نوشته : عباس جوادی
زبان، سنجه تبار و «نژاد» نیست. دیگر نیست. در آبشخور هر تیره اگر هزار و یا بیشتر به به زمانی برگردیم که این یا آن تیره هنوز کوچ های بزرگ و آمیزش های تیره ای خود با دیگر تیره ها را نیاغازیده بودند ، میتوان زبان را تا اندازه ای سنجه یک تیره و یا گروه تیره ای معینی شمرد. اما پس از كوچ های پی در پی و آمیختن تیره ها ، زبان به تنهایی نشانه تیره و نژاد نیست. ناگزیر بنا به یک تئوری، هنگامی که از تیره های سومری، اکدی، ایلامی (عیلامی)، هند و اروپائی، آریایی ، ژرمن و یا هون سخن میرود، زمینه ویچرت(اصلی) بیشتر از همسانی های نژادی و فیزیولوژیک، بر سر هنبازیهای(مشترکات) زبانی است.
برای نمونه «عرب» که میگوییم یعنی چه؟ میدانیم که هر عربی مسلمان نیست. عرب مسیحی و جز این هم داریم اگرچه بیشتر عربها مسلمانند. اما یک سوء تفاهم هست که در بیشتر کشور ها گواهش هستیم. پندار این است که هرکس عربی زبان باشد لزوما عرب هم است! یعنی قومیت، تبار و باصطلاح «نژادش» عرب است و این پندار نادرست است. هر کس که عربی زبان است عرب تبار یا عرب نژاد نیست.
نمونه وار مصر را بگیرید. به یقین میدانیم که پیش از اسلام مردم مصر عرب زبان نبودند. زبان بیشینه مصریان پیش از اسلام قبطی و ناگزیر تا کرانه ای یونانی و پیش از آن مصری باستان بوده است. همزمان با اسلام چند صد هزار تن از عرب ها به مصر میایند که نسبت به مردم محلی از نگر شمار در کمینه بودند اما از آنجا که عربی و دین و فرهنگ اسلامی فرمانران بوده، کم کم قبطی به زبان کمینه دگردیس میشود و عربی زبان بیشینه گان میشود. از نگر کُد ژنتیک، عنصر عربی هم به چایدادگی تباری و نژادی مردم باستانی مصر افزوده میشود که شاید دیر تر با کوچ های سپسین سهم این عنصربیشتر هم میشود. اما مصریان عربی زبان را صرفا برای مسلمان و عربی زبان بودنشان نمیتوان از نگر تیره و یا تباری «عرب» نامید. آنها از نگر تیره و طبیعتا میهنی (یعنی شهروندی) مصری هستند اما زبانشان عربی(شده) است.
انگلیسی زبانهای جهان ناگزیر «پلی اتنیک» تر و یا چند تیره ای تر، یعنی از نگر نژادی ناگزیر آمیخته تر از عرب ها هستند. امروزه تیره انگلیس ها را «آنگلو ساکسون» مینامیم. این تعبیر نام دو قوم ژرمن (آنگل ها و ساکسون ها) است که ۱۵۰۰-۱۲۰۰ سال پیش به بریتانیا سرازیر شده در آنجا پس از جنگ و جدال و آمیختگی بسیار عنصر کنونی انگلیسی یعنی آنگلو ساکسون و زبان انگلیسی امروزه را پدید آورده اند که با ژرمنی (آلمانی کنونی) نزدیکی بسیاری دارد.
زبان انگلیسی جزو زبان های ژرمنی است ، مانند آلمانی، سوئدی و یا دانمارکی و داچ (هلندی). اما تبار و ریشه مردم انگلستان و رویهرفته بریتانیا از نگر تباری و نژادی ژرمنی نبود و کلتی بود. زبان های مردم بومی بریتانیای کنونی هم ژرمنی نبود، بلکه اسکاچ، ولش و یا ایرلندی بود که زبانهای کلتی هستند و نه ژرمنی همچون انگلیسی. یعنی امروز هر که در خود بریتانیا انگلیسی زبان است، اگر به گذشته برویم، زبان و ناگزیر تبارشان اصلا بستگی به انگلیسی و تبار و «نژاد ژرمنی» یعنی آنگلی و ساکسونی نداشت.
امروزه هرکسی که در بریتانیا انگلیسی زبان است لزوما تبار ویچرت(اصلی) و چند هزار سال پیش اش از آبخوست های(جزایر) بریتانیا نیست. هم زبان مردم دگر شده و هم تبار مردم. زبان انگلیسی شده. تبار بیشینه مردم.
صرفنظر از این آمیختگی در سرچشمه تیره انگلیسی، آیا امروزه همه آمریکایی ها و یا استرالیایی ها و یا آفریقایی هایی که در درجه نخست انگلیسی زبان هستند از نگر تیره یعنی تبار و نژاد و یا و ملیت در اصل انگلیسی و یاآنگلو ساکسون هستند؟ انگلیسی زبان های جهان هم گروهی چند میلیارد تنی و «چند تیره» هستند.
بی گمان اگر یک چینی تبار آمریکا بگوید «ما آنگلوساکسون ها» و یا اگر یک آرژانتینی به صرف اسپانیولی زبان بودنش از «ما اسپانیولی ها» سخن بگوید همه به او خواهند خندید. اما شگفت است که هنوز در کشور های عربی هنگامیکه «ما اعراب…» میگویند معمولا به اندیشه بسیاری از عرب ها چنین خطور میکند که ریشه همه ۳۵۰ میلیون تن همه جمعیت عرب زبان جهان از شبه جزیره عربستان است و نیاکانشان از آنجا آمده اند.
و یا آیا در ایران هر کس که فارسی زبان است ریشه و نیاکانش از همان تیره های آریایی یعنی ماد ها، پارس ها، پارت ها و دیگر تیره های هند و ایرانی است که ۳۰۰۰ سال پیش از آسیای میانه به جلگه ایران کنونی آمده و با ايلاميان آمیزش یافته اند؟ بجز آمیختگی با ايلاميان، تیره های هند و ايرانى كه از اوراسيا آمده بودند با تیره های ميانرودان، آسياى کوچک، يونان وآسياى ميانه، با ارامنی ها، عرب ها و تركان و مغول ها در آميختند و سرشتی نوین از ملت و مليت ايرانى را بنیاد نمودند كه فارسى ، زبان و فرهنگ هنباز و میهنی اش شده است.
در ترکیه برخی گاهها به صرف اینکه «ترک» یعنی ترک زبان هستند، می پندارند ریشه تباریشان هم به آسیای میانه برمیگردد! به هزار و بیشتر ، پیش از آنکه سلجوقیان و دیگر تیره های ترک زبان از آسیای میانه به ایران و آناتولی کوچ کردند. بیشتر هنگامیکه ترک ها در باره «تاریخ ما ترک ها…» مینویسند ، آن را از آسیای میانه، از کوهستان های آلتای آغاز میکنند و میگویند که «ما چگونه از را ه خراسان و ایران به آناتولی آمدیم»، اما به تاریخ بیزانس یعنی اصولا آناتولی در پیش از دو هزار تا هزار سال پیش یعنی پیش از کوچ ترکان به بیزانس اهمیت چندانی نمیدهند! آیا شهروندان ترکیه این روزگتر براستی از همان گروهی هستند که هزار سال پیش از آسیای میانه به ایران و آناتولی آمدند؟! یا چرا راه دور برویم ، آیا در ایران هرکس که ترک زبان است ریشه تباری اش از آسیای میانه است!؟ اینها پندارهایی باطل اما رایج است.
نمونه های تحلیل دی ان ای بیشتر مردم هم در ایران و هم ترکیه نشان از آمیختگی و آمیزش آنها دارد. درحالیکه دانسته میشود مردم بومی و منطقه ای (حوزه های آسیای نیمروز باختری، مدیترانه، قفقاز) بیشترین حوض ژنتیک مردم این دوکشور را تشکیل میدهند، نمونه وار از آسیای میانه و یا نقطه روبرویش اروپای شمالی هم تاثیراتی هست. مردم نمونه وار اسکاندیناوی و یا ژاپن هم آمیخته هستند اما سهم هر حوزه منطقه ای در هرکدام بدرجات معینی جدایی دارد.
برخى زبانها به هر شوندی نسبت به زبان های دیگر در جغرافیای بزرگتری از گوی زمین پهن شده، ریشه دوانده، زبانهای دیگر را زیر تاثير خود جای داده و یا ناگزیر دگردیس به زبان توده هایی شده اند که پیشتر زبان دیگری را گویش میکردند. این شوند ها گوناگونند: گسترش اقتصادی و دانشی و یا فرمانرانی سیاسی و سپاهی (مانند انگلیسی)، لشکر کشی و گشایش های همراه با زبان و ادبیات (اسپانیولی)، زبان و ادبیات، فرهنگ و هنر (یونانی و یا فارسی)، گشایش ها و گستردگی دینی که با آن شناخته میشوند (نمونه وار عربی)، کوچ ها، حاكميت و اسکان در سرزمین های نوین (ترکی) و یا پرشماری جمعیت و باستانی بودن تاریخ و شهریگری آن تیره (نمونه وار چینی).
میتوان گمانید(حدس زد) که در آغاز (اگر اصولا بتوان برای آمیختگی های تیره ای و زبانی آغازی گمان کرد) زبان و کیستی یک تیره و قبیله همخوان بود. فرانسه زبان ها در آغاز از فرانک ها ریشه گرفته اند که پس از جدایی ژرمن ها از فرانک ها زمینه دیسه گیری دو زبان فرانسه و آلمانی و با آمیختگی گویش های ژرمنی با زبان های ویچرت بریتانیا، انگلیسی امروزه پدید آمد.
ترک زبان ها تیره هایی بودند که در آسیای میانه می زیستند و به زبان های «ترکی ریشه» (پروتوترکی) سخن می گفتند تا اینکه به سوی باختر، نیمروز و خاور پخش شدند و زبان های آن میانبندان و از جمله آذربایجان و ترکیه را دگر کردند.
در بررسی تاریخ ۲۰۰۰-۳۰۰۰ پیش نمونه وار میتوان گفت که در فلان جا آثار یکی از زبان های ژرمنی انبوسیده(موجود) بوده یعنی احتمالا تیره های ژرمنی در آنجا می زیسته اند. اما با کوچ ها و اسکان های هزاران تیره و قبیله در اقصی نقاط جهان ، از چین تا اوکراین و بالکان و اسپانیا ، امروزه دیگر زبان، سنجه قومیت و تبار و یا باصطلاح نژاد نیست. ملیت زمینه ای بسته به شهروندی و پیروی یک کشور و سرزمین است اما تیره بسته به ده ها کنشگر رنگارنگ مانند تاریخ ، فرهنگ ، زبان، ادبیات و ناگزیر خوی و یا خوراک میهنی است. زبان یکی از آن کنشگران است و نه ناگزیر کنشگری تعیین کننده. آنگاه که ایرانی و یا مصری هستید، صرفنظر از زبان مادری، دین و تیره و رنگ پوستتان ، ایرانی و یا مصری هستید.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.