من ترک هستم ، من آریایی هستم
آرمان جاویدان- 26 اسفند 91
بارها در میان گفتگوهای اقوام ایرانی چنین الفاظی به گوشمان خورده است . همیهنانی که خود را آریایی یا ترک یا مواردی دیگر می نامند. همیشه و همیشه هنگامیکه از آریایی بودن یا ترک بودن سخن می رود ، قطعا چیزی جز مفهوم نژاد در ذهن متبادر نخواهد شد. بیایید یکبار این مسئله را که دغدغه بسیاری از ما در گفتگوهای روزانه شده است بشکافیم و پس از آن بسوی پرسمانها و آبشخورهای مهمتر رهسپار گردیدیم.
امروزه فیلسوفان و دانشمندان اتفاق نظر دارند که چیزی به عنوان نژاد، به ماناک رایج کلمه، هستی ندارد. برداشت رایج از نژاد که به آن «طبیعیباوری نژادی» (Racial naturalism) میگویند، برداشت زیستشناختی از نژاد است. بر شالوده این برداشت، که پیشینه ای کهن دارد ، نژادها دارای هستهای طبیعی (و شاید ژنتیک) هستند که: نخست ارثپذیر است، دوم همه اندامهای یک نژاد و نیز صرفا اندامهای همان نژاد دارای آن هسته است و سوم این هسته طبیعی، گرایشهای رفتاری، شخصیتی و فرهنگی اندامهای آن نژاد را آشکار میکند. کنون بررسی کنیم که آیا با گذر زمان چنین تعریفی در روزگار کنونی هستی می دارد یا خیر.
بر حسب غالب روایات تاریخی، آریایی ها پس از سرد شدن هوای مناطق اطراف سیبری مهاجرت خود را بسوی پشته ای(فلاتی که) که ایران نامیده می شود آغاز کردند. آنها پس از رسیدن به ایران در جنگهایی که با ساکنین پیشین ایران داشتند ، پیروز بیرون آمده و در پشته ایران سکنی گزیدند. نخستین نکته شایان توجه بررسی نژادی ای است که پس از این پیروزی رخ داده است. آریایی ها پس از پیروزی بر مردمان پیشین ساکن ایران با آنها وصلت کرده اند و از این وصلت مردمانی پدید آمده اند که از نگر نژادی به خلوص آریایی های نخستین نبوده اند. پس از آن اگر بررسی را از آغاز تاریخ مدون ایران ( و نه تاریخ دست کم 7000 تا 11000 ساله ایران بر اساس کشفیات یافته شده در روستایی در کرمانشاه و یا تمدن جیرفت ) پی بگیریم ، آنگاه به ایرانیان ماد خواهیم رسید. در این دوران هم بر اساس سنگ نبشته های آشوری و بابلی ، بارها میان مناطق گرداگرد ماد و دول دیگر جنگ و گریز و اسیرگیری چهره گرفته و بارها مرزها دگر شده اند. در اثر این جنگها و جابجایی ها نیز وصلت هایی چهره گرفته و باز خلوص نژاد آریایی کمتر شده است. پس از آن همین حکایت در بازه زمانی هخامنشیان و به گستردگی بسیار سترگ این شاهنشاهی رخ داده است تا اینکه با تجاوز اسکندر و باشندگی حدودا 70 ساله سلوکی ها ، نژاد آریایی کاملا با مقدونی ها و یونانی ها در آمیخته است. سپس به پارت ها ( اشکانیان ) و آنگاه ساسانیان میرسیم که همین حکایت را در نبردهایی با رم داشته اند . آنگاه تجاوز اعراب به ایران رخ میدهد که با تجاوز و اسیرگیری وحشیانه از ایرانیان و اسکان پایدار قبایل بسیاری از اعراب در تمام گستره خاک ساسانی همراه میشود و دیگر نژاد آریایی جز در آبشخور زرتشتیان نزدیک به هیچ می رسد. پس از تجاوز اعراب، تجاوز مغول و آنگاه تیمور و ترکان و ترکمنان رخ میدهد که بعضا با سکونت دائمی ایشان در ایران همراه بوده است. در آبشخورهای (موارد) خفیف تر می توان به باشندگی روسها و عثمانی ها و ترکمن ها در مناطق شمالی ایران و انگلیسی ها در مناطق جنوبی ایران اشاره کرد که بافت نژادی متفاوتی را در برخی از این آبشخورها حادث کرده است. با این اوصاف و با این حکایت ما در ایرانی با تاریخ دست کم 7000 سال، چیزی بنام نژاد آریایی یا نژاد عربی یا نژاد ترک نداریم که کسی بخواهد به آن استناد کرده یا ببالد یا بخواهد آنرا اسباب فخر فروشی های نژادپرستانه نماید. همه نژادها در ایران کنونی با یکدیگر ممزوج شده اند و نژاد خالصی موجود نیست.
اما ما چه داریم ؟
آنچه برای همه ما ایرانیان داراییست و به آن تعلق داریم، کشوری بنام ایران است. ایرانی که باید بپذیریم در آن نژادهای آمیخته اما همگی ایرانی ، با هم در آن زندگی میکنند که شاید بهترین تعریف آن ، ایرانی نژاد بودنشان باشد. نژادی که هم آریایی است هم عرب هم ترک و در عین حال خلوص همه را ندارد. اینکه عده ایی خود را ترک بنامند همانقدر از نگر دانشی بی محتواست که دیگران خود را آریایی بدانند. شوندهای (دلایل) آن نیز در بالا یاد شدند که ساده بوده و ابدا بغرنج نمی باشند. ما تنها یگ ایران داریم که در آن زندگی میکنیم. ایرانی که افتخاراتش به هیچ قوم خاصی مرتبط نیست و همگی، چون اندامهای مختلف یک تن ،در آن هزاران سال است زیسته ایم ، برتر بوده ایم ، به اسارات رفته ایم ، خوار شده ایم اما هرگز نمرده ایم و هیچکس توانا به نابودی ما نشده است. بحث های نژادی ، ترک بودن و آریایی بودن اگر هم معنایی می داشت ، مربوط به حالتی بود که اینهمه لشگر کشی ها و تجاوزات به ایران چهره نمی گرفت. با این همه تجاوز و اختلالات نژادی و وصلت ها چطور می توان از نژادی حرف زد و به آن فخر فروخت ؟
افتخار تنها در ایرانی بودن ماست. ایرانی که در آن آذری و کرد و فارس و بلوچ و خوزستانی و .... همه و همه برابر و برادر و یکسان در آن زندگی کنیم و می باید به اجنبی که تلاش در نفاق میان ما را دارد ، بی پروایی کنیم.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.