هدیه سرزمینی رضاشاه به آتاتورک
روایت حسین مکی و حسن ارفع
اختلافات ارضی میان ایران و عثمانی ، از دوره صفویه آغاز شد و طی سده های بعد ادامه یافت و پس از تجزیه عثمانی به سرزمینهای ریز و درشت میارودان ، این اختلافات به کشورهای تازهوارد نیز ، ارث رسید و موجب بروز و ظهور اختلافاتی شد که گاه کار را به عرصه مخاصمه میکشید . دو طرف ، به ویژه در دوره قاجار، کوشیدند تا با انعقاد قراردادهای صلح پایدار ، به اختلافات پایان دهند ؛ اما زیادهخواهیهای عثمانیها و بعدها، دولت نوظهور جمهوری ترکیه ، همواره سببساز درگیریهای دیپلماتیک میشد.
پس از سفر رضاشاه به ترکیه در سال ۱۳۱۳ ه. خ ، تأثیری که وی از همتای ترکیهای خود ، کمال آتاتورک پذیرفت، باعث شد که پهلوی نخست بکوشد دایره مناسبات خود را با ترکیه ، افزایش دهد و این فرصتی زرّین برای دولت این کشور بود که به زیادهطلبیهای ارضی خود جامه عمل بپوشاند . در این نوشتار برآنیم تا به همسنجی گونه برخورد رضاشاه با این زمینه که ارتباط تام و تمامی با پرسمان تمامیت ارضی کشور دارد با رویکردی که حدود ۹ دهه پیش از آن ، میرزاتقیخان امیرکبیر برای تقابل با زیادهطلبی عثمانیها پیش گرفت ، بپردازیم.
پایداری برای پاسداری از خاک ایران
هنگامی که در سال ۱۲۲۵ ه. خ ، در دوره محمدشاه قاجار ، میرزا تقیخان امیرنظام ، به نمایندگی از دولت ایران وارد ارزنه الروم (شهری در نیمروز خاوری ترکیه امروزی) شد ، اوضاع اصلاً به سود ایران نبود . روسیه تزاری به موجب قرارداد گلستان و ترکمانچای ، بخشهای گسترده ای از سرزمینهای اپاختر باختری ایران ، در قفقاز را تصاحب کرده بود و تمایل داشت که ایران در دیگر عرصههای بینالمللی نیز ، بازنده باشد . بریتانیا هم که تنها در اندیشه نگهداشت مستملکات خودش در هندوستان بود ، ایران ناتوان و خوار شده را ، بسیار بیشتر از ایران مقتدر میپسندید . این دو کشور استعماری ، با چنین رویکردی ، واسطه و میانجی مذاکرات ارزنه الروم میان عثمانی و ایران شده بودند. بدیهی بود که عثمانیها با درک این پرسمان ، لحن تندتری را در گفتگوها پیش بگیرند و بخواهند طرف ایرانی را زیر فشار بگذارند . با اینهمه ، میرزا تقیخان کسی نبود که به این سادگی از میدان به در برود . عثمانیها در این مذاکرات ، پافشاری داشتند که ایران از حق حاکمیت خود بر خرمشهر بگذرد و آن را به بیگانه وانهد ؛ اما امیر مستندات تاریخی و حقوقی فراوانی را برای اثبات حق حاکمیت ایران بر خرمشهر ارائه داد و افزون بر آن ، برای گرفتن حالت حمله و وادار کردن عثمانیها به پسنشینی ، اسناد انکارناشدنیای را درباره حق حاکمیت ایران بر سلیمانیه و سنگار که در آن زمان بخشی از خاک عثمانی شمرده میشد ، در اختیار حاضران در مذاکرات دوجانبه و ناظران قرار داد ؛ طوری که عثمانیها ، عملاً در تنگنای شگفتی جای گرفتند و دست به اقدام نابخردانهای زدند ؛ در یکی از روزها که امیرکبیر به آهنگ استحمام وارد شهر شده بود ، با تحریک انورافندی، نماینده دولت عثمانی ، شماری از اراذل و اوباش شهر به خیمهگاه سفیر ایران آفند کردند.
واخواست هموندان هیئت ایرانی با این جمله که «آنها معترضانی بودند که حقوق حقه کشور خود را میخواستند» ، پاسخ داده شد . اما امیر، بیدی نبود که از این بادها بلرزد ؛ او اصلاً آرامش خود را از دست نداد و حتی عثمانیها را تهدید کرد که اسناد نوینی را درباره اثبات حاکمیت ایران بر بخشی دیگر از نقاط تحت تصرف آنها ، رو میکند و قشون ایران نیز ، در کرمانشاه، انتظار نتیجه این مذاکرات را میکشد تا در صورت لزوم ، با قوه حربیه، مناطق اشغالی را باز پس گیرد . آرامش ، متانت ، آدابدانی و کیاست امیرکبیر در این نشست ، همه را به شگفتی واداشت و در حالی که روس و انگلیس پشت عثمانی را گرفته بودند ، او به همه خواستههای آنها «نه» گفت و سرانجام ، حرف خود را به کرسی نشاند و حقوق ملت ایران را استیفا کرد و اجازه نداد تمامیت ارضی ایران، دستخوش تغییرات و تهدیداتی شود که بیگانگان خواهان آن بودند . امیرکبیر ، پس از چند سال مذاکره در ارزنه الروم، به تهران بازگشت و برگ زرینی را در تاریخ دیپلماسی ایران، رقم زد.
رضاشاه، خراب دوستی با آتاتورک
کرانه ۹۰ سال پس از مذاکرات امیرکبیر در ارزنه الروم و توفیق این مرد میهندوست در پاسداری از تمامیت ارضی ایران، در پی سفر رضاشاه به ترکیه ، کمیتهای برای تعیین حدود مرزی این کشور و ایران تشکیل شد . دیپلماتها و سپاهیان ترکیه ، مانند اسلافشان ، عثمانیها ، باز هم بر طبل بهانهجویی و زیادهطلبی میکوفتند تا آنجا که رفتار آنها ، حتی مردی مانند حسن ارفع را که به ارتباط با انگلیسیها شهره بود ، عصبی کرد و کار را به دعوا و جدل در کمیته کشاند . زمینه دعوا ، ادعای حاکمیت ترکیه بر بخشی از تپههای مرزی میان دو کشور بود که به لحاظ سوقالجیشی و نیز ، دارا بودن امکانات و ظرفیتهای طبیعی ، ارزش فراوانی داشت.
حسین مکی ، در جلد ششم کتاب «تاریخ بیست ساله ایران» به این زمینه اشاره میکند و از قول حسن ارفع مینویسد : «من عضو هیئت تحدید حدود و حل اختلافات [مرزی میان ایران و ترکیه] بودم . یک روز که من و یک سرهنگ ترک ، بر سر زمینه مورد اختلاف ، با حرارت بسیار بحث میکردیم ، وی به من گفت: ما ترکها به نظر اعلیحضرت (رضاشاه) اطمینان و باور کامل داریم ؛ سرهنگ ارفع پروندهها و نقشهها را به حضور ایشان ببرد؛ هر چه فرمودند ما می پذیریم! من نقشهها و کاغذها را جمع کردم و یک راست به کاخ سلطنتی رفتم و به اتاق داخل شدم و گفتم عرایضی دارم . چند دقیقه بعد شاهنشاه وارد شدند ، در حالی که من نقشهها را روی میز پهن کرده بودم . همین که نقشهها را دیدند ، فرمودند: موضوع چیست؟ من شروع کردم به توضیح دادن که فلان تپه چنین است ؛ فلان منطقه چنان است ؛ آنجا سخت مورد نیاز ماست و از این حرفها ؛ ولی پس از مدتی که با حرارت عرایضی کردم ، با کمال تعجب دیدم اعلیحضرت چیزی نمیفرمایند . وقتی سرم را بلند کردم ، دیدم شاه با حالت مخصوصی به من نگاه میکند ؛ گویی به حرفهایم چندان توجهی ندارد و تنها چشم به چشم من دوخته است تا ببیند من چه میگویم . من سکوت کردم . فرمودند: معلوم است منظور مرا نفهمیدی؟! عرض کردم : بله قربان! فرمودند : منظور این تپه و آن تپه نیست . منظور من این است که دودستگی و جدایی که میان ایران و ترکیه از چند صد سال [پیش] وجود دارد و همیشه به زیان هر دو کشور و به سود دشمنان مشترک ما بوده است، از میان برود . مهم نیست که این تپه از آنکه باشد ، آنچه مهم است این است که ما با هم دوست باشیم [!]
من شرمنده شدم و کاغذها و نقشهها را جمع کردم و به وزارت خارجه که محل تشکیل هیئت بود برگشتم . همه منتظر من بودند . تا وارد شدم ، پرسیدند: اعلیحضرت چه فرمودند؟ گفتم: فرمودند ما دوست هستیم [!] این موضوعات در کار نیست [!] تقسیم کنید ؛ این طرف تپه که رو به قطور است و اهمیت کمتری دارد ، مال ما باشد و آن طرف ، مال ترکها . این براستی درس بزرگی بود برای من و دریافتم که شاه تا چه اندازه نظربلند ، باگذشت و خواهان دوستی و صلح و صفا هستند و حتی برای این زمینه ، حاضرند از خاک مملکت هم چشم بپوشند [!]»
به این ترتیب ، رضاشاه در شرایط کاملاً عادی ، کاری را انجام داد که امیرکبیر ، در بدترین شرایط حاضر به انجام آن نشده بود ؛ نادیده گرفتن تمامیت ارضی سرزمین ایران.
سرچشمه : روزنامه خراسان / ۱۹ آبان ۹۸
http://tarikhirani.ir/fa/news/8276
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.