نوشته : آرمان جاویدان
در طول یک سال اخیر ، شخصا گفتگوهای بسیاری با همیهنان تجزیه طلب داشته ام. در آغاز هدف این بود که اندیشه نادرست آنها را دگر کنم. پس از چندی دریافتم ، مشکل گسترده تر از آن است که بتوان با چند ساعت وقت گذاشتن و گفتگو آنرا حل کرد. پس از آن بود که تمکز خود را بجای تلاش در دگر کردن باور ایشان ، بر این گزاردم که دریابم ریشه این اندیشه های نادرست از کجاست. چرا یک جوان آذربایجانی یا کردستانی گرفتار و باورمند چنین افکاری می شود ؟ اینجا بود که داستان به کل فرق می کرد. عمدا و به بهانه های گوناگون با ایشان سخن گفتم. هرآینه دشنام های بسیاری نیز نثارمان کردند که در زندگی عادی و روزمره ، هیچکس را یارای بر زبان آوردن آنها نبود. بهرحال خوشبختانه تا کرانه ای شوندِ ( دلیل ) یا ریشه های اصلی این افکار را یافتم. صد البته این شوند یابی ( دلیل یابی ) بی کم و کاست نیست و دیگر همیهنان نیز بر شالوده تجربیات خود می توانند بر آن بیفزایند ، ویک ( اما ) از آنجا که اصلاح باورهای نادرست در سه مرحله توصیف ، چرایی و آنگاه اصلاح انجام می شود و تا هنگامیکه چرایی آن دانسته نباشد اصلاح نیز ممکن نیست ، گمان می دارم که به نتیجه "نسبتا" موجهی دست یافته ام. و اما حدیث این موضوع .
جوانی که سال دوازده خود را به پایان می رساند و به سال سیزده پای می نهد ، تلاش در جدایی از دوران کودکی به جوانی دارد. برای کنشی ( عملی ) کردن این خواست ، او می آموزد و الگو برداری می کند. بر گرداگرد خود نگاه می کند و تلاش می کند که خود نیز چون اطرافیانش ، باوری مستقل و منحصر به خود یا گروهی که با آنها می زید پیدا کند. بر این شالوده ( اساس ) است که آنچه را نزدیک تر و در دسترس تر می یابد ، در گام نخست بر می گزیند. اگر این باور نخستین نادرست باشد و در درازای زمان اصلاح نگردد ، پس از چندی به درختی نیرومند خواهد مانست که تکان دادن آن نیز ممکن نیست چه رسد به صاف کردن قامت آن. جدا و کاملا بدور از مسائل و گفتارهای سیاسی ، که ما مطلقا به آنها وارد نمی شویم و آنرا را به سیاسیون وا می گذاریم ، از جنبه اجتماعی می توان نکاتی را آبشخور ( مورد ) بررسی قرار داد. از آغاز انقلاب سال 1357 تا کنون در ایران ، تکیه مدارس و روزنامه ها و رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه ها بر انترناسیونالیسم اسلامی ( جهان وطنی اسلامی ) بوده است. بیشتر کسانی که پس از انقلاب اسلامی 57 به دنیا آمده اند، قهرمانان فلسطینی ، لبنانی و اعراب و همچنین بزرگان دینی و اسلامی مذهب تشیع را ، بیشتر و بهتر از تاریخ گذشته خود و نیاکانشان می دانند و می شناسند. اینان از آغاز با هویت ایرانی خود آشنا نشده اند که پس از گذر سالهای آغازین انقلاب ، اکنون که به سی سالگی رسیده اند، بتوان از ایشان انتظار داشت به ایران وقعی نهند و ریشه و اصالت خود را دوست بدارند. با کمال شگفتی باید گفت ، بیگانگی نسبت به ایران محدود به شهرها و استانهای آذری یا کرد نیست ، بلکه با شوربختی تمام می بایست خستوان ( معترف ) بود که این بی علاقگی به وفور در شهرهای فارس زبان هم دیده می شود. با بازگشت به موضوع سخن خود که درباره شکل گیری کارکتر و باور یک جوان ایرانی سیزده ساله می بود ، می توان امتدادی را یافت که به چرایی جذب جوانان ایرانی به گرایشات جز ایرانی منتهی می شود. جوان سیزده ساله که برای شکل گیری شخصیت خود و گذر از دوران کودکی به نوجوانی و جوانی ، نیازمند داشتن ابزارهای بزرگسالانه است ، برای شکل دادن به باور خود ، سرچشمه هایی چون آبشخورهای ( موارد ) یاد شده زیر در اختیار دارد :
1- جوانان هم سن و سال خود
2- اطرافیان بزرگ تر از خود
3- کتاب ها
4- رادیوها
5- تلویزیون داخلی
6- اینترنت
7- ماهواره
جوانان هم سن وسال خود
جوانان هم سن و سال او ، خود در پی یافتن قالبی برای شکل گیری خویشند. آنها خود شنیده ها و دیده های خود را ، که از منابع گوناگون گرفته اند، با تجربه خام و محدود خود تفسیر و تولید می کنند. پرواضح است که چنین باورهایی با وجود خلاء های سترگ فرهنگی و روشن نمایی هویت ایرانی ، چه اندازه می توانند در پروردن هرچه بیشتر باورهای نادرست ، هنایا ( موثر) باشد.
اطرافیان بزرگتر از خود
در هر جایی در جهان ، مشکلات اقتصادی مردمان ، جامعه را بسوی بدستاری منابع مادی سوی می دهد. پدر یا مادری که در اندیشه سیر کردن شکم فرزندان و یا هزینه های روزمره زندگی می باشند ، دیگر مجالی برای تعلیم و تربیت فرزندان ندارند. آنها عملا فرزندان را رها می کنند تا خود فرزندان در جستجو معنی ها و مفاهیم زندگی برآیند. صد البته با حذف شدن نگار ( نقش ) آموزشی پدر و مادر، چنین فرزندانی به کانالهای اطلاع رسانی دیگر گرایش پیدا می کنند. از آن گذشته ، به گمان توانایی مالی پدر و مادر ، آنها خود نیازمند بهره داشتن از دانش و آگاهی بسنده هستند تا بتوانند آنرا را به فرزندان خود ترابر ( منتقل ) کنند. تا هنگامیکه آموزگار که در اینجا منظور پدر و مادر و بزرگترهای کودک هستند ؛ خود دانش بسنده ( کافی ) نداشته باشند ، تعلیم آنها نه تنها فایده ایی برای جوان نخواهد داشت ، بلکه می تواند موجب گمراهی بیشتر او نیز بگردد.
کتاب ها
نویسنده این خطوط تجربیات متاثر کننده بسیاری در آبشخور ( مورد ) کتابهای موجود در بازار ایران داشته است. بسیار شگفت انگیز است که کتابهای منحرفی که صراحتا و علنا ، تجزیه طلبی ، جعل تاریخ ، تاریخ سازی ، عناد و دشمنی با ایران و آبشخورهای همسان دیگر را متشر می کنند ، در بازار و از سوی انتشارات نامی ( معروف ) و شگفت آورتر از همه ، با بهای پایین تر از عرف به فروش می رسند و همیشه نیز موجودند ، اما کتابهای مستند و دانشی که در ژورنالهای دانشی جهان چاپ شده و آنگاه به چهره ( بصورت ) کتاب درآمده اند ، یا در بازار نایابند و یا اینکه با بهای گزاف خود ، خریدار را از خرید به هراس می اندازند. بایا ( لازم ) به روشن نمایی ( توضیح ) نیست که چنین کتابهایی ، تا چه اندازه می توانند هنایشی (اثری) در گسترش ناراستی، در اندیشه های جوانان ایرانی، که در جستجوی پیدا کردن قالب، برای شخصیت نوپای خود هستند، داشته باشند.
رادیوها
رادیو ها به دو بخش درونی و بیرونی بخش می شوند. رادیو های ایرانی درونی ، همانطور که پیشتر نیز یاد شد، تنها به پروا درباره پرسمانهای دینی و آبشخورهای همسان می پردازند و تقریبا می توان گفت هیچ بخشی از آنها به ایران و هویت ایرانی اختصاص ندارد. رادیو های خارجی نیز از سوی دیگر بام افتاده اند. آنها عمدا یا سهوا به دادن اصلاعات تاریخی نادرست ، درباره ایران و ایرانی مشغولند و جوان درمانده ایرانی را در این ملغمه اطلاعات گوناگون و نادرست ، هرچه بیشتر گیج می کنند.
تلویزیون داخلی
تلویزیون داخلی ، همان حکایت رادیوهای داخلی دارد ، با این تفاوت که مخاطبین به مراتب بیشتری را جذب خود می کند.
اینترنت
اینترنت بیشتر آبشخور (مورد) بکارگیری کسانی می باشد که تحصیلی دست کم در کرانه پایان دوران دبیرستان را داشته اند. در این محیط با توجه به بسته بودن دیگر کانالهای اطلاع رسانی ، سرویس های اطلاعاتی کشورهای بیگانه بسیار کنشگر ( فعال ) می باشند. در پیرامون فیس بوک به کرات برگه هایی را که از سوی "میت" ( سازمان جاسوسی ترکیه ) هدایت می شوند مشاهده می کنیم. این صفحات با بکار گیری روشهای مدرن و دانشیِ ژورنالیستی و با بکار گیریِ علمی، از دانش روانشناسی و با سکانداری اتاق فکر و سرمایه گذاری های مادی ، به ظرافت و باریکی ، تلاش در ایجاد نفاق و تفرقه ، نفرت پراکنی ، جدا دانستن اقوام ایرانی از یکدیگر و ماهیگیری از آب گلالود پیشه دارند. آنها تا آنجا پیش رفته اند که راستی های مسلم ، روشن و اثبات شده باستان شناسی و تاریخی را نیز منکر شده و یا به سود خود مصادره می کنند. صد البته ، آنها خود را در پیرامون مجازی کم رقیب می بینند و با استفاده از چنین وضعیتی روز به روز اندیشه شمار بیشتری از ایرانیان را آلوده می نمایند. ایرانیانی که با رسیدن به 25 سالگی ، به دشمن خود و کشورشان دگردیس ( تبدیل ) می شوند.
ماهواره
از کنار همه آبشخورهای یاد شده ، هنایش ( اثر ) ماهواره از همه ، بر باور جوانان ویرانگرتر است. آنکس که تاروپود ( شبکه ) ماهواره ایی را بنیاد می نهد و هزینه گزاف اداره آن را می پردازد ، یا از سوی ارگانی دولتی خوراک دهی ( تغذیه ) می شود و یا اینکه برای آنکه بتواند بماند و به پخش برنامه های خود ادامه دهد ، می بایست به ارائه بازجُستهایی (مطالبی) بپردازد که نوین تر ، گیرا تر و پروا برانگیزتر ( توجه بر انگیز تر ) باشند. آبشخور(مورد) دوم ، زمینه ( موضوع ) گفتار ما نیست. آنچه ما به آن می پردازیم ، بخش نخست است که به ماهواره های بنیاد شده از سوی دولت های دشمن ایران و ایرانی می پردازد. دشمنانی که با حکومت ایران بطور فریور (مستقیم) کاری ندارند و هر سیستم حکومتی ای که در ایران باشد ، توقع تجزیه ایران از سوی آنان پابرجاست. آنها امروز بر امواج موجود موج سواری می کنند و اگر ایران سیستم حکومتی دیگری نیز میداشت ، به چیزی کمتر از تجزیه ایران قانع نبودند. اینان تاریخ و اخبار را با بکارگیری جلوه های بصری و صوتی، وارونه نشان داده و کاری می کنند که خلاء نبود برنامه های آگه رسان برای ایرانیان ، بطور کامل، پر گردد. آنها بجای راستی ، ناراستی را بطور هدفمند در اذهان جوانان ایرانی فرو می کنند. جوان سیزده ساله ایرانی ، که از بیشتر تفریحات سالم یا ممکن، محروم است ، ساعات بسیاری مغز و اندیشه خود را در اختیار آنها می گذارد. نتیجه همان می شود که پس از چند ماه می بیند ، گفتارها و باورهای آنان را بهتر از خود ایشان از بر کرده است و در هرگفتگویی ، چون نوار ضبط شده ، عینا واژه ها و کلمات آنها را واگویه ( تکرار ) می کند. اینجاست که سقراط نیز نخواهد توانست او را بسوی راستی هدایت نماید. با گذر زمان و اقزایش سن او ، بیداری او بیشتر و بیشتر غیر ممکن می شود و کار از کار گذشته است.
جمع بندی گفتار
در اینجا نگاهی پالیده ( خلاصه ) می اندازیم به همه آنچه تا اینجا یاد شد ، تا آنگاه بتوانیم پس از یافت چرایی پرسمان ( مسئله ) به حل آن بپردازیم. با پروا به آبشخورهای (موارد) یاد شده، می توان گفت آنچه موجب بروز و گسترش اندیشه های تجزیه طلبانه در میان ایرانیان شده است به این زند ( شرح ) است :
1- خلاء و نبود آموزش و آگاهی رسانی به ایرانیان ( در مدرسه ، خانه و رسانه های ایرانی)
2- وجود و سرمایه گذاری و برنامه ریزی از سوی دشمنان منتظر فرصت ایران ( کشورهایی که از تجزیه ایران سود خواهند برد)
چه باید کرد ؟
ورود به مسائل سیاسی و راه حل های اینچنینی ، نه آبشخور ( مورد ) دلبستگی ( علاقه ) نویسنده است و نه اینکه ما آهنگ ورود به آن را داریم. ما در این گفتار ، چاره و راه حل را تنها از منظر شهروندی و همیهنی بررسی می کنیم. نگاه می کنیم تا ببینیم دامنه بهبود کار تا کجاست و با امکانات موجود ( و نه با سخن گفتن درباره تغییرات سیاسی ) چه می توان کرد. آنچه هر ایرانی می تواند به شرط احساس مسئولیتنسبت به کشورش به انجام رساند در ادامه خواهد آمد، اما نکته شایان پروا اینست که انجام اینکار جز از تَکان (افراد) عاشق بر نخواهد آمد.
1- تهیه منابع تاریخی موثق ( و نه سلیقه ایی یا نا مطمئن ) از کتابها ، مقالات ، فیلمها و .... درباره تاریخ ایران .
در این آبشخورها همیهنانی که آگاهی بیشتری دارند می توانند پیشرو کار بوده و آنها را به آسانی گردآوری کنند. ( این حقیر خود در درازای 5 سال اخیر ، نسخه های الکترونیکی ای که، به بیش از هزار نسخه می رسند تهیه کرده ام که در نشانی انتهای نوشته دسترسی پذیر می باشند.)
2- خواندن ، دانستن ، سخن گفت و پراگندن منابع جهت آگاهی رسانی . کنون که ما ایرانیان ، از ماهواره و رادیو و تلویزون بی بهره ایم ، می توان راستی های تاریخی را از راه اینترنت به مشتاقان هویت ایرانی رساند. این کار نه تنها بر خلاف قوانین کنونی ایران نمی باشد بلکه از دیدگاه کسانیکه اندیشه های اسلامی دارند نیز ، بر شالوده سخن مشهور اسلام ، مبنی بر " زکات علم به ترویج آنست " حرکت خواهد کرد. پس، انجام اینکار ،هم قانونیست و هم دینی.
3- همه ما در پیشه های گوناگونی کار می کنیم. از آموزگار یا مهندس و پزشک و کارمند گرفته تا پدر ، مادر یا خواهر یا برادر بودن در خانه. همه می توانیم گرداگرد خود را آگاه کنیم. به ایران سوگند که اگر تنها همین کار ساده را انجام دهیم ، غوغایی اهورایی به پا خواهد شد. چه اشکالی دارد اگر آموزگار مدرسه ایی هستیم، کمی هم از نیاکان ایرانیمان و گذشته مان به دانش آموزان بگوییم ؟ چه ایرادی دارد که اگر مشتری ای در گفتار عادی و کاری خود با ما ، جمله یا کلمه ای به زیان ایران می گوید ، او را با راستی ها آشنا کنیم ؟ کار ساده است. تنها احساس مسئولیت نسبت به ایران تنها و خسته مان را می طلبد.
4- باور داشته باشیم که کُل آباد نخواهد شد تا هنگامیکه جزء آباد شود. از خود بیاغازیم. خود را دگرگون کنیم تا ایران تنها و خسته مان دوباره بپا خیزد.
http://download-ketab.blogfa.com
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.