درویش علی کولاییان - ماهنامه گیله وا شماره 108
( بازنمایی : ما آذربایجان قهرمان و راستین را آذربایجان و آظربایجان ساختگی که ارّان نام داشته و بالای رود ارس است را ، آظربایجان می نویسیم. آرمان جاویدان )
گزارشی از سوی پژوهشگران دپارتمان ژنتیک انستیتو ماکس پلانک آلمان با برخورداری ازهمکاری دو پژوهشگر ایرانی، در سوم آوریل 2006 ، منتشرگردید1. در این گفتار ، شنوادان (اطلاعات) ژنتیک مردم مازندران و گیلان سنجیده شد. همچنین این شنوادان با داده های ژنتیکی مردمان نیمروز قفقاز (مردمان بخش های جدا شده از ایران همچون ارمنستان و گرجستان و جمهوری آذربایجان) سنجیده گردید و دانسته شد از نگر شاخص ژنتیکی mtDNA ، یعنی شاخصی که تنها از راه مادر به فرزند می رسد ، مردم مازندران و گیلان با ایرانیان درون حوزه جغرافیایی خود همسانی نزدیک دارند . ولی ناساز انتظار ، از نگر کروموزوم وای ( Y chromosome) که تنها از راه پدر به فرزندان نرینه مي رسد، همان مردم ، چیم(یعنی) مردم گیلان و مازندران همسانی نزدیکی به مردم نیمروز قفقاز دارند . همان پژوهشگران، در هوده های پژوهشهای خود آگاهی دادند که نیاکان مازندرانیان و گیلانیان مردمانی کوچنده از نیمروز قفقازند3 . همسانی -های ژنتیک یاد شده از سوی پژوهشگران در آبشخور مردم نیمروز قفقازبا مردمان گیلانی و مازندرانی را می توان پذیرفت ولی روشن نیست آن ها بر شالوده کدام شِنوادان ، کوچندگی را لزوماً از نیمروز قفقاز به سوی مازندران و گیلان پنداشته اند 4. آیا نمی توان گمانید که ناسازانگاشت آن ها ، کوچندگی از مازندران و گیلان به نیمروز قفقاز انجام گرفته است؟ به ویژه آن که یافته های نویسنده5 در زمینه تاریخ زبانی مردم مازندران ، همین را نیروداد(تایید) می کند . یافته ها داستانگر است که در روزگار چیرگی مقدونی ها بر ایران، نیاکان آریایی مردم مازندران از اپاختر هند به مازندران کوچیدند و چنین بر میآید که بازپی کوچندگی از مازندران و گیلان به نیمروز قفقاز انجام گرفته است . کامناکام ما دراین نوشتار به نزدیکی نژادی مردم اپاختر هند با مردم اروپا و قفقاز نَمار(اشاره) خواهیم داشت. پیش ازآن که به جُست باز پی خواهیم داد. برگردان پالیده(خلاصه) گفتار ، که از سوی بنیاد ماکس پلانک در ژورنال کارنت بیولوژی (Current Biology)، چهارم آوریل 2006 چاپ گردید را ، در بالا آنرا خواندید.
گفتار دیگر در سال 2003 (سه سال پیش از چاپ گفتار پیشین) از سوی همان تیم پژوهشی چاپ گردید3 ، در آغاز آنها پروادار (متوجه) نزدیکی چشمگیر ژنتیکی مردم ارمنی با مردم جمهوری آظربایجان می شوند( که هردو در پیمان نامه های ننگین ترکنچای و گلستان از ایران جدا شده اند) و این ناساز با بَرمَرشان(انتظارشان) بود ، چراکه مردم ارمنستان زبانشان ارمنی است و یکی از زبان های هند و اروپایی است و مردم آظربایجان زبانشان ترکی (شده) است و این یک زبان آلتایی است . پژوهشگران سپس به نزدیکی نژادی مردم نیمروز قفقاز با اروپاییان پروا می کنند و در بازپی پژوهشها هم ،آنها به نزدیکی چشمگیر ژنتیک مردم نیمروز قفقاز با مردم باختر آسیا ، به ویژه تیره های ایرانی پی می برند.
گواهیده(مشاهده) می شود با نگاه گسترده تری از نگرش جغرافیایی، هوده های(نتایج) کار هم واگردان(متفاوت) می شود. گفتاری که برگردان پالیده (خلاصه) آنرا پیش تر آورده ایم ، فراورده نگاه گسترده پژوهشگران ژنتیک بنیاد ماکس پلانک آلمان، به تیره های آرمیده در میانیند است . نویسنده دور نمی داند که آنها با نگاه گسترده تر ، در آینده به هوده های بازهم واگردان و یا آزگار تری دست پیدا کنند .
همانجور که گفته آمد، شَوایی ای (احتمالی) که در گفتار واپسین نادیده گرفته شد، کوچندگی تاریخی یک تیره پیشرفته در امرکشاورزی ، نخست به مازندران و گیلان است و سپس به دِهیوهای(نواحی) نیمروزی کوه های قفقاز که شاید گسترش کم کم باشندگی آنها در میانبند ، از سوی خاور به باختر بوده است . بر شالوده یافته های نویسنده5، این مردم آریایی از میان مردم اپاختر هند و از دامنه های نیمروز هیمالیا و از حوزه رود گنگ، چیم(یعنی) از پر جمعیت ترین دِهیو جهان6آن روز آمده اند . آنها در سده های واپسین پیش از میلاد به مازندران و طبرستان و شاید به میانبندان جایداشته در باختر مازندران کوچیدند. کوچندگی آنها نزدیک یک هزار سال پس از کوچندگی شناخته شده آریاییان از اپاختر دریای کاسپین و آمدن آن ها به ایران و هند روی داده است . چیم(یعنی) همزمان با دوران چیرگی سلوکیان بر ایران و آغاز کار اشکانیان و شاید تا چندی نیز بازپی داشته است.
از نشانه ها پیدا است که با چیرگی مقدونی ها بر ایران، مردمانی از تیره های گوناگون در میانبندان(مناطق)ایران جابجا شدند و گونه ای استانهای فدرالی که سپس ملوک الطوایفی نام گرفت بنیاد گردید . این از روشهای آشکار کشورداری مقدونی ها ، در سرزمینهای ایرانی گرفته شده بود که پس ها ، در زمان اشکانیان نیز بازپی داشت. آنها در دو یا سه سده دولت شهر های بسیاری که آرمیدگان آن بیشتر کوچندگان کشاورز یونانی بودند ، در پُشته ایران بنیاد گذاشتند . بسیار شدنی است که آن ها برای برخورداری از شگردهای کشاورزی و دامداری و آبیاری پیشرفته که مردم اپاختر(شمال) هند دارای آن بوده اند و نیز بکارگیری کاردانی بازرگانان آن دیار دست به کار شدند و سرزمین کرانه های نیمروزی دریای کاسپین و دامنه های کوهستانی دیددار به آنجا را به این کار ویژیده(اختصاص) می دهند . آن ها از همان آغاز از بهم بستگی های خودمانی و خویشاوندی نزدیک سلوکوس دست دراز (متجاوز) ، بزرگترین سردار اسکندر گجستک که فرمانروای آنگاه ایران شد ، با امپراتور هند ، بهره فراوان می بردند.
کرانه های دریای کاسپین و دامنه های کوهستانی آنجا ، اگر چه به کوچک ، ولی دارای همسانی های بسیاری به گرداگرد گنگ و ایالت بزرگ اتار پرادش و دامنه های هیمالیا در اپاختر هند دارند . شاید از اینرو، یونانیان از آرامیداندن دهقانان و بازرگانان کاردان هندو در سرزمینهای اپاختر ایران پیشواز و از آن پشتیبانی کردند و برای بدستاری خشنودی آنان نیز ، سنت های اجتماعی هندوان را در کرانه میهن نوین آنان پاسداشته می شمارند و تیره های تـُنُک جمعیت و پس مانده بومی(مانند ماردها ) را وادار به برون رفت از میانیند می کنند . راستی هایی که نویسنده در نوشته های چاپ شده به آن پرداخته است ، بازگو کننده همین رویداد تاریخی است4 .
از سویی دیگر همانطور که پیش تر یاد کرده ایم گزارش دانشمندان و پژوهشگران ژنتیک در بنیادهای گوناگون دانشی درکشور هند نشان می دهد که مردمان اپاختر هـنـد دارای همسانی نزدیک ژنتیک با مردم اروپایی اند. در یکی از این گزارشها8 واخیده(فاصله) ژنتیکی کاست های برتر مردم اتارپرادش چیم(یعنی) بخش مرکزی اپاختر هند ، به نژاد قفقازی9 یا اروپایی با نمره 0.0119 = st f گفته شده است . این این نمره داستانگر همسانی نزدیک ژنتیکی است. در گزارشی که از سوی بنیاد ماکس پلانک چاپ گردید1 واخیده(فاصله) ژنتیک مردم قفقاز نیمروزی با مردم اروپای باختری هم با نمره 0.019=st fآمده است. این نمره نیز به سان نمره پیشین ، نشانگر نزدیکی ژنتیک مردم قفقازنیمروزی با نژاد اروپایی است .
زمینه های زیرنکته هایی است که کوچندگی در گذشته را ، از دامنه های نیمروزی هیمالیا و گرداگرد رود گنگ به میانبند ، بسیار شدنی نشان می دهد :
1- واژه ها و اصطلاحات هنباز فراوان ، بویژه میان گویش مازندرانی و سنسکریت کلاسیک ، به همراه گواه های دیگر در بهم بستگی با تاریخ زبانی مردم مازندران، است . آنها شنوادان(اطلاعات) کرامندی(مهمی) را دربرمی یگرند. بر پایگه همین شنوادان نویسنده بازجُستهای را در چارچوب نَسک و گفتارهایی پرشمار مطرح کرده است5 .
2- رسوم کشاورزی ، رسم و سنت پرورش گاو مازندرانی در میانبند که هنوز به چشم می خورد ، از جمله نکته های کرامند است . یکسانی گاو مازندرانی با گاو سنتی پون ور( ponwar ) در اپاختر هند ( در میانبند اتارپرادش دِهیو پیلی بیت) و رواج اصطلاحات هنباز همچون نام برخی درختان و برخی فراورده های کشاورزی کشاورزی مانند مرکبات و نیشکر در مازندران و اپاختر هند ، گواه هایی کرامند را برای شناخت ریشه های تاریخی و فرهنگی مردم مازندران و گیلان در اختیارمان می گذارد . گزارشی به خامه نویسنده درباره گاو پون ور و یکسانی آن با گاو مازندرانی ، برای چاپ در گیلان نامه شماره 7 فردید شده است10 .
3-میانیند فرشوادگر11 در بردارنده طبرستان و مازندران و گیلان و آذربایجان ( بخش کرامندی از قفقاز نیمروزی) و ری و قومش بوده است . فرشوادگر در تاریخ ایران و در دوران اشکانیان و ساسانیان دارای کرامندی است . تاریخ نیمروز قفقاز و بویژه زند(شرح) تاریخ ارمنستان باستان و رخنه چشمگیر زبان پهلوی در زبان ارمنی از جمله بازجستهایی است که پیرامون نزدیکی نژادی و فرهنگی مازندرانیان و گیلانیان با مردم نیمروز قفقاز ، می تواند سودمند باشد . می دانیم میانبند تاریخی فرشوادگر یا پتشخوارگر پس از پدیداری اشکانیان و تا سده ها پس از نشیب آنها به مانند یک یگان استانی باشندگی کوشنده ای در تاریخ امپراتوری ایران پیش از اسلام داشته است. باید یادآور شد که زمانی دراز ، طبرستان پاره ویچرت(اصلی) فرشوادگر بوده است.
پانویس :
1-Concomitant Replacement of Language and mtDNA in South Caspian Populations of Iran
Ivan Nasidze1, , , Dominique Quinque1, Manijeh Rahmani2, Seyed Ali Alemohamad3 and Mark Stoneking1
1Department of Evolutionary Genetics, Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology, Deutscher Platz 6, D-04103 Leipzig, Germany
2Department of Molecular Genetics, Cardiovascular Research Center, Imam Hospital, Tehran University of Medical Sciences, Tehran 14469-74516, Iran
3Department of Human Genetics, School of Public Health, Tehran University of Medical Sciences, Tehran 14469-74516, Iran
2- mitochondrial DNA
3-2003: Nasidze Ivan; Sarkisian Tamara; Kerimov Azer; Stoneking Mark
Testing hypotheses of language replacement in the Caucasus: evidence from the Y-chromosome. Human genetics 2003
4- گفتاورد از پژوهشگری ایرانی در این زمینه داستانگر است : .... کوت(مجموعه) جهش هاي ميتوكندري تیره های ما به سان تیره های اروپاي خاوری و باختری است. اين پژوهشها پابرجا كرده اند كه کوچندگی از ايران و از اپاختر ايران به سوی اروپا انجام گرفته است. ( دكتر مسعود هوشمند سرپرست آزمايشگاه ژنتيك پزشكي پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و زيست فناوري در نهمین کنگره ژنتیک ایران ، روزنامه شرق شماره 776)
5-نوشته های نویسنده در گرداگرد زمینه دربردارنده آبشخورهای زیر بوده است :
- ساری و آغاز تمدن برنج – درویش علی کولاییان – نشر شلفین 1385
- مازندرانی و سنسکریت کلاسیک (روایت واژه ها ) – نشرچشمه 1387
-کوه اسپروز کجا ست ؟ مجله گیله شماره 102
- ساری و آغاز تمدن برنج در گیلان و مازندران – گیلان نامه شماره 5
-کلیله و دمنه از کجا آمده است ؟ ماهنامه حافظ شماره 6
- گفتارهای پرشمار در سایت اینترنتیwww.kulaian.com
6- آغاز کوچندگی می تواند همزمان با آغاز یک خشکسالی بزرگ باشد که در هند رویداد و در آن شمار بسیاری از مردم کشته شدند . نامدار است که امپراتور آنگاه هند چاندرا گوپتا که دختر نخستین امپراتور سلوکی در ایران یکی از همسرانش بود ، در غم مردمی که از گرسنگی می مردند ، روزه مرگ گرفت و از جهان رفت . تخمین زده می شود که جمعیت هند با تمرکزی فراآیین در گرداگرد گنگ و در اپاختر هند ، در آن زمان بیش از پنجاه ملیون تن ، چیم(یعنی) به تخمین برابر یک سوم جمعیت جهان در آن روزگار بوده است . کنون آنکه، در همه کرانه های ایران امروز ، چیم(یعنی) گستردگی که امروز در آن می زی ایم ، در آن روزگار ، به تخمین تنها یک تا دو ملیون تن می زیستند.
7- پنج سده دموکراسی در ایران باستان - همایون صنعتی زاده (کرمان) . بازنمایی : نسخه ایی از این نوشته که به دوران سلوکیان و اشکانیان می نَمارد (اشاره دارد) ، در دیسه یک گزارش (گفتار) ودر 133برگه از سوی دکتر منوچهر ستوده در اختیار نویسنده جای گرفت.
8-Genetic affinities between endogamous and inbreeding populations of Uttar Pradesh
Faisal Khan,1 Atul Kumar Pandey,1 Manorma Tripathi,1 Sudha Talwar,1 Prakash S Bisen,2 Minal Borkar,1 and Suraksha Agrawal 1
1Department of Medical Genetics, Sanjay Gandhi Post Graduate Institute of Medical Sciences, Raebareli Road,
Lucknow (UP) 226014 India
9- دراین جا اصطلاح نژاد قفقازی به ماناک رایج خود آمده است ، چیم یکی از سه شاخه کرامند نژاد انسان که گاهی به آن نژاد اروپایی و گاهی هم نژاد سپید گفته می شود .
10- انتشار این شماره از گیلان نامه ، ظاهراً با درنگ روبرو شده است.
11- سيد ظهيرالدين در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، چندين بار اين واژه را یاد کرده و در زند طبرستان آورده است که (طبرستان درون فرشوادگر است و فرشوادگر آذربايجان و گيلان و طبرستان و ري و قوميس ميباشد. ) (واژه نامه دهخدا)
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.