انسان ها براي شأن و حيثيت معنوي خود احترام زيادي قايل هستند و حاضرند هر کاري انجام دهند تا آن را از تعرض مصون بدارند. در گذشته وقتي حيثيت يک شخص زير پرسش مي رفت از راه هاي مختلفي مانند دوئل يا انتقام گيري درصدد احياي آن برمي آمد، اما با پيشرفت فرهنگ و تمدن دولت وظيفه برخورد با اين زمینه را بر عهده گرفت و دوران دادگستري خصوصي به پايان رسيد.
اکنون در بيشتر نظام هاي حقوقي جرمي به نام توهين و افترا پيش بيني شده است تا مردم از طريق اقامه دعوا تحت اين عنوان از حيثيت خود پدافند کنند. در قانون مجازات اسلامي و در بخش تعزيرات اين جرم و مجازات آن تعريف شده است.
در حقوق کشور ما اقدامات بسياري براي برقراري احترام میان افراد جامعه انجام شده است که از آن جمله مي توان به جرم انگاري توهين و فحاشي به ديگران در قانون مجازات اسلامي اشاره کرد. در ماده 608 اين قانون مقرر شده است:
مجازات توهين به افراد از قبيل فحاشي و استعمال الفاظ رکيک چنانچه موجب حد قذف نباشد شلاق تا 74 ضربه و يا 50 هزار تا يک ميليون ريال جزاي نقدي خواهد بود.
با دقت در مفاد اين ماده مشخص مي شود كه جرم توهين مي تواند به شکل گفتار، کردار ، نوشتار و حتي اشارات مختلف دست و چشم و نظاير آن باشد. بدين ترتيب اعمالي مانند :
- آب دهان به روي ديگري انداختن
- هل دادن تحقير آميز ديگري
- برداشتن خشونت آميز کلاه يا روسري از سر شخصي محترم و پرتاب کردن آن به زمين
- اشارات خاص و معنی دار انگشت دست
با توجه به اينکه عرفا باعث تخفيف و تحقير شخص است، مي تواند توهين کيفري محسوب شود. در اين خصوص بايد توجه داشت که توهين ممکن است به صورت حضوري يا غيابي باشد. در واقع لازم نيست حتما حضورا شخص مورد توهين قرار گيرد بلکه اگر فردي ديگري را در غياب او هم مورد توهين قرار دهد مرتکب جرم توهين موضوع اين ماده شده است. همچنين در انجام جرم توهين راست يا دروغ بودن نسبت ها شرط نيست و عمده مطلب اين است که گفتار يا رفتار در نظر عرف وهن آور و سبک کننده باشد.
موضوع جرم توهين
نکته ديگري که در مورد اين جرم حائز اهميت است اين است که توهين بايد نسبت به افراد حقيقي باشد و توهين به اشخاص حقوقي مثل اداره ها قابل تحقق نيست. ديوان عالي کشور در اين خصوص چنين اظهار نظر کرده است:
طرف اهانت بايد شخص معيني باشد و اهانت به يک اداره يا دستگاه مشمول اين ماده نيست.
رويه پيگيري كيفري
در صورت وقوع جرم توهين، قرباني جرم يعني کسي که به او توهيني روا داشته شده است، بايد براي پيگيري موضوع و تحت تعقيب قرار دادن کسي که اقدام به توهين کرده است به دادسراي محل وقوع جرم مراجعه و با ابراز دلايل خود از جمله شهادت شهود موضوع را ثابت و متهم را به مجازات قانوني محکوم كند.
تقسيم بندي جرايم حيثيتي
اين جرايم با حيثيت افراد در ارتباط هستند. در بررسي تفاوت اين جرايم ابتدا به تفاوت در رکن مادي آنها اشاره مي کند. احکام توهين در فصل هاي دوم و پانزدهم کتاب پنجم قانون مجازات مصوب 1370جزا و افترا در فصل بيست و هفتم اين قانون بيان شده است و جرم سوم يعني قذف به تنهايي موضوع باب پنجم کتاب دوم آن قانون است. برخي مي گويند جرم قذف زيرمجموعه افتراست. در قانون مجازات اسلامي افترا عبارت است از اينكه انسان جرمي را به كسي نسبت دهد، بدون آنكه قادر به اثبات آن باشد. پس اگر کسي جرمي را به کسي نسبت دهد متهم به افترا مي شود، اما اگر کسي مطلب کذبي را به ديگري نسبت داد متهم به جرم نشر اکاذيب مي شود. اگر بخواهيم برداشت ساده اي از موضوع داشته باشيم بايد بگوييم که افترا را از زاويه هاي مختلف مي توان تقسيم بندي کرد. مي توان گفت که برخي از موارد افترا ناموسي است که در قالب جرم قذف بحث مي شود و برخي ناموسي نيست که موضوع ماده 697 قانون مجازات اسلامي است. بنابراين در عمل ميان اين سه جرم بايد تفاوت گذاشت. توهين هم خود انواع مختلفي دارد.ممکن است توهين به واسطه مقام بالاي توهين شونده مجازات شديدتري داشته باشد.
توهين
براي تحقق جرم موضوع اين ماده مرتکب بايد شخصيت طرف توهين را بشناسد و واقف به سمت و مقام او باشد و الا عمل او توهين به شخص عادي محسوب مي شود. کيفري که قانونگذار در اين ماده براي اهانت به کساني که در سمت هاي مختلف دولتي وظايفي را انجام مي دهند و به آن مناسبت مورد اهانت قرار مي گيرند معين کرده است شديدتر از مجازاتي است که در ماده گذشته نسبت به توهين به افراد عادي در نظر گرفته شده است. در اين امر حفظ نظم عمومي و سياست اداري کشور ملحوظ بوده و حق شخصي و فردي نيست که انصراف آنان از شکايت تعقيب جزايي را کلا موقوف كند. در برخي موارد حفظ آبروي ديگران حتي مهم تر از حفظ جان آنان است. در قانون بر همين مبنا جرم توهين پيش بيني شده و براي کسي که مرتکب اين جرم مي شود مجازات در نظر گرفته شده است.
این وبگاه با پرهیز از هرگونه پرسمان های سیاسی ، تنها به پرسمان های تاریخی ، فراهمادی و فرهنگی می پردازد و نه به پرسمان های سیاسی اندر می شود و نه دلبستگی ای به اندر شدن به آن دارد. سیاست و کارهای سیاسی کار ما نیست.