نوزده تير ۱۲۵۴ محمدعلی فروغی در تهران زاده شد . میگفت: "اگر ايران افكار عامه داشت به اين روز بد نمیافتاد". پدر محمدعلی فروغی مترجم وزارت انتباعات بود و میخواست فرزندش پس از آموختن زبانهای تازی ، فرانسه و انگليسی ، پزشک شود . 12 ساله بود كه در دارالفنون رياضيات و دانشهای طبيعی خواند اما چون شيفته ادبيات و فلسفه بود در اين رشتهها پيش رفت . 20 ساله بود كه همزمان مترجم وزارت انتباعات و آموزگار فيزيک و تاريخ در مدرسه علميه مخبرالسلطنه و دارالفنون شد و در هفتهنامه "تربيت" كه پدرش گشوده بود نوشتارهای فلسفی و تاريخی ترجمه میكرد.
او چندين كتاب درسی برای نخستين آموزشگاههای عالی در ايران تأليف و ترجمه كرده و در يك دوره جوانترين رئيس مجلس شورای ملی بوده است . بارها وزير دادگستری ، دارايی و خارجه بوده و در نوشتن قانونها و نظامنامههای نوين نقش سازنده داشته است.
۴۴ ساله بود كه سرپرست فرستادگان ايران به كنفرانس صلح ورسای پس از جنگ جهانی نخست شد ولی با دخالت انگليس از شركت در اين نشست جهانی بازماند و نوشت : «پنج ماه است در پاريس هستيم و سه ماه است از رئيس الوزرا دو تلگراف نرسيده . استعفا میكنيم ، قبول نمیكنند . دو ماه است برای پول معطليم و نسيه میخوريم . انگليسیها ... میخواهند ايرانیها را وادار كنند كه خودشان امورشان را به آنها واگذار كنند و وجود ما در پاريس مخل اين مقصود است».
۵۰ ساله بود كه در روند تغيير دودمان قاجار به پهلوی ، همراه رضاشاه و سپس نخستین نخستوزير او شد و آزادترين انتخابات دوره خودكامگی آن شاه را برگزار كرد.
۵۸ ساله بود كه بار ديگر نخستوزير شد و در گشايش دانشگاه تهران و برگزاری هزاره فردوسی نگار سازنده داشت اما پس از دو سال با اعدام پدر دامادش در رابطه با تظاهرات و كشتار در مسجد گوهرشاد مشهد از برای واداری به كلاه و جامه بجای ردا و عمامه ، كناره گرفت و خانهنشين شد.
دوره خانهنشينیاش اما پربارترين زمان تأليفهای ادبی و فرهنگیاش مانند "سير حكمت در اروپا" ، "حكمت سقراط" ، "آيين سخنوری" و همچنين تصحيح آثار بزرگان ادب مانند فردوسی ، خيام ، سعدی ، حافظ و نظامی بود . افزون بر اينها در اين دوره برای گشايش فرهنگستان زبان فارسی تلاش کامیابآميزی كرد. او بار ديگر به هنگام بركناری رضاشاه و جانشينی فرزندش نخستوزير شد. او در ۶۷ سالگی در زادگاهش درگذشت.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.