چه در این نوشته و چه در هر نوشته دیگری باید آگاه باشیم که آنگاه که نام تُرک برده می شود ، روی سخن هممیهنان گرانسنگ و والای آذری نیستند . تُرک نام یک تیره زردپوست است و آذربایجان هیچگاه زردپوست نبوده که پیرو آن بتواند تُرک باشد.
محمد علی فروغی
یغما سال سوم فروردین 1329 شماره 1 (پیاپی 23)
از عهد قدیم صحبت نمیکنیم که همیشه ما و ترک نزاع داشتهایم و تجاوزات آنها را میبایست جلوگیری کنیم، از قرون وسطی حرف نمیزنیم که ترک و مغول مملکت ما را میدان تاخت و تاز قرار دادند ، از عصر جدید یاد میکنیم که دولت عثمانی منکر وجود دولت و ملت ایران بوده و کشمکشها کردیم و فایده آنرا روس برد ، از دوره خودمان که یک نسل باشد گفتگو میکنیم.
بعد از آنکه اقتضای روزگار مجبورمان کرد که از جنگ و جدال دست بکشیم ، در باب تعیین حدود هیچوقت دوت عثمانی حاضر نشد که موافقت کند و همیشه دعوی سر حدی داشتیم و کمیسیونهای مختلط میکردیم ، در اول مشروطیت بیجهت عساکر ترک قسمتی از خاک ما را طرف آذربایجان اشغال کردند و نسبت باراضی طمع نشان دادند.
در همان ایام قبل از آن و بعد از آن گاهی عقاید «پان اسلامیسم» ، زمانی عقاید «پانتورانیسم» آشکار میکردند، همین مسئله باعث شد که اروپائیان بیشتر اهتمام و تسریع در اضمحلال هر دو مملکت ما بکنند . طمع های ترک نسبت بخاک ما سبب شد که روس ها به نفوذ سیاسی در مملکت ما قناعت نکرده ، قشوق به تبریز آوردند و این فتح باب مقدمه اشغال نصف ایران گردید و در زمان جنگ در همان وقت که جماعتی از ایرانیان با ترک دست موافقت بر ضد دشمن داده بودند نسبت بهمان مهاجرین ترکها رفتارهای تخفیف آمیز کرده و افکار پانتورانیسم خود را از آنها پنهان نکرده بلکه میخواستند آنها را آلت همان مقاصد کنند . در آخرین جنگ و بعد از جنگ اقدامات ترکها در قفقاز و ترکستان مؤید آن حرفها و خیالات شد حتی اینک ضدیت ایرانی مبنی بر ترکیت را به قفقاریها هم که همیشه نظر به همکیشی و مظلومیت در دست روس با ایرانیها مهربان بودند القا کردند که امروز قفقازیها نسبت به ایرانیان بیشتر نامهربانند تا روسها و به القای ترکها قفقازیها مملکت خود را آذربایجان نام گذاشتند و ذهن ایرانیان را بیشتر مشوب نمودند و این فقره هم می ترسم عاقبت خدا نکرده بر نفع روس و بر ضرر روس و بر ضرر هر دو ما تمام شود زیرا که قفقازیها نخواهند توانست یک مملکت مستقل تشکیل دهند اما روسها ممکن است طمع پیدا کنند که آذربایجان ما را ضمیمه قفقاز کنند ، چه از کجا معلوم که همیشه سیاست خارجی روسیه مثل امروز بماند؟
در همین حال مقالات و کنفرانسها و کتب و رسائل که از طرف امثال رسولزاده و روشنی بیک و سلیمان نظیف گفته و نوشته و منتشر شده دایر به همان خیالات پانتورانیسم مؤید آن احوال بود . از همه بدتر فعالیت مأمورین رسمی دولت ترکیه-حتی در زمان دولت جمهوری ترکیه- باز همان افکار و مقاصد را ظاهر مینمود . تبلیغات میان عشایر و مخصوصا کردهای ایران و سعی در جلب آنها از طرف مأمورین ترک در ایران نیز مؤید این فقره است ، غافل از اینکه ایلات و عشایر اعم از کرد و غیر آن هیچوقت آلت خوبی برای هیچ مقصودی نیستند و اگر برای طرف مقابل اسباب زحمت میشوند بالمآل برای خود استعمال کننده آنها مضر خواهند شد.
بدرفتاری هایی که در خود خاک ترکیه نسبت به ایرانیها شده نیز نباید فراموش کرد . با این همه دولت حالیه ترک هم باز دعوی سر حدی با ما میکند و خط سر حدی را که بعد از آنهمه کشمکش یک قرن معین شده بود نمیخواهد بشناسد . باین مسئله اکتفا نکرده نقاطی را اشغال میکند که سابقا موصضوع دعوی نبوده و بدتر از همه بعد از عقد عهد نامه مودت که در آن شرط کرده بودیم به یکدیگر تعرض نکنیم و اگر اختلافی حادث شد به وسائل مسالمت آمیز حل کنیم باز تجاوزات میکند به نقاطی که خود توفیق رشدی بیک میگوید ما نمی خواهیم و وعده میدهد آنها را تخلیه کند بلکه میگوید کردیم و نمی کند و نیز خود دولت ترک که از ایران توقع دارد کردهای خود را مقهور و به ترکیه در همین منظور مساعدت کند تحمل میکند که کردهای ترکیه به ایران تجاوزات کنند و خسارات وارد آورند و این کار را هم قبل از عهد نامه و هم بعد از عهد نامه میکند . نسبت به کردهای ایران هم دست از عملیات خود برنمیدارد ، وقتی که ایران عملیات میکند از ترکیه برعکس اقدام میشود مثل قضیه سمیتقو.
در مقام شناختن پرتکل 1913 دلایل غیر موجه میآورد که مجلس یا سلطان تصویب و امضاء نکرده بودند در صورتیکه آن پرتکل عهد نامه نبود که امضای سلطان لازم داشته باشد و تسلیم خاکی از ایران به ترکیه نبود که تصویب مجلس لازم داشته باشد و فقط تعیین خط سر حدی از روی مدارک قدیمه بود و قبول تخلیه اراضی که من غیر حق اشغال شده بود و مسئله احساساتی هم که دخالت روس و انگلیس باشد بهانه است به واسطه اینکه از ابتدا خود ترکها آنرا پیش کشیدند و به علاوه آنها فقط حکم بودند با این تقصیل چرا باید تعجب کرد که ایران نسبت به ترکیه و نیات او سوء ظن نداشته باشد؟ و ترکیه چرا باید به ایران سوء ظن داشته باشد که هیچوقت لااقل از صد سال قبل تا بحال هیچیک از اعمال و اطوار مذکور را نداشته است؟
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.