سالمَه(تاریخ) از رفتار روسیه با ایران چه به یاد دارد؟ (روبنده هفتم و امپراتوری مغول نوین)
نوشته : امیر طاهری (این نوشته پالیده(خلاصه) شده است)
این یک راستینگی تاریخی است که روسیه در بیش از دو سده ، سرسختترین و خطرناکترین دشمن ایران بوده است . پس از چهار جنگ روسیه و ایران در سدههای هجدهم و نوزدهم که به از دست رفتن بیش از ۴۰ درصد از خاک ایران آن زمان انجامید ، روسیه در سال ۱۹۱۱ و سپس در جریان جنگهای نخست و دوم جهانی ، به ایران لشکر کشید و در زمانهای گوناگون کوشید تا با گرفتن گیلان ، آذربایجان و بخشی از کردستان ایران ، همان بازی را که پوتین در کریمه و دونباس با اوکراین به راه انداخت ، در ایران بینجامد. نیازی نیست به چامه سرایان کلاسیک مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی بازگشت کنیم تا دریابیم که روس از آغاز پیدایش همچون یک قوم مشخص ، ایران و ایرانیت را دشمن به شمار آورده است.
اما شاید تکاندهندهترین نمونه نیات بدخواهانه روسیه در مورد ایران را در جریان انقلاب مشروطه دیدیم . در آن زمان ، روسیه کوشید تا کاری را که امروز پوتین در اوکراین آغاز کرده است در ایران انجام دهد : جلوگیری از پیدایش دموکراسی در ایران و نزدیک شدن ایران به انجمن ملت های پیشرفته و آزاد . امروز ، پوتین در اوکراین خود را بهعنوان پشتیبان تجزیهطلبان ، هواداران استبداد و ارتدوکسهای تندروی «روسیه بزرگ» می شناساند. در جریان انقلاب مشروطه نیز روسیه هوادار محمدعلی میرزای مستبد ، شاهزادگان مرتجع قاجار ، فضلالله نوری و آخوندهای متحجر و میهنُفروشانی بود که پرچم تزار را بر بام خانه خود افراشته بودند.
روسیه با برتافتن دو ننگ نامه ۱۹۲۲ و ۱۹۴۲ به ایران ، به خود این حق را داد که هرگاه خواست به ایران لشکرکشی کند . در هر دو مورد ، بهانه مورد نیاز «در خطر افتادن امنیت روسیه» در ایران است ، همان بهانهای که پوتین برای دست درازی به اوکراین به کار برده است.
روسیه «کنوانسیون حقوقی کاسپین» را دیکته میکند ، همانجور که اکنون میکوشد قانون اساسی نوینی را به اوکراین دیکته کند.
شاهزاده شعاعالدوله ، یکی از کسانی که پرچم تزار را بر فراز خانهاش افراشته بود ، بیش از ۱۳۵ سال پیش گفته بود: «اگر تزار نباشد ، چه قوهای ما را حفظ خواهد کرد؟» روسوفیلهای آن زمان میدانستند که پیروزی اندیشههای دموکراتیک در چارچوب انقلاب مشروطه بهمعنای پایان سدهها سلطه فئودالی بر ایران خواهد بود . آنها میدانستند که بدون لیاخوف و توپهایش ، کمترین شانسی برای جلوگیری از جنبیدن ایران در گذر ورود به جهان امروز نخواهند داشت.
ولادیمیر پوتین ، نوچههای خود را رها نمیکند . در گرجستان، او برای به بار رساندن برنامه متحدان خود در اوستی جنوبی و آبخازی ، وارد جنگ شد . در سوریه ، پوتین نیروی هوایی روسیه را برای تبدیل دهها شهر و روستای آن کشور به تلی از ویرانه برای نگهداشت بشار اسد به کار گرفت . در بلاروس ، پوتین نیروی ویژه خود (اسپتسناز) را همراه مزدوران واگنر برای نگهداشت الکساندر لوکاشنکو به میدان فرستاد . همین یک ماه پیش، نیروهای ویژه روس وارد قزاقستان شدند تا با سرکوب شورش گسترده مردم، بازدار سقوط رژیم شوند.
🔘 هرگاه اراده کنید ، در نشانی زیر به گفتارها و نوشته های بربسته به آذربایجان ، بی درنگ دسترسی خواهید داشت . به بخش files بروید .
https://t.me/AzarbayjanBooks
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.