدم و برگه هایی از آن را مطالعه کردم. کتابی بود به واقع مستند و برابر با دانش های باستان شناسی و تاریخی. از آن پس بر آن شدم تا آن کتاب را خریداری کنم. شوربختانه چاپ این کتاب که در نشر بلخ صورت گرفته بود به پایان رسیده بود و حتی خود ناشر نیز کتابی برای فروش نداشت. چندی گذشت تا آگاهی یافتم انتشارات ققنوس همین کتاب را اما با ترجمان فردی دیگر بنام خانم مهناز صدری و در سال 1390 منتشر کرده است. با اشتیاق و شوق فراوان برای خرید آن کتاب به جلوی دانشگاه مراجعه و آن کتاب را یافتم و بسیار خوشحال شدم. در چند دقیقه ایی که به دلیل شلوغی مغازه تا پرداخت وجه و خریدن کتاب گذشت ، برگه هایی از کتاب را خوانده و نگاه کردم. با شگفتی فراوان دیدم در کتاب منتشر شده انتشارات ققنوس و با ترجمان فرد فوق الذکر ، بر خلاف کتابی که پیشتر ، ناشری دیگر و مترجمی دیگر به بازار عرضه کرده بود ، مرتبا و کرارا واژه های تجزیه طلبانه مشاهده می شود ، گویی این کتاب به کل از آن نویسنده ایی دیگر است و با دید و اهدافی متفاوت نگاشته شده است. عبارات مجعول و کلماتی که مداما ورد زبان معدود تجزیه طلبان اجنبی پرست است ، جای جای این کتاب را با ترجمه جدید پر کرده بود. عباراتی چون «تاریخ کشور آذربایجان ! ( بجای استانهای ایرانی آذری!! )» ، «کشور نامیدن آتروپاتن !!» و از همه بدتر نامیدن برخی از استانهای ایرانی با نام مجعول آذربایجان ج ن و ب ی اوج حماسه سرایی در ترویج تجزیه طلبی و جعل در این کتاب بود . نکته شگفت آور آنجاست که این کتاب که در سال 1390 با تیراژ 1100 نسخه و توسط انتشارات معروفی چون ققنوس به چاپ رسیده است ، چگونه از ممیزی وزارت ارشاد اسلامی که مجری سیاست های نظام مقدس جمهوری اسلامی است رد شده است ؟!! آیا جز اینست که کتابهای منتشره پیش از چاپ می بایست توسط افراد متخصص و آگاه در وزارت ارشاد اسلامی منتشر شده و آنگاه به چاپ رسند ؟ آیا ممیز محترم حاضر در وزارت ارشاد اصلا این کتاب را مطالعه نکرده اند و یا آنکه علیرغم خواندن آن اجازه چاپ را صادر نموده اند ؟ از آن گذشته ، چگونه ممکن است انتشارات معروفی چون ققنوس ، این کتاب را بدون بررسی برای چاپ برگزیند ؟
همه این موارد در کنار یکدیگر ، ما را به این باور می رسانند که چنین حرکتهایی ، برنامه دار و هدفمند هستند. به واقع از سوی وزارت محترم ارشاد و همچنین انتشارات ققنوس لازم است که پاسخگویی چنین حرکاتی ، که نه تنها وحدت ملی ایرانیان را خدشه دار می کنند ، بلکه به زیان نظام اسلامی ایران نیز هستند باشند. بر همه ما ایرانیان است که چنین حرکتهایی را مسکوت نگذاشته و به همگان آگاهی رسانی کنیم.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.