یاشار تبریزلی
مرداد ماه 1309 کار کمیسیون مرزی ایران و ترکیه از سر گرفته شد . در این کمیسیون ، هیات نمایندگی ایران نیز دگر شد و مهتری هیات به دوش مظفر اعلم (سردارانتصار) گذاشته شد و اعتلاءالملک هم به سفارت ایران در کابل رفت . کار کمیسیون مرزی در شهریور 1309 و در اوج نبرد ترکیه با ایرانی تباران کُرد چندی ایستا شد ، ولی به دنبال سرکوب آزگار ایرانی تباران کُرد از سوی ترکیه و در مهر 1309 بار دیگر کار کمیسیون مرزی پی گرفته شد.
پس از آغاز کار کمیسیون مرزی ، دولت ترکیه بار دیگر ادعای خود در آبشخور نصب نشانه مرزی شماره 2 در نیمروز قرهسو را مطرح کرد . در 15 مهر 1309، نظمیبیگ مهتر هیات نمایندگی ترکیه در کمیسیون مرزی می گوید ، خط سرحد باید از هزار متر پایینتر از سرچشمه قرهسو پی گرفته تا چکاد آرارات کوچک کشیده شود، ولی مظفر اعلم شُوند و برهان ثابت کرد ، خط سرحد از اآغاز سرچشمه قرهسو که گزاره از سه چشمه است که پهلوی همدیگر جای گرفتهاند ، باید باشد. در 2 نشست نخست گفتگوهای دو سو هوده ای بدست نیامد ، ولی در نشست سوم مظفراعلم در برابر همتایان ترک خود ، تا اندازهای کوتاه آمده و پیشنهاد کرد ، نشانه مرزی شماره 2 ایران در سوی نیمروز باختری سرچشمه قرهسو و نشانه مرزی شماره 2 ترکیه در سوی اپاختر سرچشمه قرهسو نصب شود . مهتر هیات نمایندگی ترکیه ، پاسخ به این پیشنهاد را به نشست چهارم گفتگو سپرد. در نشست چهارم، در 21 مهر 1309 نظمیبیگ مهتر هیات نمایندگی ترکیه، پیشنهاد هیات ایرانی را رد کرده و مُکیس(تأکید) کرد، نشانه مرزی شماره 2 باید در هزار متری نیمروز سرچشمه نخستین قرهسو نصب شود. اعلم در پاسخ به نظمیبیگ با ارائه 2 نقشه مربوط به تحدید حدودهای گذشته ، ثابت کرد سه چشمه اپاختری سرچشمه ویچرت(اصلی) قرهسو هستند و نشانه مرزی شماره 2 باید در کنار سهچشمه نصب شود. نظمیبیگ، پاسخ به این شُوندهای اعلم را به نشست پنجم گفتگوها سپرد . در نشست پنجم در 22 مهر 1309، نظمیبیگ با خواندن نوشته ای، شُوندهای اعلم را رد کرده و بار دیگر بر نصب نشانه مرزی شماره 2 در نیمروز سه چشمه ویچرت قرهسو مُکیس کرد. اعلم با پروا به نبود همداستانی ایران و ترکیه درباره نصب نشانه مرزی شماره 2، پیشنهاد کرد گفتگوی کمیسیون به نصب نشانه های مرزی از شماره 37 به پس اختصاص یابد، اما نظمیبیگ میخواست نخست زمینه آبشخور ناسازی گره گشایی شده و سپس به دیگر آبشخورها پرداخته شود . به این جایدادگی نشست پنجم و نیز نشست ششم بی هوده ماند. نشست هفتم در 26 مهر 1309 تشکیل شد ولی در این نشست نیز به گفته رحمتالله معتمدی (معتمدالوزاره) نماینده وزارت امور بیرونی در هیات نمایندگی ایران، همان آش بود و همان کاسه . با وجود این که ناگریز نقشههای ارائه شده از سوی خود نمایندگان ترکیه نیز گواهی بر حقانیت شُوندهای هیات نمایندگی ایران در آبشخور هستی خط مرزی در سه چشمه نخستین قرهسو بود ، ولی نمایندگان ترکیه به هیچ روی با پذیرش خط مرزی در سه چشمه نخستین قرهسو همداستانی نداشتند.
با بازپی ناسازی دوسو بر سر جای نصب نشانه مرزی شماره 2، هیات نمایندگی ترکیه پیشنهاد کرد زمینه به حکمیت دولت شوروی داده شود، ولی هیات نمایندگی ایران همداستانی با این پیشنهاد را به تصویب دولت بسته کرد. در این میان، پرسمانهای کرامندتری پیش آمد که زمینه جای نصب نشانه مرزی شماره 2 و برزن سرچشمه ویچرت(اصلی) قرهسو را در سایه جای داد . سپاه ترکیه که با اجازه دولت ایران برخی از میانبندان خاک ایران برای محاصره ایرانی تباران کرد ترکیه بکار گرفته بود، آهنگ برون رفت از این میانبندان را نداشت و آغاز به ساخت استحکامات سپاهی و پاسگاههایی در میانبند اشغالی خاک ایران کرده بود ! به این شیوه زمینه برای تجزیه نزدیک به 800 کیلومتر مربع از خاک ایران فراهم شد. بخشی از خاک ایران که دارای ارزش استراتژیک والایی بود و اهمیت تاریخی بسیاری نیز داشت و چکاد آرارات کوچک به بلندی 4000 متر و دامنههای آن را نیز دربر میگرفت. کامناکام هر دو دولت ایران و ترکیه تلاش کردند زمینه تجزیه خاک ایران را نادیده گرفته و وانمودکنند تجزیهای در کار نبوده ، بلکه دادوستد زمین انجام گرفته است، اما مبادله ارضی در کار نبود. قتور یا سرو و ساردیک بخشی از خاک ایران بودند ، بخشی تثبیت شده و بلامنازع از خاک ایران که صرفا ترکیه، ادعاهایی غیرمستند و مردود نسبت به آن داشت و کنون ترکیه میخواست چشمپوشیاش از ادعاهای مطرود خـود بر قتور و سرو و ساردیک یا واگذاری میانبندانی کمارزش از دره بارژگه را برابر جدایی 800 کیلومترمربع از خاک ایران جای داده و پرسمان را نه پیوست خاک بلکه یک دادوستد زمینی بنامد. دولت ایران نیز که میخواست از ننگ تجزیه خاک کشور رهایی یابد ، تلاش کرد در تبلیغات خود، زمینه را دادوستد زمین بنامد ، اما این گونه تبلیغات، تبار زمینه را دگر نمی کند و تک هایی مانند معتمدی یا مهندس مخبر ـ که از دستاندرکاران تحدید کرانه ایران و ترکیه بودند ـ با اشاره به از دست رفتن آرارات کوچک، زمینه تجزیه خاک ایران را آبشخور پروا جای دادند.
سرانجام با بستن پیمان ننگین نامیده به «پیمان راجع به تعیین خط سرحدی میان ایران و ترکیه» به تاریخ 2 بهمن 1310(23 ژانویه 1932) خط مرزی نوین ایران و ترکیه برگماشته(تعیین) شد . خط مرزیای که بر شالوده آن، نزدیک به 800 کیلومتر مربع از خاک ایران ازجمله سرچشمه قرهسو و نیز چکاد و دامنه آرارات کوچک از خاک ایران جدا شد. ضمن اینکه از ادعای مالکیت ایران بر میانبند قرهسو نیز که در آغاز دهه 1300 خورشیدی از سوی اقبالالسلطنه ماکویی دنبال میشد، رسما فراموش شد. به دنبال بسته شدن این پیمان ننگین مرزی، کمیسیونی برای ترسیم خط مرزی نوین میان ایران و ترکیه تشکیل شد. این کمیسیون از 1311 خورشیدی آغاز به کار کرد و کار آن تا میانههای 1313 خورشیدی بازپی یافت . برابر نقشه و صورتمجالس رسمی ، خط مرزی ایران و ترکیه از التقای قرهسو با رود ارس تا کوه دالانپر ـ که نقطه هنبازین مرز ایران و ترکیه و عراق است ـ ترسیم شد. انباشت نشانههای مرزی ایران و ترکیه بالغ بر 517 شماره ویچرت(اصلی) و چند شماره فرعی و عموما میلهای است ساخته شده از سنگتراش و آهک و سیمان که در درازنای نزدیک به 536 کیلومتر در فاصلههای گوناگون روی خط مرزی ساخته شده است. با نصب نشانه های مرزی، ناسازی های زمینی میان ایران و ترکیه پایان یافت.
دولت رضاشاه در توجیه از دست رفتن آرارات کوچک و دیگر میانبندان مرزی ایران و ترکیه دو زمینه را مطرح میکرد. زمینه نخست، پیش کشیدن پرسمان دادوستد زمین بود و این که چیزی از خاک ایران کم نشده است، بلکه در 2 بخش از مرز دادوستد انجام گرفته است و به جای آرارات کوچک ، دره بارژگه به ایران واگذار شده است که کامناکام با پروا به اینکه چنین مبادلهای به هیچروی دارای ارزش برابر نبوده و دره بارژگه به هیچروی شایستگی ای با آرارات کوچک و دیگر میانبندان جدا شده از خاک ایران نداشت ، چنین شُوندآوری ای(استدلالی) از شالوده نادرست است، اما زمینه دوم، دربایست گره گشایی ناسازی های زمینی دیرینه ایران و ترکیه بود. چنین دربایستی انکار ناپذیر است ولی این که ایران باید همه هزینه گره گشایی اختلافات دیرینه را برتابد ، توجیهی ندارد. با این همه ، دولتمردان ایرانی، تفاهم با ترکیه را در چارچوب دربایست حلوفصل اختلافات زمینی دیرینه با ترکیه توجیه کردهاند . سرلشکر ارفع از سپاهیان ارشد ایرانی که در کمیسیونهای مرزی ایران و ترکیه نیز کار کرده بود، در بخشی از خاطرات خود با اشاره به دیدارش با رضاشاه ، سخنان وی درباره دربایست گره گشایی اختلافات زمینی ایران و ترکیه آبشخورمُکیس(تاکید) جای می دهد. بهر روی، با هر شُوند و توجیهی که بود ، آرارات کوچک و میانبندان گرداگرد آن از خاک ایران جدا شدند و خط مرزی نوین ایران و ترکیه ترسیم و اختلافات زمینی ایران و ترکیه نیز از میان رفت.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.