ذبيح الله حكيم اللهی دشتی با نام رسانهای منصوری در سال ۱۲۷۶ در سنندج زاده شد. پدرش كارمند دولت بود و او را به مدرسه فرانسوی آليانس در سنندج و كرمانشاه سپرد : «پدرم كوچكترين علاقهای به مطالعه نداشت. شوقم به مطالعه از خانواده مادری است كه همه عالم مذهبی و عرفانی بودند» . ۱۶ ساله بود كه جسته گريخته ترجمه میكرد. 19 ساله بود كه پدرش را از دست داد: « از برای مرگ پدر و به دليل پسر ارشد بودن عهدهدار هزینه های خانواده شدم ، آغاز به كار كردم و بالاجبار از ادامه تحصيل دست كشيدم».
۲۳ ساله بود كه در مجله نوبنياد "كوشش" آغاز به كار كرد و از آن پس نخست داستانهای عشقی و پليسی و سپس رمانهای تاريخی و آثار مذهبی را همچون پابرگه ای در آن نشريه و پس از آن ۲۰ روزنامه و مجله ديگر مانند اطلاعات، كيهان، داد ، ترقی ، ايران ما و سپيد و سياه به چاپ میرساند : « نخستین داستانی كه ترجمه كردم "گور متروک" از مارسل شووری بود . بسياری از ترجمههايم سالها در يک مجله چاپ شدند ، برای نمونه رمان "عشاق نامدار" در هشت سال تمام در "سپيد و سياه" كه دهها هزار خواننده داشت، چاپ میشد».
۴۳ ساله بود كه كار پيوستهاش را با مجله "خواندنيها" آغاز كرد و تا تعطيلی آن مجله پس از انقلاب ، به آن وفادار ماند. بر پايه برآورد خودش ۱۴۰۰ كتاب ترجمه كرده كه بيشتر آنها زندگينامه شخصيتهای نامدار مانند تيمور ، شاه اسماعيل، حسن صباح و ناپلئون از آثار نويسندگان گمنام فرانسوی و انگليسی بودهاند.
افزون بر اين به گفته خود و همكاران نزديكش ۱۳ پاياننامه دكتری سفارشی و چندين كتاب تاريخی ترجمه و تأليف كرده كه به نام سفارشدهندگان آنها چاپ شده و مقالهها و گزارشهای بسياری برای روزنامههای گوناگون نوشته كه نام نويسنده نداشتهاند. او در ترجمه پيرو هيچ ضابطه و تعهدی نبود و همواره میخواست در شناسه كتاب به جای "ترجمه" ، "اقتباس و نگارش از منصوری" بنويسند. از يک جزوه يا گفتار كوچک مانند "درباره حسن صباح" از پل آمِری كتاب کلُفت"خداوند الموت" را میساخت ، گاه قهرمان داستان را به جزيرهها و صحنههايی میبرد كه نويسنده نبرده بود و گاه فرتورهای قهرمانان را در چندين برگه تشريح میكرد . «دانشجويی میگفت: اگر كاغذهايی را كه شما بر آنها مطلب نوشتهايد به هم بچسبانند ، میشود سه دور گرد زمين گشت».
از آنجا كه بیشتر ترجمههايش پابرگه ای روزنامهها بودند ، بيش از آنكه در انديشه رعايت امانت باشد به خواننده آسانخوان میانديشيد تا جايی كه برخی از آثار او زاده پندار خودش هستند و جستجوی نام نويسنده آنها به جايی نمیرسد. میگفت: «هيچ نويسندهای به پرنويسی من زاده نشده و كاغذ سياه نكرده است».
19 خرداد ۱۳۶۵ ذبيح الله منصوری در ۸۹ سالگی در تهران درگذشت. روانش شاد.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.