هرگاه می خواهم کتابی بخرم ، می کوشم سر راست به دفتر انتشارات یا فروشگاه بربسته به انتشارات بروم . با اینکار هم گمانه موجود نبودن کتاب کمتر می شود و هم اینکه بیشتر و آسان تر می توان تخفیف گرفت جرا که دست انتشارات از دیگران برای تخفیف بازتر است . در همین راستا دیروز برای خرید کتاب به دفتر انتشاراتی رفتم که پیش از این در سالهای گذشته نیز 2 بار به آنجا رفته بودم . مسئول آن انتشارات که آقایی جا افتاده و حدودا 65 ساله است ، در خرید های پیشین من بارها در گفتار ایرانپرستی خود را نشان داده بود . ایشان همچنین در اینترنت نیز کوشا بوده و هفته ای چند بار نوشته های سودمند و دانشی پیرامون ایران می نویسند . از آن گذشته ، بربسته بودن ایشان به کسانی که در ایرانپرستی نامدار هستند نیز روشن است . با همه زاب های(صفات) و نشانه های برجای(مثبت) و نیک که در ایشان هست ، دیروز که برای سومین بار به دفتر ایشان رفتم ، ناگهان بر روی دیوار با فرتور بزرگی از یکی از نمادهای امروز عرب پرستی که چند پیش کشته شده است روبرو شدم . گویی آن بزرگوار فرتوری بزرگتر نیافته بود که بر دیوار بچسباند ، چرا که درازای آن فرتور دست کم به نیم متر می رسید! منکه از دیدن آن فرتور بزرگ هاج و واج شده بودم ، نتوانستم چیزی نگویم و از ایشان پرسیدم که شما هم فرتور او را گذاشته اید؟ آن آقای محترم در پاسخ چیزهایی گفت که گویی با کودکی سخن می گوید . آنچنان شُوندخواهی های(استدلال های) ایشان خنک و سبک بود که خشمگین شدم . شگفت آنکه ایشان یا پاسخی نداشت یا آنکه شُوندخواهی کودکانه بیشتری برای اینکار خود به زبان می آورد و از سده بیست و یکم کنونی به زمان اسکندر می رفت و باز می گشت و یا گفته هایی از سران فلان کشور می گفت که هیچکدام سند و سرچشمه درستی نداشتند و اگر هم می داشتند بهم بستگی ای با فرتور روی دیوار نداشتند.
آنچه در این نوشتار بر آن هستیم که درباره اش بنویسم ، نه گزارش آنچه دیروز در آن انتشارات گذشت است . می خواهیم کار آن آقا و کسانی همچون او را بررسی کنیم . از دو حال بیرون نیست . یا آن آقا براستی به عرب پرستی دلبستگی دارد و یا ندارد و تقیه را پیش گرفته است . اگر براستی او به فرتور روی دیوارش دلبستگی می دارد ، آنگاه باید پنداشت که چنین ایرانپرست نمایانی ، نقاب ایرانپرستی بر چهره داشته و سرشت آنان چیز دیگریست . اگر هم به آن فرتور دلبستگی نداشته است ، آنگاه بی گمان او را باید از ریاکاران دانست و کیست که نداند ریاکاری با ایرانپرستی یکجا نمی گنجند.
آیا با عرب پرستان نقاب برچهره ای سر و کار داریم که خود را ایرانپرست می نمایانند ویک(ولی) باوری دیگر دارند؟
اهورامزدا ایران را برهاند.
آرمان جاویدان
23/2/1399
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.