دکتر میر جلال الدین کزازی
بی هیچ گمان کردان یکی از تیره های آریایی و ایرانی هستند . درست است که درباره خاستگاه و پیشینه کردان مانند بسیاری از تیره ها و تبار های ایرانی ، آگاهی هایی روشن و بی چند و چون در دست نیست اما با نگاهی به سر گذشت و تاریخ ایران از سویی و با نگریستن به آنچه کردان امروز فراپیش پژوهندگان می نهد از سوی دیگر ، آشکار می شود که کردان یکی از کهن ترین تیره های ایرانی هستند . نخستین بار در یکی از سنگ نوشته های آشوری از مردمی به نام گوتی که با نام کرد پیوستگی و همانندی دارد سخن رفته که اگر گورتی را همان کرد بدانیم ، کهن ترین نشانی که از کُرد در تاریخ می توان یافت همین سنگ نوشته است . بر پایه گویش شناسی ایران ، نام گورتی می توان به گرد هم دگرگون شده باشد و اگر ما گرد و کرد را هم ریشه بدانیم ، این نام بر استی برازنده کردان است زیرا کردان در پهنه تاریخ در شمار گردان ایرانی بودنده اند و گردی ، مردی سلحشوری از ویژگی های بر جسته کردان است . اگر به کُرد در هر جای جهان بنگریم ، آشکارا می بینید که کرد یکی از برترین نمونه های ایرانی بوده است . زبان کُردی که گویش های بسیار دارد یکی از زبانهای ایرانی است که با دوره های زبانی کهن ایرانی مانند ایران باستان و ایرانی میانه سنجیدنی است و بسیاری از واژه های کهن اوستایی و پهلوی یا هنجارها و ساختارهای نحوی دیرینه را می توان در گویش های این زبان دید . بارها گفته ام که سرزمین کُرد نشین دروازه تاریخ هستند و با گام درنهادن در آنها تنها رهنوردی در جایی نکرده ایم بلکه به شیوهای شگفت به رهنوردی در زمان پرداخته ایم و یکباره به چند هزاره پیش از تاریخ و شهریگری ایران بازگشته ایم .
این استاد دانشگاه همچنین در پاسخ به این پرسش که نامگذاری کُردها با کدام یک از واژه های تیره ، تبار ، قوم ، نژاد شایسته تر است گفت : همه این نام ها به گونه ای در جای خود پذیرفتنی است که نژاد دامنه ای بسیار گسترده را در بر می گیرد مانند نژاد آریایی که از هند تا سرزمین های باختری پراکنده شده اند اما این نژاد ها که پهنه فراگیری از مردمان هستند خواه یا ناخواه به دسته ها و گروه های گوناگون بخش می شوند و در این بخش بندی است که به واژه هایی از گونه تیره ، تبار ، قوم ، دودمان و یا واژه های دیگری باز می خوریم .
استاد در بازپی پیرامون تاریخچه واژه کرمانشاه با نادرست بودن دانستن نامگذاری این دیار از سوی بهرام چهارم که از پیش فرمانران کرمان بوده است ، گفت : این دیدگاه به برهان ، پذیرفتنی نیست و برهان این سخن یکی اینست که این شهر را بهرام چهارم ساخته باشد که در آن چند و چون هست و دو دیگر اینست که ریخت کرمانشاه ریختنی است که نمی توان آنرا ریخت کهن و نژاد نخستین این نام دانست . برهان من در اینباره کاربرد نام کرمانشاه در گویش کرمانشاهی است چرا که در گویش مردم کرمانشاه این شهر با نام کرماشان خوانده می شود . ریخت تازی شده این واژه چیم(یعنی) قرماسان، قرماسین و یا قرمسین با ریخت بومی آن چیم کرماشان بسیار پیوند دارد و ویک(اما) از دید زبانشناسی تاریخی و هنجارهای دگرگونی اواها در زبان های ایرانی کرمانشاه نمی تواند به قرماسان دگرگون شده باشد .در بند هشن در بخش از کوه های کهن و باستانی و آیینی ایران سخن رفته است از کوه بیستون که همواره کوهی سپند آیینی و نمادین بوده نیز یادی رفته است که در آنجا آمده که بیستون در کنار بومی با نام کرمینشان بالا برافراخته و یکی از پادگان های ساسانی هم در همین بوم جای داشته است . می توان پذیرفت که پس از آنکه در نزدیکی کرمینشان شهری بزرگ و آباد پدید آمده نام آن بوم اندک اندک بر این شهر نهاده شده است .
سرچشمه : ( روزنامه باختر شماره 1185 )
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.