مهدی غروی
سرچشمه : وحید ، آبان 1352 ، شماره 119
در روزگاری که ما میزی ایم ، ادبیات فارسی با ویژگیهای نوظهور و دامنهدارش یک پدیده انقلابی شگفتانگیز است اگر بتوانیم زندگی دراز این میراث گرانسنگ خود را در سه دوران مشخص محدود سازیم باید اذعان کنیم که اکنون چندی است که چهارمین دوران این زیست بارده آغاز شده است و اگر این سه دوره را بناهای روزگار آغاز و تکوین روزگار پختگی و اوج دوران سکون و انحطاط فرنام دهیم این دوران نوین را باید روزگار گسترش و بارآوری نام دهیم . گسترش از اینروی که ادبیات فارسی نیز مانند ادبیات دیگر توده های جهان شده است و پیرایههای نو آورد بخود بسته است و چون مانند هر پدیده دیگر ادبیات نیز درین روزگار کموبیش پیرو اقتصاد نوین است باروری باید از ویژگی های آن باشد درین روزگار آنچه بارور نیست و بازده اقتصادی ندارد خواهد مرد.
*** بدون شک برای هر ایرانی که از کشمیر بازدید میکند نخستین پرسمانی که مطرح میشود مطابقه ایران با کشمیر یا ایران بزرگ با ایران کوچک است و من بخوبی میتوانم ادعا کنم که براستی کشمیر ایران کوچک است و از لحاظ آب و هوا و سرزمین و فراورده ها و ذوقیات مردم و چهرهها و چگونگی زندگی و هنر دوستی و هنر شناسی و ویژگی های دیگر با ایران همانندگی بسیار دارد . به تازگی در کتابی بنامTRA VELS IN KASHMIR که بسال 1842 از سوی یک انگلیسی نوشته شده است ، میخواندم که نویسنده کشمیر را انگلستان کوچک در دل آسیا نامیده است.
هنگامی که درباره این بازجُست با دوست دانشمندم دکتر شمس الدین احمد ، استاد و فرنشین بخش ادبیات فارسی دانشگاه کشمیر سخن گفتم ، وی چندی خیرهخیره بمن نگریست و گفت : اگر کشمیر مدل کوچکی از یک کشور دیگر باشد ، آن کشور هیچجا جز ایران نیست و ما اینفرنام را که چامه سرای بزرگوار و فیلسوف و رهبر اندیشمند و والا گوهر اقبال بارها گفته و نوشته است با جان و دل میپذیرم.
*** بررسی کنشگرهای دگرنده ادبیات فارسی بدون پروا به ویژگیهای آن کنشگرهای تکوینکننده آن درست نیست و بهتر است که پیش از تشخیص این کنشگرها کمی به پس برگردیم و ویژگی های ادبیات فارسی همروزگار را که رهآورد تلاشهای دویست ساله پدران ماست ، از نو برشمریم و بدین تدبیر راه را برای بررسی که در پیش داریم هموار سازیم :
1-گسترش در قلمرو ایرانشناسی.
2-گسترش در قلمرو ادبیات جهانی.
3-همراهی و همکاری بیشتر با هنرهای تجسمی و نمایشی.
4-حصول بمرتبه راستینگری و دوری از پندارپروری و توهم.
5-آزاد شدن از بندهای محدودکننده فراهمادی(اجتماعی).
6-آزاد شدن از بندهای محدودکننده ادبی.
7-آمیختگی مشروط با سیاست و حقوق میهنی و جهانی.
8-دربرگیری فرهنگ و ادبیات عامیانه.
9-پروا به ادبیات فارسی در بیرون از کرانه جغرافیائی ایران رایج و منسوخ.
نیازی نیست که درین جا به بازبینی و تشریح این مراتب بپردازیم زیرا هنگام بررسی کنشگرهای دگرنده که منجر به ثبوت این مراتب گردید این جُست را خواهیم داشت و بازجُست خودبخود روشن و شکفته خواهد شد.
جهان امروز روزگاری چابک و پرتحول را میگذراند و بدرستی هرگز نمیتوان آینده ناگریز آینده بسیار نزدیک را هم پیشگویی کرد . درین جهان پیشرفته و شهریگر ناگزیر انجمن های حسابگر و برنامه ریز هم آنچنان نگران آینده اند که با لرزش و کمک به اینهمه افزار پیشگویی و طراحی فراهماد می نگرند زیرا نسل جوان از این طراحی ها و پیشگویی ها رویگردان شده است و در جستجوی راستی از کنشگرهای نوشته و سامانیده و مدرن رویگردان است.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.